1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

نامزد خیالی یا سقف ارزو‍!

جمعه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۱۴ ق.ظ
با مریم و مرضیه نشسته بودیم که یهو اومد توی اتاق.مثل همیشه با لبخند وارد شد و به همه سلام کرد.مثل همیشه همه از از دیدنش خوش حال شدیم.برای کل اتاق  با بقیه هم خوابگاهی ها فرق داره.دوست و هم رشته ایی مرضیه هست که هر از یه مدت میادطبقه سه پیش ما .دختر صمیمی ،ساده،خوش صحبت یا بهتر بگم خوش تعریفی هست.بارز ترین ویژگیش، که ،هم خودش معترف هست و هم به همه، از جمله اتاق ما ثابت شده اینه که اسسسستاد سر کار گذاشتن ملت هست.جوری دروغ میگه ،یا به اصطلاح خودش ،میتونه بقیه رو سر کار بزاره که واقعا هیچ ادمی نمیتونه دستشو رو کنه.جوری خالی میبنده که وقتی میخواد راستشو بگه کلی طفلی کالری میسوزونه که بخواد به بقیه بگه: بابا من فقط سر کارتون گذاشتم،دروغ گفتم،الکی بود.یه سری اتاق ما رو سر کار گذاشته بود.میگفت من سنی ام.یه جوری از ابتدا مشکوک رفتار کرد که کلا حس کنجکاوی همه تحریک شده بود.هنوزم که هنوزه یکی از بچه ها باور نکرده که سر کاری بوده و هر موقع سر بحث  میشه میگه :بابااین سنی هست،مگ خودش نگفت!این ملیحه خانم ما علاقه وافری به مزدوج شدن دارن. با اینکه سنش زیاد نیست ولی اینجور که خودش میگه توی شهر کهنوج دخترهارو ۱۴،۱۵شوهر میدن.یعنی این که الان ۲۰ سالش هست خیلی بزرگ محسوب میشه.نشده این بیاد اتاق ما و حرف از ازدواج و شوهر نشه.هر چی هم بهش میگیم بابا ول کن،تو شوهر هیچی نیست به خوردش نمیره که نمیره.میگه شوهر یعنی همه چیز.توی جامعه ی امروزی یه دختر برای زندگی امن به یه مرد احتیاج داره و ...این ملیحه خانم، امشب اومده بود اتاق ما با همون لبخند همیشگی و صد البته با همون بحث های همیشگی .ولی ایندفعه یه ماجرایی رو تعریف کرد که فک کل اتاق افتاد!!!اقا این بعد از عید میاد خوابگاه،بعد هم اتاقیاش که همشون عقد کرده بودن ،ازش میپرسن: ملیحه این عیدی خبری نشد؟مزذوج نشدی؟خواستگاری چیزی نیومد؟...اقا این جو گیر میشه و میاد مثلا به قول خودش کم نیاره در میاد میگه:چطور خبری نشده...خیلی هم خبر شده...کل هم اتاقیاش دورشو میگیرن و...(فکر کن الان اون ویژگی خالی بندی ملیحه گل کرده اونم کجا....وسط بحث ازدواج !!!)به هم اتاقیاش میگه عید نامزد کرده!!!!برید ادامه مطلب. من:یعنی تو واقعا بهشون گفتی نامزد کردی؟!!!ملیحه:ارهمن:خوب اونام باور کردن ؟!!!ملیحه:ارهمن:  الان حتما بهشون گفتی دیگه؟گفتی که خالی بستی؟ملیحه:نهمن:چی؟ملیحه:من:یعنی اونا از عید تا الان فکر میکنن تو نامزد داری؟ ملیحه:اره بابا،من از عید به اینور هر شب 10 الی 20 دقیقه با نامزدم روی تختم جلوشون صحبت میکنم.مگه میشه باور نکنن...من:!!!!!!!!یعنی تو از عید به اینور حتی یدونه سوتی جلوی اینا ندادی؟!!! اصلا ازت نپرسیدن طرف کیه.چی کارست.مال کجاست؟تو دقیقا چی کار کردی؟شوخی یه روز ،دو روز...نه قریب به یه ماه...دیوووووونههههملیحه:همه چیز طبیعی داره جلو میره...من هر شب 20 دقیقه با نامزد خیالیم جلوی اونا حرف میزنم.مثلا میپرسم  عزیزم خوبی؟چه خبر ؟خواهرت محدثه بهتر شد؟امشب کجا میری؟به مطهره سلام برسون.اره منم خوبم.ای بد نیست...نه دیگه...امروز فقط بعدازظهر کلاس دارم....من:!!!!!!!بعد تو اونوقت اسم اینا،کلا دروغهایی که گفتی،فراموش نمیکنی؟!!!ملیحه:نه من:خوب تو ۵ دقیقه اول، احوال پرسی کردی،بعدش چی میگی؟مگه میشه هر شب 20 دقیقه حرفای غیرتکراری بزنی...ملیحه:ادم وقتی یه سوال میپرسه منتظر جواب میمونه دیگه...من ۱۰ دقیقه سوال میپرسم....۱۰ دقیقه از مهدی جان جواب میگیرم.....تازه به سوالات اونم جواب میدم دیگه...من:مهدی جان!!!!ملیحه:بهلهمن:بلاخره که باید لو بدی؟ملیحه:نه بابا .بهشون گفتم تابستونی  عقد میکنم.تا اون موقعم خدا کریمه.شاید شوهر کردم!!!من:ملیحه:....  و این پرسه ادامه داشت...ما دور از جون شما اول شاخ درمیاوردیم بعد هررررررر میزدیم زیر خنده.نکته ایی که واسه من خیلی قابل توجه بود نامزد خیالی ملیحه بود.نامزد خیالی ملیحه:پسری به اسم مهدی که اهل کهنوج هست.سربازی رفته.لیسانس کشاورزی از دانشگاه ازاد جیرفت داره.۴تا خواهر و دوتا برادر داره!!!پدرش کشاورز و مادرش خانه دار.مهدی سوپر مارکت داره و از این راه امرار معاش میکنه.خونه داره ولی ماشین نداره!!!!قرار هست ملیحه عقد رو ساده بگیره تا مهدی بتونه پولاشو جمع کنه و ماشین بخره!!!اینا خیالات ملیحه بود.ملیحه دختری هست که دوست داره ازدواج کنه و قوه ی خیالپردازی خوبی داره.واسه خودش یه همچین شخصی رو ایده ال دونسته .میگم ایده ال چون در رویا و خیال محدودیتی نیست.این مهدی خیالی کسی هست که سقف ارزوی ملیحه ست.دام به سقف ارزوی ملیحه نگاه میکنم که ایا بلند هست یا کوتاه.چرا توی رویا که هیچ محدودیتی نیست مهدی ماشین نداره؟!!کشاورزی رشته خوبی هست ولی چرا مهدی برق دانشگاه شیراز نمیخونه؟!!!سوپر مارکت خوب هست ولی چرا مهدی رییس یکی از بزرگترین،پردرامدترین و....کارخونه های ایران نباشه...چرا مهدی اهل کهنوجه؟چرا مهدی از ازاد جیرفت لیسانس گرفته؟اصلا چرا مهدی سربازی رفته؟و هزاران چرای دیگه....مهدی اینجوری هست چون ملیحه خودش رو بالاتر از این نمیدونه که توی ازدواج موقعیت بهتر از مهدی نصیبش بشه.مهدی اینجوری هست چون ملیحه به این مهدی راضی هست .ملیحه خودش رو بیشتر ندونست که بیشتر بخواد.مهدی پسر بدی نیست ولی میتونه بهتر باشه ...فقط و فقط اگر ملیحه بخواد...الان دارم به سقف ارزوهام نگاه میکنم که ایا بلند هست یا کوتاه. شماهام  نگاه کنین...
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۰۴
مهسا .م

خاطرات

نظرات  (۹)

سلام....
چه باحال جو خوابگاه....
شوهررررررر..... این که بحث همه چیز دختراست مهندس....
البته به نظرم اون علاوه بر شوخی کلا میخواسته کم نیاره
سلام... من هیچ محدودیتی ندارم مهسا جون. به خاطر همین فکر میکنم رو دست مامان بابام بمونم من دیگه زیادی محدودیت ندارم
خخخخخخخ
سطح آرزوهای هر کس به خانواده اش برمیگرده .

حتما دوستت زندگی اش پایین تر از اینه و آرزوهاش شده این .
پاسخ:
البته من افراد زیادی رو دیدم که سطح خانوادگی پایینی داشتن اما در عین حال ذهن باز و اهداف شفافی داشتن خانواده بی تاثیر نیست ولی بیشتر به خود طرف برمیگرده
راستی دنیای شما چگونه است ؟ تفاوت دنیای شما با دنیای پرنده مهاجر چیست ؟
پاسخ:
موشک شما یی؟ تفاوت چندانی ندارد..... همه انسانها مهاجرند.
خخخخخخخ مثل امتحان یادم رفت اسم بنویسم
سلام.... چه دختر بامزه اییی. ....
سقف آرزوی شما چقدر مهسا جون؟
salam.khubid?
saghf arezo.....
bahal bood
پاسخ:
Salam. Are... Shoma khubid?
با نظر موشک موافقم.
سلام
این پست رو خوندم بد نبود ولی ولی ناراحت شدم اینجوری در مورد ملیحه قضاوت کردی وقتی اطراف ملیحه کسی با سطح بالای نیس چرا توقع های بیجا بکنه به نظرم ملیحه یه زندگی آرم رو میخواد ن خیالی و غیر واقعی ن رو یا های بلند دست نیافتنی شاید ملیحه شرایط بهتر از این رو نداره پس به خودشم دروغ نمیگه با احساس خودشم بازی نمیکنه ملیحه واقع بینه ن رویا پرداز میدونه آینده هم یا شوهرش شرایطش کمی بهتر از اینه یا کمی کمتر
پاسخ:
اره..اگر اینجوری نگاه کنیم اتفاقا از خیلی از دخترا قابل تحسین تره

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">