1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

فضای امتحانات

سه شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۰۲ ب.ظ

و بلاخره این فصل نفس گیر امتحانات بنده اتمام یافت و الان بنده رها و ازاد تشریف میبرم به تعطیلات بین ترم...کلا بین ترم همیشه به من خوش میگذره چون علاوه بر اینکه منزل هستم و اهل منزل از راه دور و نزدیک دور هم جمع میشیم تولد اینجانب هم بین ترم هست و بیشتر تر خوش میگذره...بگذریم...میخوام یه کوچولو از حس و حال  و فضای فصل امتحانات و اوضاع این دوهفته بگم.

++ادمها متفاوت هستن٬نوع تربیت خانوادگیشون٬شهر و محیطی که درش بزرگ شدن٬سطح فرهنگشون و همه و همه روی برخورد و واکنشهای ما ادمها به مسائل تاثیر میزاره...دغدغه ها یکی هستن ولی واکنشهایی که بهشون داده میشه از سمت ادمهای متفاوت ٬متفاوت هست.

تو فصل امتحانات همه درس داشتیم٬همه تحت فشار عصبی و روانی هستیم ٬ولی بعضیها بد رقم بهم میریزن.جوری که مثلا یکی یه دور با بچه های خوابگاه و خانواده و دوستای صمیمی و همکلاسیش جر و بحث میکنه....اول از همه خودش و بعد بقیه رو اذیت میکنه...و در نهایت هم معذرت خواهی و بخشیدن...ولی خوب معمولا کمترین یادگار جر و بحث لفظی یه حس بد و بهم ریختن ذهن و ارامش دو طرف هست.که اونم باز خیلی از فاکتورها تاثیر دارن در این که طرف به چه مدت زمان احتیاج داشته باشه که دوباره اروم بشه و تمرکز ذهن پیدا کنه.

تو فصل امتحانات یادمون باشه ٬این فقط خودمون نیستیم که یه کوله بار مطالب حجیم و مفهومی ریخته سرمون! چون اولا فکر کردن به اینکه معمولا اینجور دغدغه ها ٬دغدغه روزانه یا بهتر بگم دی ماهانه اکثریت هست ٬یه جور حس اروم شدن به ادم میده که ببین فقط من نیستم!بقیه هم اینجورین!در ثانی یه سری از دغدغه ها تمومی ندارن.مثل همین درس و امتحان و پروزه و پایان نامه و مقاله و غیره و ذلک!باید باهاش کنار اومد!چون بلاخره فصل امتحانات هم بخشی از روزهای زندگی ماست!اغلب شامل روزهای جوونی ما میشه...فکر کن بهترین روزهای جوونی رو با نداشتن یه متد و چهار چوب رفتاری به خودت زهر مار کنی!!!

++ای اساتید ...و ای کسانی که هنوز استاد نشدید ولی قصدش رو دارید که بشید...بدترین رفتاری که یه استاد میتونه سر جلسه امتحان داشته باشه اینه که٬یک نفر که برگش رو داد و رفت٬استاد وایسه دقیق به برگه اون جلوی بقیه که هنوز سرجلسه هستن نگاه کنه... در واقع تصحیح چشمی انجام بده...این درد را هر که باشد دچار میفهمد .... بد حسی به ادم میده!نکنید جان من این کارو! دانشجو میترسه برگش رو بده...

++ای استاد و ای کسی که قصد استاد شدن داری....وقتی دانشجو بلند میشه که برگش رو بده یعنی تمام فکرهاش رو کرده و هر چی بلد بوده نوشته و حالا دیگه بلند شده....به برگش نگاه نکن و ازش نپرس چرا اینو ننوشتی و مجبورش نکن که دوباره بشینه و مثلا فکر کنه...و اینقدر دانشجو رو در معذورات قرار نده...فکر کن چیزی به ذهنت نرسه و دوباره همون برگه رو بخوای تحویل بدی....عامو ولمون کن وجدانا !!!

++وضعیت اتاق تو فصل امتحانات دیوانه کننده است!!!ماست کپک زده٬نون کپک زده٬قابلمه توش پلو کپک زده....شاید باورتون نشه ولی من دیشب ماسک زدم٬از بوی کپک :|  { پلیز اگر خوابگاهی نبودی و نیستی دونت اظهار نظر و نصیحت و ... در مورد این بند :|  }

++وقتی میدونید درسی رو میفتید ٬خوب بزارید با شرافت بیفتید...این جملاتی که پای برگه ها نوشته میشه به نظر خود منی که دانشجو هستم خز ترین رفتار ممکن هست!!! بابا بیخیال...این استاد اهل نمره دادن نیست! ولش کن! ترم دیگه ایشاالله:)

++امروز هم اتاقیم امتحان شیمی الی داشت ٬همین که برگه رو گرفته به استادش اشاره کرده٬استاد امده بالا سرش٬مل مل گفته:استاد تو رو خدا٬تو رو به ابلفض با ۹ بنداز .....

:))))))))) فکر کن اول امتحان اینو گفته!کلا از یه جایی به بعد دیگه نمره مهم نیست فقط پاسی مهم هست...بعد دیگه از یه جایی اونور تر تر دیگه پاسی هم مهم نیست...باید حساب کنی با چند میفتی:)))) این رفیقمون شونصد و بیستو ۷ بار معدلش رو حساب کرد:)))

++در طول ترم سعی کنید یه گوشه کلاس مثل یک دانشجوی کاملا معمولی بشینید و کاملا معمولی درس گوش بدید و کاملا معمولی باشید...اینقدر خفن بازی در طول ترم در نیارید که چنان در نظر کلاس و استاد بولد بشید که ..... بیخیال...این اصلا یه پست جدا میخواد :|

++فعلا ؛)

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۲
مهسا .م

نظرات  (۵)

۲۲ دی ۹۴ ، ۱۵:۱۷ خانومی ...
من دقیقا میخواستم درمورد بند کپک اظهار نظر کنم :))

پاسخ:
بند کپک مشروط هست:))
۲۲ دی ۹۴ ، ۱۵:۵۹ مترسک ‌‌
ترم آخر بودم اما درسی که برداشته بودم رو عموماً ترم اول یا نهایتاً دوم بر می‌دارن و همون طوری طی ترم بابت هم‌کلاسیای ...ـمون اذیت شدم، استادمون هم هرچند استاد خوش‌نامی بود اما نمی‌دونم چرا آخر ترم قاطی کرد! سوالایی داده بود که اصلاً تدریسشون نکرده بود! من هم که خیر سرم بزرگ‌تر جمع بودم، بچه‌ها نیم‌ساعت اول که هی با من صلاح و مشورت می‌کردن که اصلاً چیزی بنویسن یا نه :)) که گفتم بنویسید بهتر از برگه سفیده! خودم هم هرچی اون انتهای ذهنم و لابه‌لای اطلاعات عمومیم بود ریختم توی برگه! آخرای امتحان شد دوباره جمیعاً صلاح و مشورت گرفتن که پایین برگه عریضه‌نویسی بکنن یا نه :)) که گفتم استادش اعصاب این کارا رو نداره، ننویسید تا خودم باهاش صحبت کنم؛ اینم بگم که روزای اول ماه رمضون بد؛ شبش یه ای‌میل براش فرستادم که استاد به نمایندگی از همه دوستان خواستم بگم توی این روزای عزیز ما رو هم از دعاهاتون محروم نکنید، التماس دعا! فرداش جواب داد: محتاجیم به دعا :D
خلاصه بگم هیچ کسی رو ننداخت، هرچند نمرات عجیب و غریب داد اما داد؛ مردونگی کرد و ننداخت؛ نمی‌دونم چرا یاد این حادثه افتادم اما حس کردم یه ربطی داره :|
پاسخ:
اره ٬ربط داشت ؛)
سلاام
مبارک باشه!
فک کنم مجاز باشم در مورد کپک و ... حرفبزنم! مام تو همین محیطا ب فنا رفتیما..!
این لینک در موررد اوضاع شب امتحان و نمرات:
http://www.dishlame.blogsky.com/1386/10/02/post-21/

و اما بعد! بهترین لحظات دانش جویی من همین زمان تعطیلیات بین ترم بود متاسفانه! البته امثال ما 2-3ماه یا بیشتر خونواده رو نمیدیدم(خود آزاری داشتیما!)
در مورد کپک : خب البته بعضی اتاقا اینطوری بود اما مال ما نه! البته اتاقای بسیار تیزتر از ما هم بودنا...
در کل مبارک باشه...
پاسخ:
عجب پسرای متفاوتی! این راز تمیز بودنتون چی بود؟ 
مرسی بابت تبریک :)
برای من الان دیگه به جای زندگی تا تیر امتحان جاریست:|
پاسخ:
اوه، امیدوارم خوب بگذره ؛)
سلام عزیزم زادروزت فرخنده باد، امیدوارم در کناره خانواده تعطیلات خوبی داشته باشی.
پاسخ:
ممنون، البته زادروز بنده ششم بهمن ماه هست ؛)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">