1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

یادش بخیر

يكشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۷ ب.ظ
یادش بخیر .هنوز هم به مدرسه دوران راهنمایی ام سر میزنم.الان دبیرستان شده.یادش بخیر چقدر شکلات خریدم از اقای شیرزادی.مستخدم مدرسه.به قول بعضی ها "بابای مدرسه".یاد دوران راهنمایی و ان سن وسال و حال وهوایش بخیر.بزرگترین رسالتی که ان زمان احساس میکردم این بود که به فاطمه دختر افغانی که در کلاسمان بود و اتفاقا قدش هم از همه بلند تر بود ،بفهمانم دوست پسر چیز بدیست!چقدر ساده برایم میگفت که در خانوادشان رسم این است که نمیگذارند دختر زیاد درس بخواند .حتی دبیرستان هم نه.چون چشم و گوشش باز میشود و این خوب نیست!و من چه ساده همه ی اینها را کف دست خانم ابراهیمی ،ناظم مدرسه مان میگذاشتم!چقدر شوق و ذوق داشتیم...وقتی جلسه اولیا مربیان بود ،زنگ تفریح بدو میرفتیم دم در سالنی که مادرهامان در ان بودند و چنان در بغلشان میپریدیم و فشارشان میدادیم و ماچشان میکردیم که انگار که نه انگار فقط دو ساعت و نیم از صبحانه ایی که باهم خوردیم میگذرد! و هر دفعه هم بلا استثنا(شایدم اثتسنا) به ما پول میدادن برای خرید خوراکی از بوفه ی کوچک بابای مدرسه! و انگار که نه انگار همین صبحی دو تا ساندویچ خیار پنیر گردو و سیب با دست های خودش برایمان گذاشته!یادش بخیر! خفن ترین بحث بچه ها در زنگ تفریح حرف زدن درباره ی پسری بود که ...{ادامه مطلب} در هنرکده ی روبه روی مدرسه کار میکرد!بعضی از دخترهای شیطون و سر به هوا ی کلاس،روزنامه دیواری خود را پیش او میبردند تا برایشان "بسم الله الرحمن الرحیم"را خوش نویسی کند!یادش بخیر!همین که دختری در باره یک پسر حرف میزد ،دلیلی وافی و کافی بود برای دوری از او!!!! انگار وبا داشته باشد!!! اصلا فرق نمیکرد. همین که درباره نر حرف میزد میشد دختر بد و سبک کلاس!!!یادش بخیر!صبح ها که با سرویس اقای تدیّن میخواستیم برویم مدرسه ،دعوا سر این بود که کی عقب بنشیند و کی جلو...دخترکان 13-14 ساله ایی که اینقدر حیا و خجالت داشتن که سر عقب نشستن و این که کنار دست راننده نباشند گاهی دعوایشان میفتاد!!!یادش بخیر صبح ها که وارد مدرسه میشدم ،سمانه بااغوش باز میدوید سمت من!!!چه دوستی ناب و خالصی بود...یادم نمیرود،یک روز کامل را در گوشه ترین گوشه ی حیاط مدرسه، به خاطر اینکه بهش گفتم دیگه نمیخوام باهات دوست شم،گریه کرد!!!توی اون سن و سال و حال و هوا ،تنها گفتن یک جمله "عروس خوشکلم"کافی بود تا توی فکر و رویاها و فانتزیهایمان تا خود عرس شدن برویم!ای کاش مثل ان زمانها بزرگترین اعصاب خوردی ،دعوا با سمانه و دوستی جدید من با نسرین بود! دلم برای ان جمعه هایی که صبحش با شستن یونی فرم مدرسه و پهن کردنش روی بند شروع میشد تنگ شده!برای ان هر روز 6 صبح بیدارشدنها و گاهی غر زدنها تنگ شده!یادش بخیر!کیف و کفش نو اول مهر !!!بوی دفتر و مداد و خودکار نو...یه جامدادی پر از خودکار رنگی رنگی برای نکات مهم علوم و ریاضی...دفتر خوبه رو میزاشتیم برای ریاضی و علوم...بهتر است بروم با سمانه قراری برای تجدید خاطرات و تازه کردن دیدار ،بگذارم ،که ای کاشها و یادش بخیر ها زیاد است و مجال کم...

نظرات  (۵)

کلاً دوره راهنمایی خیلی خوبه، خوش می‌گذره ^_^
پاسخ:
تا الان که بهترین دوره من بوده
آخی دلمو هوای کردی

چقد دلم واسه دوستام تنگ شده همشونم ازدواج کردن
پاسخ:
اخی
هیچ‌وقت مدرسه رو دوست نداشتم!
من الآن راهنمایی می خونم ولی هیچ کدوم از اینا که گفتی واسم پیش نیومده
رسالتایی که ما می کنیم در حد آقای قرائتیه
جلسه اولیا مربیان که می شه ما نزدیک مادرامونم نمی ریم
زنگ تفریحامونم همیشه فیلم می بینیم(یواشکی)
و...
پاسخ:
اینایی که گفتم مال نسل ما بود.
منم بهترین خاطراتم مربوط به راهنماییه خصوصا سوم توی راهنمایی ی کلاس ۲۵ نفره بودیم که سه سال بدون کوچیکترین تغییری با هم بودیم، هر اتفاقی توی مدرسه میفتاد زیر سر کلاس سوم الف بود :)) طراح اصلیشونم خودم بودم مدیر هم هر اتفاقی هرجایی میفتاد میگفت برین فلانیو صدا بزنین :)) سال اولش بود ک مدیر اونجا شده بود با روحیات ما آشنا نبود و ما هم نهایت سواستفاده... :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">