1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

something

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۳۵ ب.ظ

++عمیق بودن تا حدود زیادی ربطی به سن و سال نداره...ادمهای عمیق بلاخره تشخیص داده میشن ٬اما نه به سادگی بیشعورها.

++ادمهای اطرافتون رو به جایی نرسونید که حتی اگر بهش فحش هم بدین با یه لبخند از شما بگذرن...خود دعوا و بحث کردن یعنی که تو هنوز یه ارزشی داری...سکوت گاهی به معنای ناامید شدن ازتوست.

++کادوی تولدش رو بهم نشون داد.یه کادوی شیک با بسته بندی شیک.

یه کشیده ی اب نکشیده به حس کنجکاویم زدم ٬جوری که تا اخر فقط از کیف و کمربند شیک و مشکوکش تعریف کردم و اصلا هم نپرسیدم :از طرف کی؟

++اولین برف زمستونی کرمون دیشب بارید

لوکیشین:خوابگاه خواهران دانشگاه باهنر

من در حال اواز خوندن زیر دونه های ریز برف

نبسته ام به کس دل...نبسته کس به من دل...چو تخته پاره ...............

غری ی ی ی به ه ه ه  اشنا ا اا ا ا ا ا دو و و و و و ست دا ا ا ا ا ا رم بیا ا ا ا ا ا ...میشینم میشمارم روزا وو لحظه ها تا برگردی بیای بازم اینجاا ا ا ا ا ا...چه خوبه سقفمو و و و ون یکی باشه ه  باهم م م .........

تو ای بال و پر من ...رفیق سفر من ...میمیرم اگه سایت نباشه رو سر من............

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد....انگار نه از یه شهر ...............

تو چرا خسته نمیشی از من دیووونه ....از منی که شب و روزام مثل هم میمونه....تو چرا چیزی نمیگی این خودش کابوسه...غصه کم کم جون میگیره دل یهو میپوسه...............

یاا اا ا اا  ا ر دبستانی من با من و همراه منی ....چوب الف بر سر ما بغص منو اه ه ه منی.......

ستاره ها نحفتن در اسمان ابری ...دلم گرفته ای دوست ....هوای گریه با من...هوای گریه با من.....

{تمام شعرهای بالا رو به فاصله یک دقیقه از هم میخوندم...غرببه اشنا رو جوری خوندم که قطعا تمام کائنات شنیدنش...ستاره ها نحفتن  رو ار ته قلبم خوندم}

++دهه هفتادی هستم ولی تا به حال به یاد ندارم یکبار حس اواز من با اهنگهای دهه ی خودم همراه شده باشه...

++شما یه کتابخونه داری که سه تا قفسه داره...قفسه اول مربوط به رمانهاست...طبقه دوم مطالعات اقتصادی...طبقه سوم مطالعات ریاضی...

دو تا از این طبقه ها پر هستن ...پُرِِ پُر...ولی طبقه سوم خالی هست..خالی خالی...هیچ وقت پر بودن دو تا طبقه اول مانع از احساس نکردن جای خالی کتابهای طبقه سوم نمیشه...هر چیزی جای خودش...قصه ی ما ادماست.

++یکی از احمقانه ترین رفتارهایی که یک انسان میتونه انجام بده این هست که٬ بخواد از حق کسی دفاع کنه ٬که خود اون طرف سکوت رو ترجیح داده!!!

++یک ورود ممنوع رو فرض کنید.درسته ورود ممنوع هست ولی بعضی از ماشینها چون همیشه داخل این ورود ممنوع میرفتن به عادت سابق بازهم میرن...در واقع مقدار توقف اونها سر ورود ممنوع صفر هست .یه سری ماشین دیگه ابتدا توقف میکنند٬تابلو رو میبینند٬ بعد به تابلو اهمیت نمیدن و وارد ورود ممنوع میشن.یه عده دیگه هم کلا مودب و قانون مدار هستن و کلا وارد نمیشن.خوب حالا موضوعات اینچنینی در دنیای واقعی باعث به وجود امدن یه مبحث در دنیای ریاضیات شده به اسم "تابع توزیع متغییر تصادفی امیخته"...در واقع متغییر تصادفی امیخته از بیشتر جهات شبیه متغییر تصادفی پیوسته هست ولی خوب یکی دوتا نفطه ناپیوسته هم داره.بعه از رد کردن اون یکی دوتا نقطه تابع پیوسته ادامه پیدا میکنه...

شما با یه ورود ممنوع برخورد میکنی ٬میشه با بدست اوردن یه سری داده اولیه میزان احتمال شما رو به ورود ممنوع محاسبه کرد..به نظرم خیلی مبحث جالبی هست:))

++فعلا ؛)




موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۲۳
مهسا .م

نظرات  (۵)

برفــــ به به! اینجا هم اومد. :)
نهفته با هـ‌ی دو چشمه! :دی
بی‌شعور تشخیص دادن نمی‌خواد، داد می‌زنه خودش! :)
متغیر هم یه دونه ی داره! املا رو با تک‌ماده اومدی بالا. نه؟! خخخ
به این نمی‌گن دفاع، رسماً خودزنیه. کودوم احمقی این حرکت رو زده؟! خخخ
+ بشین بگرد ببین هر کودوم از این جملات به کجای پستت مربوط می‌شه! خخخخ
پاسخ:
اصلا هرکی املاش قوی باشه باید به ریاضی فیزیکی بودنش شک کرد :)))))
{دوستان خط بالا فقط جنبه شوخی و طنز با جناب دکتر سین را دارد و فاقد هر گونه منظور دیگریست}
پست انفجاری بود ;-)

+خوندن گاهی خیلی خوبه... خیییلییی:-)
پاسخ:
پست حاصل انفجار بود ؛)
۲۳ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۱۷ نفس نقره ای
برف؟ :\\\
پاسخ:
محله شما نیامد :| 

اه دیشب کرمون برف اومد واقعا؟ :)
چقدر خوب.
.
پارسال ک کرمان بودم برف نیومد نیومد تا شبی ک ترم تموم شد! داشتم میرفتم خونه.
فرداش گفتن کرمان 20سانت برف اومد :/
حالا بماند که مصیر 8-9ساعت رو اون شب12ساعت اومدیم بخاطر بارون و برف
پاسخ:
سلام.اره یه برف ملایم اومد دیشب.
فکر میکنم پارسال حول و حوش بیست اسفند بود که برف سنگین اومد...همون موقع تمام سفرهای زمینی و هوایی رو کنسل کردن...شما خوب فرار کردی...و گرنه باید دو روز میموندی کرمان تا جاده ها باز شن.
منم برف میخوام 😢
پاسخ:
دیدمش بهش میگم؛)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">