1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

مهاجرت (۱)

يكشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۵، ۰۵:۲۹ ب.ظ

ساعت ۱۱:۴۵ پرواز داشتم.خوشبختانه تا الان هیچ وقت تجربه ی اینو نداشتم که پروازم تاخیر داشته باشه.و به خاطر همین از هواپیمایی ماهان که در بقیه پروازهاش کلی تاخیر داره و نمیدونم جریان پرواز های کرمان چیه که به موقع انجام میشه٬کمال تشکر و قدردانی رو دارم.

وارد فرودگاه میشم .میرم که کارت پروازم رو بگیرم.به هر کدومشون نگااه میکنم انگار سه چهار مثقال تریاک برداشته مالونده به لبش.اخه ای موجود٬انسان عادی و معمولی که در سلامت کامل به سر میبره قطعا هدفش از ارایش زیبایی هست.اخه تو چرا فکر میکنی با لبای سیاه و ذغالی زیبایی؟ اَبروش به زور یک سانت میشه .با قطر یک میلی.بعد خوب همینم میزدی میرفت پی کارش.تو که مداد کشیدی تو ابروات که!!! اسمم رو میگم و متوجه میشم اشتباه میکردم که ۱۲:۴۵ پرواز دارم.پرواز ۱۱:۴۵ هست.کارت پرواز رو میگیرم.میگه ساک نداری.میگم اره.با یه اخم خاص میگه چرا نیاوردیش...توضیح میدم و بقیه ماجرا....اخلاق ندارن:| به اون یکی نگاه میکنم.قطعا از همون مدادی که واسه ابروهاش استفاده کرده واسه لبش هم استفاده کرده...شما به من اعتماد کنید.رنگش عین هم بود..میاد ازهمون مداد هم برای ابرو و هم برای لب استفاده مکنه تحت این منطق که:اخه کی میفهمه!!! عملا خودش و ادمای شعاع دو متریش رو حساب نمیکنه جزء ادما...

وارد سالن میشم. ساکم خیلی سنگین هست.چندتا مرد(نر) ایستادن و ...

یکی مشغول بازی با بی سیمش هست .اون یکی با بغل دستی حرف میزنه و یکی هم اجبارا پشت سیستم داره ساک ها رو چک میکنه...الان به جز اونی که پشت سیستم بود نقش اون دوتای دیگه که لباس دولت و کادر فرودگاه رو به تن دارن چیه دقیقا؟که حقوق بگیرن بعد الاف همین طور دور هم پشت سیستم بگن بخندن و مثلا مدل ریش جدید باجناق هاشون رو مسخره کنن و به تحلیل مسائل مزخرف سیساسی که دوزار درش نه سواد دارند و شم سیاسی بپردازند؟!!! از یکی شون خواهش میکنم ساکم رو بزاره روی اون قسمت تا چک بشه...ساک چک میشه و میرم واسه سالن ترانزیت

تشنم.میرم سمت اون قسمت مثلا کافی شاپ تا یه گلویی تازه کنم.یه نوشیدنی برمیدارم.میگم چند میگه ده تومن...پیش خودم میگم احتمالا اشتباه شنیدم.دوباره میپرسم و اون دوباره میگه ده تومن...پیش خودم میگم خدایا من که دفعه اولم نیست دارم اینو میخورم.روشو نگاه میکنم همون قیمت همیشگی ۵۵۰۰ هست.میگم ببخشید روش زده ۵۵۰۰ ٬به خاطر اینکه تو فرودگاه هست گرون میدین..کاملا راحت میگه:اره٬دیگه اجاره ها رفته بالا !!! ایا اجاره ها واقعا رفته بالا؟ ایا او راست میگوید؟ اگر اجاره ها رفته بالا مقصرش کیست؟ اگر رفته بالا چقدر رفته بالا که باید قریب به دوبرابر قیمت از مسافر اونم دانشجو پول گرفته شود؟ حالا همه ی این تحلیل ها به جهنم.مهم یه چیزه اونم اینکه من ۴۵۰۰ اضافه پول دادم:))) دیگه هر کس هر طوریش هست و این مشکل از کجا نشات میگره مهم نیست.تاوانشو من دارم میدم:)))

تو کل پروازهایی که داشتم فقط یک مهماندار بود که تو ذهنم موند...بقیه از یاد رفتن چون ادمهای معمولی و سطحی مثل اکثریت  بودن...مشخص بود کارش رو با عشق انجام میده.اصلا کاری به بقیه همکار هاش نداشت.ورای مسئولیتی که داشت کار انجام میداد..خودش تمام مسافرها رو چک میکرد..تذکر میداد یکی از هندسفری هاتو بیار بیرون...کیفارو میگرفت...یه مهماندار ساده بود ولی کارش رو درست و تمام و با کیفیت ۱۰۰ انجام میداد.اگر تو این مملکت همه اندازه ی همین مهماندار احساس مسئولیت میکردن و کارشون رو درست انجام میدادن قطعا الان اوضاع این نبود.

سر راه قبل از اینکه برم خوابگاه میرم ترمینال تا پول بلیطهای کنسل شده رو پس بگیرم. سیر و سفر گیر میده.اونم گیر الکی.اخرشم میگه تا ۲:۳۰ برات کارت به کارت مکینم .ساعت چهار هست هنوز نفرستاده و مجبورم زنگ بزنم و یاداوری کنم خانوم پول منو بریز.بعد پشت تلفن یه فرد جدید هست که از ماجرا خبر نداره ٬میاد میگه میخواستی بیای ترمینال پولتو بگیری!!!! نمیدونه من اونجا بودم .با نهایت بداخلاقی حرف میزنه....


میدونی...مهاجرت نه برای امکانات رفاهی٬مهاجرت نه برای ادامه تحصیل و دانشگاهای خوبشون....مهاجرت برای یه لایف استایل جدید.حتی فقط یه بار...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۱۵
مهسا .م

نظرات  (۶)

متاسفانه این واقعیتیه که از کنار خودمون از محله و کوچمون مارو احاطه کرده تا هر جایی که جلوتر بری! به چ زبونی باید گف آدم احترام میخاد...

الانسان عبید الاحسان، آدمیزاد دنبال احسانه، خوبی و خوش خلقی کار سختی نیس نمیفمم چرا ماها اینطور بار اومدیم...

هر موقه تو هر اداره یا سازمانی میریم همین سوالات برامون پیش میاد...این حقوقها و مناسب از کجا میاد و به کیا داده میشه؟ این حسادت یا خودخاهی نیس یه قیاس سادس با بیشمار افرادی که میشناسیم و لیاقتشون بیشتر از اوناس... افرادیکه چند برابر اونا زحمت میکشن و کمتر توقع دارن ولی همیشه اخر صفن...

...

اینا بوق ناله نیس! اینا حسرت موقعیت و پتانسیلهای فعلیه که براحتی نادیده گرفته میشن...اینا اعلام بی انصافی و بی عدالتیه...

مهندس داغ مارو تازه کردی! منو ولم کنی هزار تا مصداق برات انشا میگم!

پاسخ:
اداره جات بزرگ که سهل هست من این برخورد افتضاح رو دارم تو محیط دانشگاه میبینم...انگار این وسط هر کسی هر چی بتونه و از دستش بربیاد از زیر کار درمیره بیش از حقی که داره وام میگیره و میخوره و.....

جوری در مملکت ما همه چیز بهم پیچیده که ادم میمونه به چی اعتراض کنه...
خیلی چیزها به تحریم و اقتصاد و اینا ربط نداره...اربط به خلاق یک جامعه داره...خیلی از گرونی ها حتی به تورم ربط نداره....من نوعی خودم جنسم رو به خاطر سود بیشتر گرون میفروشم و بعد همین من نوعی میام اون جنس گرون رو میخرم و ازش یه جورایی حمایت میکنم...همه چیز مشکل داره...ملت... خودمون..دولت...
پاسخ:
گاهی اوقات فکر میکنم اسمون همه جا یه رنگ...درسته بعضی از کشورهای اروپایی فرهنگی بهتر از ما دارن ولی رانت و رشوه و دزدی تو همه کشوری هست..
به امید یه حکومت جهانی ...
بدم میاد ازین جورابروها بااونهمه نازوادایی که ازشون میباره. خیلی جالب توصیف کردی خخ
همه چی رو گرون کردن همه چی کرایه ها بلیطها مواد غذایی هم که...
واقعا مملکت درست درمونم ارزوست.
پاسخ:
ارزوست...ارزوست .
ببخشید مادمازل ولی مگه مسئول حراست فرودگاه حماله ؟؟؟ تو فرودگاه شغلی به نام حمالی وجود نداره و هر کس مسئول چمدون های خودشه . تو همه جای دنیا همینه . یه مستندی هست به نام مرزبانان کانادا که اتفاقات فرودگاهشون رو نشون میده  . من اونجا هم حمال ندیدم . خودمم تو هیچ فرودگاهی حمال ندیدم . ایشون خیییییییییییییلیییییییییی لطف کردن که چمدون های شما رو بلند کردن و اصلااااااااااااا وظیفه شون نیست . فقط تو فرودگاه یه عده هستن که این کار رو انجام میدن و چمدون ها رو بلند میکنن و برای شما میارن که اونا هم پول میگیرن  . هیچ کس وظیفه نداره چمدون شما رو بلند کنه و اگه چمدون هاتون زیاده مشکل شماست !
و حق ندارید به خاطر کاری که جزو وظایفشون نیست بهشون بگید نر !!!  این توهینه .

در مورد قیمت هم نباید دو برایر باشه ولی این که مقداری بیشتر باشه طبیعی هست . مثلا یه مغازه که تو یه محله ی گرون  باشه نسبت به یک دکه یا یک مغازه تو محل ارزون اجاره ی بیشتری باید پرداخت کنه و این حق رو داره که گرون تر بفروشه و منطقی هم هست چون یک جنس تو مثلا پایین شهر باید ارزون باشه و تو بالای شهر که مردم وضعشون خوبه باید گرون باشه . همه جا همینطوری هست . کلا قیمت همه چی تو بعضی جاها که کرایه ی زیادی میدن بیشتره ولی نه دو برابر !

در مورد مهاجرت هم فقط اینو میگم که اگه به فکر یک زندگی خوب هستی آمریکا و کانادا بهتر از اروپا هست . اروپا فقط یه جاییه برای آرامش . فرصت شکوفایی اقتصادی تو کشور های شینگن اروپا وجود نداره یعنی همه تو یه سطح هستن تقریبا . اگه اروپا دوست داری فقط به انگلیس فکر کن . تو اروپا ممکنه خونه ی یک پزشک با خونه ی یک کارمند معمولی در یک سطح باشه . مثلا تو آلمان خیلی ها بنز دارن ولی دیگه به چه دردی میخوره ؟ بنز وقتی خوبه که فقط تو سوارش باشی . وقتی همه دارنش دیگه یه ماشین خیلی عادی محسوب میشه .

کلا اروپا رو فراموش کن . اروپا جای خوبی برای درس خوندن هست اما برای درآمد و زندگی خیلی خفن جای خوبی نیست . فقط یه توصیه دوستانه بود :))
پاسخ:
اعتراف میکنم با منطقی که اوردی موافقم و اشتباه کردم وظیفه ی اونها دونستم.ولی ببین گاهی انسان در شرایط سختی هست و از بی تفاوتی طرف یه حس بد بهش دست میده.توان فیزیکی بلند کردن اون ساک رو نداشتم و چقدر خوبه وقتی چندتا اقا شاهد این صحنه هستن کمی مایل به کمک دادن به یه خانم باشن.
حالا یه سوال...وظیفه ی حراست فرودگاه دقیقا چیه؟؟؟حراست از چی؟جان؟ مال ؟ناموس مردم؟اینا وظیفشون هر چیزی هست چند درصد مطمئنی درست و ۱۰۰ انجام میدن؟فرودگاه هم مثل یه سری سازمان دیگه که مثل همه ی سازمانها چندصد کارمند داره که میزان کار مفیدشون در روز به چند دقیقه بیشتر نمیرسه.
++مستندی که دیدی همون نبود که در حین بازرسی یه اسباب بازی پیدا کردن که درش ماده ی قاچاق بود؟ فکر کنم منم دیدمش.
++فکر کنم حکم اسلام هم باشه که اگر میزان سود به اندازه ی قیمت خرید جنس باشه حرام هست...ولی خوب چقدر هم ماشاالله نظارت  هست و چقدر هم خود ما مردم وجدان داریم و این مسئله رو رعایت میکنیم (ورای حکم اسلام)!!!
++مرسی از توصیه دوستانت:))

اگه میخوای ببینی تو یه کشوری جای پیشرفت اقتصادی هست یا نه به خیابون هاش نگاه کن . اگه تو خیابون ها کارتن خواب و گدا وجود داشته باشه یعنی تو اون کشور میشه پیشرفت کرد. همیشه در کنار کوخ نیشین ها کاخ نیشین ها وجود دارن . اگه فقیری نباشه پولداری هم نخواهد بود . تو آمریکا فقر زیاده . ثروت هم زیاده . کلا اختلاف طبقاتی همیشه بد نیست . میتونه این پیام رو بده که ممکنه یه روزی  فقیر یا پولدار بشی . اما اگه اختلاف طبقاتی نباشه یعنی باید یه زندگی معمولی داشته باشی .

 مثلا تو همین ایران  هم خیلی ها پولدارن چون اختلاف طبقاتی هست

اختلاف طبقاتی خوبه !

دقیقا برعکس تصور عموم مردم .
پاسخ:
اره.ولی به نظرم خودخواهانه هست...اصلا از لحاظ وجدانی و انسانی  درست نیست من ثروتمند باشم و دیگری فقیر.درسته که اختلاف طبقاتی باعث و بانی پیشرفت مالی هست...ولی جامعه نرمال جامه ای هست که مردم فقیر درش وجود نداشته باشن.به علاوه فقر عامل خیلی از فسادها و مسائلی هست که گریبان گیر کل جامعه میشه و این اصلا خوب نیست.نمیتونی فرزندت رو محبوس به داشتن رابطه فقط با قشر ثروتمند کنی.فقر یه تحدید بزرگ برای یه جامعه است...فقر یعنی وقتی تو داری با زن و بچت از یه مهمونی عیونی برمیگردی با یه سلاح جلوت رو بگیره و یا به منزلت دزد بزنه و تو یه لحظه جلو چشات چیزی رو از بین ببره که تمام عمر برای داشتنش تلاش کردی.
سلام
تضاد طبقاتی که ایران و آمریکا دارند با همین دیگه خیلی متفاوته!
اقتصاد ایران کثیف و بیماره و کسی که توی ایران رشد میکنه به احتمال 99 درصد یه شارلاتان و عوضی به تمام عیار است ولی در نقطه ی مقابل آمریکا اینجوری نیست و 99 درصد افرادی که اونجا موفق هستند به خاطر هوش اقتصادی و لیاقتشون رشد کردند...

در مورد مهاجرت هم به نظر من آمریکا بیشتر برای افرادی که خوبه که توی یه زمینه ای نابغه باشن و بخوان که بلند پروازی کنن ولی اگه کسی بخواد یه زندگی آرام و با کیفیت داشته باشه میتونه به استرالیا ، کانادا و یا اروپا فکر کنه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">