1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

بعد...

شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۳، ۰۴:۵۹ ق.ظ
سلام قبل از اینکه وبلاگ دار بشم تو ذهنم بود وبلاگهایی رو که کمتر از دو بار در ماه اپ میکنند رو لینک نکنم...ببین الان خودم به همون روز افتادم...متلک گفتن دارم توی این زمینه(موشک جان زحمتش رو کشیدن)این مدت که اینجا نبودم در واقع خیلی از  اولین های زندگیم در فضای حقیقی اتفاق افتاد.اولین اردوی دانشجویی،اولین برنامه نویسی،اولین امتحان در مقطع کارشناسی،اولین فعالیت غیر درسی،اولین سرماخوردگی،اولین دکتر رفتن و سوپ درست کردن...اولین..اولین...به دانشگاه مثل یه فرصت نگاه میکنم که مثل یه ساعت شنی داره تموم میشه.چقدر تو دوران دبیرستان معترض بودم...حسرت میخوردم...که چرا من نمیتونم کاری جز خوندن دین و زندگی و حل مسئله فیزیک داشته باشم...از تک بعدی بودن ،از اینکه چهار سال از پر انرژی ترین سالهای جوانیم رو فقط درس خوندم خسته بودم...خسته...حالا دانشجو شدم...حالا وقتی دارم تو باهنر قدم میزنم،اون دوران یادم میاد...دیگه نمیخوام اونجوری بگذره...خوشی های الکی...استرس های بیخود...اردوی دیروز که از جشن عروسی خواهرم بیشتر به من خوش گذشت،در واقع طرح اکرام ایتام بود.طرحی که اولین بار ورودی های سال 89 رشته من پایگذاری کردن و هنوز هرچند انسجام نیافته،ولی داره ادامه پیدا میکنه...در مورد این اردو توضیح اضافی نمیدم چون قرار نیست خاطره تعریف کنم.در همین حد بگم که یه هزینه تحت عنوان بلیط از هر کدوم از بچه های باهنر که مایل باشند گرفته میشه،از 9صبح تا 7شب  همون بچه ها یه اردو برده میشن.توی اون اردو 20-25 نفر بچه یتیم هم شرکت دارن.براشون برنامه های مختلف مثل:گروه موسیقی،نمایش،تولدو...تدارک دیده شده...(البته اهنگهایی مثل ابادان شهر فرنگه...غروباش خیلی قشنگه...هم زده میشه...خلاصه کنم باکس ما وقتی اومد خوابگاه حنجره نداشت).بعد هم بچه های باهنر به علاوه همون بچه های بی سرپرست یه مکان تاریخی ،تفریحی،...برده میشن.باقی مانده هزینه گرفته شده از بچه های باهنرصرف ایتام میشه...مثلا سال گذشته برای یه خوانواده بی سرپرست خونه رهن کردن ...علاوه بر این کار شایسته که هم به بچه های یتیم(هرچند تعدادشون کم بود وفقط به صورت یه نماد برای فراموش نشدن هدف اصلی برنامه بودن)هم به بچه های باهنر(شدید)خوش میگذره،کار عالی دیگه ایی هم انجام میشه...یک نفر از هر رشته ورودی سال خودش،انتخاب میشه و کسانی که مایل هستن،ماهانه 2000تومن به این فرد میدن.این فرد امین بچه هاهست.هر ماه پول جمع اوری شده رو به حساب بچه ها ی یتیم واریز میکنه.الان حدود 25 بچه یتیم تحت پوشش بچه ها باهنر هستن...چقدر قشنگ...چقدر زیبا...چقدر مفید...چقدر بچه های ورودی 89 زیبا فکر کردن...چقدر سادس این طرح...دبیر اجرایی این طرح باشکوه،اقای الف بودن.بهشون پیشنهاد دادم ،من میخوام مسئول ورودی خودم باشم.ایشون پذیرفتن و گفتن:"شاید دو سال دیگه خود شما،دبیر اجرایی این برنامه بودید."اره ...چیه ...چیه دوست من...چیه دختر خانم....فکر کردیم چند بعدی بودن یعنی این که  در کنار مدرسه و کنکورمون فقط کلاس گیتارمون رو حفظ کنیم...فکر کردیم چندتا نوت بلدیم حالا دیگه هنرمندیم...کدومش هنر هست؟!!یه ساز بلد بودن یا با یه طرح  ساده 25 تا بچه تحت پوشش گرفتن؟!!چیه اقاپسر...چیه...افرین .احسنت.واقعا جای تبریک داره که بعضیامون میتونیم فرانسه صحبت کنیم ولی خدا وکیلی به نظر خودت به کی این وسط باید گفت چد بعدی؟!!؟ما یا اونا؟!!ورودی سال 89 من استارت این کار رو زده،یکی مثل من میخواد ادامه بده...تو چی؟همین خود تو؟تو میخوای چیو ادامه بدی؟میخوای استارت چیو بزنی که ورودی چهار سال بعدت بگه :عجب فکر قشنگی...راستی اولش گفتم دانشگاه مثل ساعت شنی میمونه...طرز کار ساعت شنی رو که میدونی...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۰۳
مهسا .م

دانشگاه

نظرات  (۱۶)

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه.منا که یادتون نرفته؟
اینقدر از دانشگاه گفتید که یه جوری شدم آخه چرا ما سال دومی ها را عذاب میدید؟؟
شوخی کردم!
منم ایشالا هر پنجشنبه وبم رو آپ می کنم. البته سعی می کنم.اصلا وقت ندارم ولی یه کاریش می کنم.
ممنون.
به خاطر کار های خوبتون منتظر یه جواب خوب هم باشید از طرف خدا.
پاسخ:
سلام. دوست دارم بچه هایی که این وبلاگ رو میخونن یه تصور ذهنی از زندگی دانشجویی و خوابگاهی (قبل از ورود به دانشگاه شون) پیدا کن. پست بعد تصویر و فیلم هم اضافه میکنم تا حسابی یه جوووووووری بشید علی آقا...
تو این دانشگاه نمیشه چیزی رو استارت زد جز موضوعات درسی و سیاسی . تازه من که وقت و از اون مهم تر حوصله اش رو ندارم . پدرمون رو دارن در میارن از بس امتحان و تکلیف میدن . الان فیزیک 9 فصل درس داده میخواد امتحان بگیره . هر چی بهش میگیم بابا ما انتگرال معمولی هم بلد نیسیتم گوش نمیده از انتگرال 3 گانه سوال میده.تازه باید معادلات دیفرانسیل هم بلد باشیم.من که انقدر داغونم با مشت و لگد افتادم به جون در و دیوار تو اینجور مواقع هم فقط دوستام میتونن آرومم کنن.خلاصه حالم خیلی بده.تو برنامه نویسی هم مشکل دارم.گفته یه برنامه بنویسید که یه عدد رو بگیرره بعد بگه اول هست یانه.بعد تعداد اعداد اول قبلش رو بده .بعد ببینه این عدد جزو دنباله فیبوناتچی هست یا نه؟ تو وقتی عصبانی هستی چی کار میکنی؟
پاسخ:
سلام. خوبید؟ هدف نوع و کیفیت کارهای در مسیر رو مشخص میکنه. متناسب با هدفی که از دانشگاه اومدن دارید، میزان درس خوندنتون مشخص میشه. تمرین هم میتونم کمک کنم حلش کنید.
سلام موشک... خوبید؟ ببخشید کامنتتون پاک شد.
هدف نوع و کیفیت کارهای در مسیر رو مشخص میکنه. متناسب با هدفی که از دانشگاه اومدن دارید، میزان درس خوندنتون مشخص میشه.
در مورد تمرین هم میتونم کمک کنم حلش کنید.
سلام من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم...
چقدر جو دانشگاتون خوب هست... البته جو دانشگاه ما هم بد نیست ولی خوب این فعالیت ها با این شدت انجام نمیشه براتون آرزو موفقیت میکنم (خانوم مهندس )
پاسخ:
سلام. متشکرم. اگر امکانش هست و روحیه شو دارید شما استارت شو بزنید.
سلام. خوبید؟
چقدر عالیییییی. اردو میزان ولی من هنوز نرفتم... یعنی واقعا تحریک شدم با بچه ها یه اردو بزنیم... بعد از اون جشن کجا بردنتون؟
پاسخ:
سلام. ممنون. ما رو بردن باغ شازده... یه مکان تاریخی که البته الان یه خورده تفریحی هم شده... حالا عکساشو میزارم بعدا
منتظریم مهندس...
ببخشید... بلیطشون چقدر بود؟
پاسخ:
سلام.۲۰۰۰۰تومن...ولی خوب چون برای ایتام بود اینقدر گرفتن....رای کمک به اونا.
۱۳ آبان ۹۳ ، ۱۸:۱۷ جُودی ابُوتـــ
مرا از بر لاله ها می برند
چو مرغی به دام بلا می برند
تو را غرق خون ستم ساختند
مرا هم به بند جفا می برند
جدایم کنند از تو این دشمنان
که سرهای از تن جدا می برند
تو خون خدایی و این مشرکین
تو را کشته نام خدا می برند
اسارت که دیگر ندارد کتک
مرا با زدن ها چرا می برند
به اینان بگو ای پدر جان مرا
چرا می زنند و کجا می برند
کشیدند اینجا چو جانم به خون
کجا دیگر از کربلا می برند
گهم بر روی خارها می کشند
گهم با سر نیزه ها می برند
به طعنی جگرهای ما خون کنند
به قهری دل ما ز جا می برند
به اطفال پاسخ ز سیلی دهند
زمانی که نام تو را می برند
"مؤید" دل ما به حال آورند
چو نامی ز کرببلا می برند
دوایی به درد دلم کن حسین
که خاک تو بهر شفا می برن
التماس دعــــــــــــــــا
پاسخ:
بسیار زیبا بود این شعر....ایام محرم رو به شما تسلیت میگم.
چه باحال
هم ثوابی بردید هم حسابی خوش گذروندید
امیدوارم دانشگاه ما هم از این کارا بکنه
پاسخ:
سلام... اره این فعالیت ها خوبه...انشاءالله
شما احیانا نمیخوای چیزی بنویسی ؟ چرا سالی یه بار پست میذاری؟
پاسخ:
چرا اتفاقا کلی وقته تو راهم که بیام بنویسم نمیدونم چرا نمیرسم..... چشم این هفته حتما حتما پست میزارم
ایا از من ناراحت هستید؟ اتفاقی افتاده ؟ از متن نظرتون حس کردم دلخور هستید
پاسخ:
سلام.... نه بابا دلخوری کجا بود.... اکی هستم...
اکی هستم یعنی چی ؟
پاسخ:
یعنی با شما خوب هستم. از شما ناراحت نیستم.
آها خیلی ممنون اصلا حواسم نبود همون ok هست همش فکر میکردم یه کلمه فارسیه حتی تو لغت نامه آنلاین هم زدم بدبخت دهخدا هنگ کرد
پاسخ:
واقعا؟ بابا یه خورده از سر درس و مشق بلند شو هوا بخوره اون مغز......
سلام به همه ی دوستان.
واقعا نمیدونم چرا توی خوابگاه صفحه میهن بلاگ روی لپ تاپم باز نمیشه.
با گوشی هم که نمیشه پست طولانی گذاشت....
اگر میشد تا حالا حداقل دو تا پست گذاشته بودم....
یکشنبه صبح از انفورماتیک پست میزارم شاید هم زودتر، اگر باز بود....
پاسخ:
اخیه. عب نداره. دوستان درک میکنند وضعیت شما رو مگه نه؟
سلام خانم مهندس.. مرسی از حضورتون.. پس کی آپ می کنید؟؟
پاسخ:
سلام... همین فردا....
دانشجو یعنی یک ماه و اندی وبلاگت از بی پستی کپک بزنه، چون نت زاقارتی خوابگاه صفحه میهن بلاگ رو بالا نمی اره....
دانشجو خوش شانس یعنی بلند شی بری انفورماتیک پست بزاری عد همین امروز برق رفته باشه.....
دانشجو در به در یعنی واسه یه پست ولو سایت دانشکده های با هنر بشی که یه pc مثل آدم بیاد بالا برای یه پست گذاشتن...
و در آخر دانشجو صبور یعنی اینکه بعد از این همه دوندگی برای یه لقمه پست، بعد از اینکه دو بار یه متن طولانی رو تایپ کردی، میهن بلاگ پیام بده:اخلال در ارسال.... یعنی ااااایییی روتو برم میهن بلاگ....
پاسخ:
این واقعیت مدیر جوان این وبلاگ هست.... احساس میکنم نت اینجا داره اینجوری بهم میخنده :

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">