1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

خونه غرق سکوتِ ٬دلم در حسرت عطر تو بی تاب

جمعه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۳۵ ب.ظ
++وقتی از یه مبحث بدت میاد یعنی بدت میاد...وقتی یه نفر بادمجون بخوره حالت تهوع میگره یعنی بادمجون برای معدش قابل هضم نیست...این دقیقا حسی هست که من نسبت به مبحث افراز و مجموعه های اندیس دار و هم ارزی دارم:)
++وقتی رفتم خونمون بعد از اینکه با سریال شهرزاد خودم رو خفه کردم و تمامی قسمتهای ندیده رو طی یکی دو روز دیدم میرم سراغ رمانهای ژول ورن:) از صبح بشینی تمومش کنی تا شب.بعد حوصلت هم سر بره بینش:|
++حتی تو عادی ترین رابطه هاتون هم مرزها رو شما تعیین کنید...شما یک قدم عقب بایستید٬ و مرز کلام ٬صحبت ٬صمیمیت ٬و رفتار رو تعیین کنید:)
++تیم acm دانشکدمون رفته فینال :) دمشون سشوار :)
++گاهی فکر میکنم کسانی که وبلاگ و یا دفتر خاطرات و یا یه جایی که برای خودشون بنویسند ندارن٬چطور زندگی میکنن؟ و نمردن تا حالا؟
++یه بنده خدایی بود میگفت:یه جاهایی از زندگی هست که ادم نه دوست داره کسی رو دوست داشته باشه و نه دوست داره کسی اونو دوست داشته باشه٬به نظرم قابل تعمله :|
++بلاخره یه شب هر چقدر دلم بخواد پیاده روی میکنم و به عقلم اجازه نمیدم به اینکه" کار مهمی دارم که باید برگردم اتاق" فکر کنه:|
++واکنش من به خودم وقتی یه پستی مینویسم که دوسش ندارم:به جهنم٬به درک٬وبلاگ خودمه اصلا :|
++بعضی از دهه هفتادی ها رفتارهایی دارن که صدای خود هم دهه ای هاشون هم در میاد...همین ها هستن که دستو بال ادم رو در مواجهه با دهه شصتی ها میبندن...و اتفاقا بحث پیش بیاد یکی هم که مثل همه نیست باید سرکوفت اونا رو بخوره:| در ۷۰ درصد مواقع اقایون :|
++اصلا مد شده...انگار مریض شدیم هممون..هر کی بیشتر بهمون بد رفتاری کرد بیشتر میریم سمتش...من نمیدونستم این مرض بین بلاگر ها هم وجود داره :|
++داشتن خانواده ی تحصیل کرده همیشه هم خوب نیست...ممکنه زیاد از حد با این جمله رو به رو بشید:"من وقتی هم سن تو بودم ........"
++فعالیت گروهی خوبه ولی وقتی همه اساس فکرشون تشکلی باشه٬ نه اینکه هر کدوم بخوان متد زرنگ بازی خودشون رو پیاده کنن ..عب نداره..کلا به بعضی چیزا میگن تجربه:)
++فرشته ی نجات:سلام مهسا جون ٬خوبی؟ چیزی لازم نداری؟
مهسا:چرا ٬لطفا در مورد قسمت سرچ پروژه ی این ترم توضیح بده..کد هم زدی زدی:|
++الان یه ارزو کن: همین الان ساعت بشه ۶ فردا عصر ....

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۱۷
مهسا .م