1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

صدا محکم بیاد

جمعه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۳۲ ب.ظ

یهو یه صدا بیاد.

صدای محکم.

صدایی مثل کوبیده شدن یه چیزی به دیوار...

شایدم پرت شدن یه چیزی رو زمین ...

محکم بیاد.


صدا هَم هَمِه ی دخترا از طبقه اول خوابگاه چهار بیاد.

میگن:چی بود؟!!

چی بود؟!!

چی شکست؟!!

صدا پاهاشون ....

بدو بدو اومدناشون ...


یه هنسفری اویزون به نرده های خوابگاه چهار....

یه دمپایی قرمز که رو اولین پله است...

یه دمپایی قرمز که رو اخرین پله هستو

یه دختر...


۱۲-۱۳ تا پله سنگی رو با کمر بیای پایین ....

پله های سنگی...

واااااای 

صدای اه و نالت بلند شه...

چند تا دختر با هیایو بیان دور وبرت ...


موهای مشکی پرکلاغی ..پریشون ..پریشون ....

گوشی پرت شده از طبقه اول به طبقه هم کف.


دو روز بگذره

شب بخوابی و به این فکر کنی که ممکن بود به جای کمر با سر بیای پایین ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۴
مهسا .م

نظرات  (۳)

خدا رحم کرده پس... آخه چرا؟؟ چی شده؟! برای چی؟
پاسخ:
کلا یکی دو هفتش شدیدا تو پله ها زمین میخورم.وحشتناک.
دانشکده..خوابگاه....هر جایی باشه 
محکم میخورم زمین...
الان وضعیت جسمانی رو یکم بیشتر تشریح کن!
پاسخ:
درد دارم ...
جواب به کامنت خصوصی:
بله ٬من بودم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">