1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

وقتی قراره انتقالی دائم بگیرید باید با دانشگاهی که درش دانشجو بودید تصفیه حساب کنید. عین کارهای فارغ التحصیلی میمونه. اگر خوابگاهی بودید باید برید امور خوابگاه ها و بدهی نداشته باشید. باید برید کتابخانه ی مرکزی دانشگاتون همین طور کتابخونه ی دانشکده تون. باید برید امور شبانه و جاهای این مدلی... منم این کارها رو موقع انتقالی دائمم انجام دادم.... قرار بود برای ترم بهمن توی دانشگاه مقصد درس بخونم. و دیگه دانشجوی باهنر کرمان نباشم. اواخر بهمن و یا اوایل اسفند بود که کارهام کامل انجام شده بود(موافقت نامه های دانشگاه ی های مبداء و مقصد) که برگشتم کرمان واسه تصفیه تا مدارکم رو ارسال کنن واسه دانشگاه جدید. وقتی رفتم امور خوابگاه ها گفت خانم شما n تومن بدهی داری.(مبلغ دقیقش یادم نیست فکر میکنم نزدیک ۲۰۰ تومن بود شاید ۵۰ تومن بالا پایین) گفتم واسه چی؟ گفت شهریه خوابگاه ِاین ترمت رو نپرداختی. باید بپردازی تا بدهیت صاف شه و بتونی بری... این یعنی چی؟ یعنی رسما چون من دیر اعلام کرده بودم که خوابگاه نمیخوام اینا میخواستن کل پول شهریه رو از من بگیرن. اکی . من باید در موقع مقرر شده اعلام میکردم که متقاضی خوابگاه برای ترم بهمن نیستم. ولی شما فکر کن اینا مبلغ رو از من کامل بگیرن بعد از اونی هم که ترم بهمن میاد جای من رو تخت من و توی اتاق من و جایگزین من میشه هم مبلغ تعیین شده رو کامل بگیرن !!!! دزدی تو روز روشن!!! با کلی صحبت کردن منطقی و مرتبا تکرار اینکه "من چرا باید پول خوابگاه رو بپردازم وقتی ازش هیچ استفاده ای نکردم" منو ارجاع دادن به یه اقایی .... اینی که میگم منو ارجاع دادن با حالت طبیعی نبودااا ... تایم گذاشتم و کلی "چرایی" مطرح کردم. و گرنه خیلی به این پولا علاقه دارن...بهتره بگم عادت دارن... دانشجوی پیگیر که ظلم پذیر نباشه کم هست.... منو ارجاع دادن به اقای "ف".

این اقا اصلا به هیچ صراتی مستقیم نبود.... مدام میگفت "طبق قوانین!!! طبق قوانین!!! طبق قوانین!!!" باید کل شهریه رو بدی!!!

بعد از کلی تایم و اعصاب گذاشتن بلاخره فهمیدم چیزی تحت عنوان "روز شمار" وجود داره!!!

قانون روز شمار اینطوری هست که از اولین روزی که خوابگاه برای ترم جدید باز شده تا روزی که شما اعلام میکنی دیگه خوابگاه نمیخوای ,تعداد روزها رو میشمارن با فرمولی که ظاهرا فقط برای خودشون قابل توجیح هست , حساب کتاب میکنن و میگن بابت این مثلا ۱۵ روز باید اینقدر بپردازی... واسه من این یارو حساب کرد .مبلغ دقیقش یادم نیست شاید ۴۰ تومن شد!!! 

یه سوال خیلی خیلی بزرگ که مطرح هست اینه که واقعا چرا؟ واقعا چرا؟ واقعا چرا وقتی یه همچین قانونی برای دانشجویی که به هر دلیلی دیر اقدام به انصراف از خوابگاه کرده , وجود داره این اقا بعد از کلی بحث کردن و تایم گذاشتن باید به من بگه؟؟؟!!!! من اگر پیگیری نکرده بودم ,اگه برای پولی که پدرم به حساب من ریخته بود ارزش قائل نبودم,اگه ظلم پذیر بودم, این ۲۵۰ تومن رو داده بودم و واقعا معلوم نیست این پول قرار بود کجا بره...خیلی راحت میتونن ۴۰ تومن از این مبلغ رو بریزن به حساب ِ خوابگاه ِ دانشگاه و بقیش رو بزنن به جیب!!! 

حالا ماجرا وقتی قشنگ میشه که :

من فهمیدم اینجا اوضاع قاراش میش هست .بهشون گفتم من نمیتونم برم بانک تو رو خدا نقدی ازم بگیرین (توی مراحل های اداری اگه قراره شما مبلغی بپردازی کااااااااملااااااااا خلاف قاااااااااانووووووووووون هست که مبلغ رو کارمندهای اون موسسه ـ حالا هر جا میخواد باشه بانک دانشگاه هرجا ـ دستی از شما بگیرن.باید بری بانک باید شماره حساب معتبر بهت بدن) ...یارو موافقت کرد‌:|

مبلغو دستی ازم گرفت:| حالا چی ..بهش گفتم ۴۰ تومن پول نقد همرام نیست.گفت هر چی داری بده!!!!

۳۲ تومن بهش دادم گرفت گذاشت تو کشو. منم زدم بیرون!!!

(بعد از خط بالا خیلی چیزا میشه نوشتا... ولی ترجیح میدم نویسم)

#دزدی _ تو _ روز _روشن ,  # مملکت _گل_ و_ بلبل  #فسادی _ اداری _در _دانشگاه #گوسفند ‌ـ نباشیمّ

بازخوردی به این پست، بخونیم از مترسنج

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۶ ، ۲۱:۲۸
مهسا .م

++ارزو بر جوانان عیب نیست. مثلا من ارزو میکنم بقیه زندگیم رو در یک جای سردسیر بگذرونم. جایی که هفته ای یکی دوبار برف داشته باشیم. سه چهار تا صبح بارونی هم میچسبه... از هموناییی که توی زمستون گذشته تجربه کردم و با صدای بارون از خواب بیدار میشدم (در جریان هستین که زمستون گذشته استان فارس رو اب داشت میبرد :| ) سرماش هم دلچسب باشه لطفا... از اینا که استخونم یخ کنه نباشه.لطفا!!!

کلا ادمیزاد چیزهایی که دوست نداره به هم مرتبط هستن... نورـ روشنایی ـ تابستون(از لحاظ گرما ایناش) ـ خورشید ـ گرما ـ هوای افتابی ـ بادمجون ـ کدو ـ پلو کلم (همون کلم پلو)

(به معنای واقعی کلمه خوش حال هستم که اتاقم توی یکی از قسمتای دنج و خنک خونه هست ـ دیوانه کننده بود اگر هر اتاقی به جز اینی که الان مال من هست,مال من بود. همه ی اتاق های منزل ما (به جز مال من) یکی از وجه هاشون کامل شیشه هست.نور میاد تو خوب :\ ) مادرم به دلیل علاقه ی شدید من به تاریکی و نبود نور نگران هست. نامبرده در دوران خوابگاهی بودنش هم باعث حیرت دیگران شده چرا که همه میخواستن بدونن این چطوری توی تاریکی درس میخونه :))) 

++اگر وقتی متوجه میشدیم که در فلان زمینه ضعیف هستیم, اون ضغف رو در نطفه خفه میکردیم حالا مجبور به کشتن این همه بچه ی قد و نیم قد ناقص و معیوب نبودیم.اونم به سختی. فرقی نمیکنه این ضعف خواب زیاد در طول روز باشه و یا ضعیف بودن توی یکی از مباحث ریاضی. مهم اینه تا زمانی که اون ضعف هست, تو خفت و ذلت ناشی از اون رو حمل خواهی کرد. و از اون ضعف هم ضربه خواهی خورد. 

من واسه این تابستون روی چهار تا از ضعف هام کار میکنم.میخوام ضعفهامو ضعیف کنم!

++خوبه که بدونیم:

وقتی میبینید که ایمیل یه نفر هک شده به احتمالی قریب به صد درصد اون هکر از هر روشی استفاده کرده الا هک کردن سرور. کشک و دوغ و خیار که نیست وایسی بری سرور گوگل هک کنی که(اعتراف میکنم که قبلا فکر میکردم  اون هکر رفته سرور رو هک کرده)... الان همه(اکثریت) از هوش احتماعی و یا همون Social engineering استفاده میکنن....که البته اصلا اسون نیست. باید باهوش باشید و روی اون فرد شناخت داشته باشید. به علاوه زمان بر هست. الان شما برو سرچ بزن "چگونه ایمیل دیگران را هک کنیم". اولین لینکهایی که برای شما باز شده همشون روشهایی رو پیشنهاد میدن که شما با دست خودتون دو دستی پسورد ایمیل خودتون رو در اختیار اون فرد(صاحب سایتی که رفتین توش و الان دارین میخونید که چطوری ایمیل دوستتون رو هک کنید) قرار بدید. 

خود این فرد داره ازSocial engineering استفاده میکنه برای هک ایمیل شما. (شاید بعدا یه پست راجع به این نوشتم)

++اگر دوست داشتین تعدا ضعفهایی که در طول زمان ازشون ضربه خوردین و واقعا دوست داشتین توی اون زمینه قوی باشین روبگین؟ یکی ؟ دوتا؟ سه تا؟ چندتا؟

  

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۶ ، ۱۶:۳۸
مهسا .م

Those who speak know nothing

And find out to their cost

like those who curse their luck in too many places

And those who fear are lost


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۶ ، ۱۲:۴۳
مهسا .م
۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۹
مهسا .م

++باورتون میشه هنوز توی مهدهای ما بچه ها شپش میگیرن؟ و به هم کلاسی هاشون هم این شپش رو منتقل میکنن؟ و اون بچه میره خونه مامانش هم ازش شپش میگیره؟ :|

من واقعا فکر میکردم دوره ی شپش گرفتن و این جور چیزها تموم شده!!! ولی هست.

مهد مذکور یکی از بهترین مهدهای موجود هست. میخوام بگم از نظر بهداشتی هم تو محیط کثیف و الوده نبوده!

++داریم به شبهای قدر نزدیک و نزدیک تر میشیم! هر کسی خودش بهتر میدونه دل چه کسایی رو شکسته و باید بره درست و حسابی از دلشون دربیاره! لطفا با این پیام های صد من یه غاز تلگرامی که واسه ۲۰ تا با هم میفرستیم سر و ته قضیه رو هم نیاریم.باشه؟

++امتحان امروز تقریبا یه ۱۵ نفری و شاید هم بیشتر, ۱۵ دقیقه ی اول ,برگه های سفیدشون رو تحویل دادن.سفید تحویل دادن چون ترجیح دادن دانش که سهله حتی حدسیاتشون رو هم روی برگه منتقل نکنن چون استاد گفته برگه سفید ۵ درصد نمره رو به خاطر اینکه وقتم رو نگرفته ,بهش میدم! بعد این گروه با یه افتخار و فیگوری سالن رو ترک میکردن که من بعد از دو ساعت فکر کردن و زحمت کشیدن با اون ژست نرفتم بیرون! 

استاد بودن یکی از سخت ترین کارهای دنیاست! خیلی میخواد, که ادم این چیزا رو ببینه ولی ناامید نشه. من استاد بودم دانشجو این مدلی میدیدم , احساس پوچی میکردم!

++فیلم سلام بمبئی رو دیدم. قبل از اینکه فیلم رو ببینم با این پیش زمینه ای که اووکادو بهم داده بود یه حدسایی راجع بهش زدم.و از اون جایی که چندین تا از فیلمهای پیشنهادی اووکادو رو دیده بودم و میدونستم سلیقه ی سینمایی یکسانی با هم داریم ولی خوب نشستم با جمع و به خاطر جمع دیدم! حالا دیدنش و اینکه دوزار با سلیقه ی من جور نبود یه طرف اینکه خواهر شوهر ِخواهرم با این فیلم زار زار گریه کرده هم یه طرف!!! 

به نظرتون اون تیکه که دختره دست گلزار رو گرفت و یا اون قسمتی که گلزار رفت نزدیک گردنش یه چیزی در گوشی بهش گفت(فاصله سانتی متری :))) ) ربطی به دولت ِ"مخلوطی از بنفش و سبز" داره؟!!

++دلم برای مخاطبام تنگ شده:) برای بعضی هاشون بیشتر تر:)) بله:)) ما از اون بلاگراش نیستیم :))
راستی یه سری بندگان خدا هستن اینا از بدو تولد وبلاگ ادم, ادم رو دنبال میکنن بعد من مطمئنم بعضی هاشون یه بارم رو اون ستاره ی وبلاگ منو و شما کلیک نمیکنن.اینا فازشون چیه؟ انگار داره بهت میگه:"ببین.هیچی ازت نمیخوام. میفهی.هیچی .فقط بزار اروم یه گوشه وایسم. یه گوشه باشم. میفهمی. درکم کن" :))))))


۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۸
مهسا .م