1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

شامپو و راه

دوشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۱۴ ق.ظ
تو اتاق کسی نیست .لباس هامو بیرون میارم .لخت میشم.حوله حمام رو تنم میکنم.تشت ابی رنگ رو برمیدارم.شامپو بدن ایروکس مخصوص پوستهای حساس.میزارمش تو تشت.لیف صورتی که مامانم با کاموای مناسب برام بافته.میزارمش تو تشت.یه مشت خنضر پنضز(حالات ممکن که میتونیم باهاش خنظر پنزر رو با ظ ض ز بنویسید رو خودتون متصور بشد و از نگارنده وبلاگ غلط املایی نگیرید.باسپاس .شرکت بام گستر ایزوگام شرق:))) ) لازم دیگه رو هم به تشت اضافه میکنم.حالا نوبت انتخاب شامپو هست.
شامپو تقویتی و ضد ریزش مو سینره٬شامپو اووکادو ویتامین F سینره ٬  LOREAL ELSEVE ٬شامپو پرژک حاوی عصاره سیر و...این تعداد گزینه برای انتخاب شامپو یه حس گنگ بهم میده.یعنی کدومشون بهتره؟ یعنی کدوم رو باید انتخاب کنم؟یعنی شامپویی که انتخاب میشه چه برتری و امتیازی نسبت به دیگر شامپو ها داره که در نهایت دست من انتخابش میکنه؟و بعد هم با خودم میبرمش حموم!!!
در نهایت شامپو پرژک رو بر میدارم .راهی حموم میشم.با همون دمپایی لیز قرمزه که تا حالا صد بار باهاش از شش جهت متفاوت زمین خوردم!!!
بعد از چک کردن حمامها که ببینم کدومشون موی کمتری کفش ریخته و شیر و دوش اب درست و حسابی داره ٬حمام اخری از سمت راست رو انتخاب میکنم!وسایلمو میزارم.سردی و گرمی اب رو تنظیم میکنمو در نهایت میرم زیر دوش...
زیر دوش اب فکر میکنم.
   

به این فکر میکنم که قطعا همه ی ادمها در طول زندگیشون با ظلم مواجه شدن.در موقعیتهایی بودن که دیدن داره حقشون ضایع میشه.از رفتار یک نفر کفرشون دراومده.از میزان پررو بودن یک نفر خونشون به غل غل افتاده.و بعد به این فکر میکنم که واقعا واکنش مناسب نسبت به این ظلم های کوچک و بزرگ و یا بهتر بگم "مجموعه رفتارهای کفر در بیار اطرافیان" چی هست؟ به هم اتاقیام فکر میکنم.به اینکه وقتی "م" گفت من میخوام با شما سال اینده اتاق بگیرم  علی رغم اینکه به شدت با این دختر و روحیات و خلقیاتش مخالف بودن هیچ نگفتن!!! و به من پیام دادن که "مهسا فلانی داره اینطور میگه". این پیام یعنی اینکه ما سکوت میکنیم تو بیا حرف بزن.ما سکوت میکنیم تو بیا به "م" بگو ما دوست نداریم سال اینده با تو باشیم.ما سکوت میکنیم تو بیا بهش بگو که ما کس دیگه ای رو برای هم اتاقی بودن انتخاب کردیم!ما سکوت میکنیم تو بیا دهن "م" رو اسفالت کن!ما سکوت میکنیم تو بیا به جای هر چهار نفر ما حرف بزن و اینطور میشه که "م" هیچ اطلاعی از میزان تنفری که بقیه نسبت بهش دارن نداره و فقط میبینه که مهسا رو به روش ایستاده و داره تو چشماش نگاه میکنه و میگه "خداحافظ" !!! و من در نهایت میشم بد ماجرا !!!
و این روال ٬دقیقا روالی بوده که در کل ترم جاری پیشه شده!!!
یکم جامعه رو از سطح اتاق فراتر میبرم.به همسایه ها فکر میکنم.به اینکه اگر جوی اب کوچه مشکل داشته باشه٬فقط یک نفر فوقش دو نفر هستن که میرن شهرداری واسه اعتراض!!! واسه پیگیری چیزی که حقشون هست یعنی یه کوچه با یه جوی اب خوب! بقیه به این ظلم ها ی کوچک عادت کردن!بقیه به این فکر میکنند که اقای الف هست که بره و پیگیری کنه!!! ما سکوت میکنیم!!!
اگر مکانیکی سر کوچه جلوی خونه ی سه چهار نفر رو با اب روغن سیاهی به گند بکشه٬علی رغم اینکه هر سه چهار تا خانواده نارضایتی تمام دارن ٬این فقط اقای الف هست که به مکانیکی اعتراض میکنه و ازش میخواد که کمی مراعات کنه.جلو خونه رو به گند نکشه!!! و میدونید در نهایت چی میشه؟
وقتی خواستگار دختر اقای الف برای تحقیق به محله ی اونها میاد و از مکانیکی و در و همسایه تحقیق میکنه چیزی که میشنوه اینه:"والا دخترهای خوبی که دارن ولی خانواده ارومی نیستن٬مردم دار نیستن٬همچین یه کمی دعوایی هستن" !!!
چی درسته؟ چی غلطه؟تو جامعه ای داریم زندگی میکنیم که به ادمهایی که به شرایط موجود اعتراض میکنن بد نگاه میشه.بهشون گفته میشه "دعوایی" .خانواده ها به دخترهایی که  نسبت به هیچ چیز اعتراض  نمیکنن و مثل برگ چغندر یک مشت بی خاصیت و بی بو هستن میگن:"دخترعاقل و فهمیده " .به پسری که اعتراض کنه میگن:"هنوز بچس٬بلد نیست با اطرافیانش کنار بیاد". ایا اعتراض نکردن و پذیرفتن ظلم هر چند کم و در مقیاس کوچک نشانه عاقل بودن هست؟!!
اونهایی که سکوت میکنند پیش خودشون چی فکر میکنند؟!!
مهسا و امثالش هستن که بیان تو دهنی بزنن ما چرا جلوی "م" خودمون رو بد کنیم!!!
اقای الف  و امثالش هستن پیگیری کنن ما چرا با شهرداری در بیفتیم!!!
این ظلم پذیری های کوچک ظلم پذیریهای بزرگ رو در پی داره.این هم اتاقیهای من در اینده مادرانی خواهند بود که دخترها و پسرهایی تحویل جامعه میدن که جز نگاه کردن به وضعیت و حرف و حرف و حرف زدن هیچ کاری نمیکنن!!! اگر هر کسی رفتار اشتباهی رو که میدید  و یا نسبت به انچه که اعتراض داشت واقعا اعتراض میکرد یه همچین جامعه مرده که بوی جنازه ازش بلند شه رو نداشتیم!
  یا اینکه نه.بیایم جور دیگه نگاه کنیم.این افرادی که سکوت میکنند با سیاست هستن.این ماییم که این وسط بازی میخوریم!!! این ماییم که شدیم سپر بلا !
چی درسته؟ چی غلطه؟ چی رو باید انتخاب کرد؟دوباره همون حس گنگ موقع انتخاب شامپو سراغم میاد.
یعنی راهی که انتخاب میشه چه برتری و امتیازی نسبت به دیگر راه ها داره که در نهایت فکر من انتخابش میکنه؟و بعد هم با خودم میبرمش تو زندگیم!!!
راهی اتاق میشم.با همون دمپایی لیز قرمزه که تا حالا صد بار باهاش از شش جهت متفاوت زمین خوردم!!! 
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۰۳
مهسا .م

نظرات  (۸)

«م» چیه آخه؟! :|
درست ی اسم تخیلی میذاشتین رو شخصیتش که آقای الف و خانم م و فلان این قد ثقیل جلوه نکنن توی متن...
ظلم پذیر نبودن و اینا خوبه ولی هر چیزی ی راهی داره واقعا!
خیلی راحت میشه با اون «م» برخورد کنین که آب از آب تکون نخوره، کسی هم با کسی هم اتاق نشه!
این رک بودن و صداقت تحسین برانگیزه ولی همیشه ازش ضربه میخورین، مگه نه؟!
پاسخ:
واکنشهایی که نسبت به برخوردهام دیدم جوری بوده که اصلا نمیشه بهشون واژه ی ضربه رو نسبت داد.معمولا من خیلی محکم برخورد میکنم و طرف مقابلم فرصت و جرات مقابله نداره.بحث من سر سکوت بقیه اس!!! و این باعث بد جلوه دادن این نوع اعتراض میشه.
در ضمن من و امثال من ادمهای رک و دلسنگی نیستیم.فقط حرفمون رو میزنیم. یه حرف و اعتراض منطقی.همین:)
البته من تنها کسی ام ک می فهمم الف.صاد ،س.ت ، م.ح ، س.ک و...امثالهم چه شخصیت هایی هستن :))
پاسخ:
اینهایی رو که گفتید حتی خودمم یادم نمیاد...الا فقط م.ح رو حدس زدم :))
سلام.باید اعتراف کنم که توصیف صحنه عالی بود.
اول با حمام شروع شد و بعد یه سری تفکر رو بیان کردی و بعد هم با یه حالت چرایی و اینکه واقعا تو این جامعه چی درسته چی غلط صحنه رو ترک کردی:)
اره واقعا من هم به نوبه ی خودم قبول دارم که اینجور مسائل دغدغه های بزرگی هستن...اینکه سکوت رو بر اعتراض ترجیح بدیم؟یا نه؟

باز هم میگم به تظرم نسبا به متنهای قبلی تون کمی بهتر بود

۰۴ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۱ کلنگ همساده پسر
بنده از این لیز خوردن ها خاطره خوشی ندارم. مراقب باشید.
صحبت های در مورد این که انتخاب ها چه مزیتی بر دیگری دارند بر می گردد به هدف آن شخص در هنگام انتخاب. در مورد ظلم هایی هم که در یک جامعه به دیگران روا داشته می شود باید گفت که انسان ها همیشه به دنبال آرمان شهر یا مدینه فاضله می گشتند اما هیچ وقت نتوانستند با این همه پیشرفت در زندگی بشر به آن دست یابند. اما از سعی خود در جهت رسیدن به آن دست نکشیدند. باید امیدوار بود. :)
مسایل حمام افتاده بود یاد این جمله افتادم: شامپو داس پرژک مخصوص موهای جوگندمی!
پاسخ:
:))) موهای جو گندمی ....
اینکه ما توان شنیدن حرف مخالف رو نداریم که خب درسته
ولی بنظرم واقعا هم بلد نیستیم (بعضیامون) اون اعتراض رو درست بیان کنیم خیلی وقتی ها میشه اعتراض کرد بدون اینکه دعوایی بشه با دلخوری پیش بیاد
حد اقل من دارم تلاشمو میکنم اینطوری باشم چون نه میتونم ساکت بمونم نه تحمل دارم کسی از دستم ناراحت باشه (البته  نمیگم موفق بودم ولی دارم تلاش میکنم)
درمورد کسایی که ساکت میمونن هم کاری به این ندارم که میذارن با سکوتشون ظلم ادامه پیدا کنه ولی ای کاش اگه نمیتونیم یا نمی خوایم تو روی کسی چیزی رو بگیم کلا هیچی نگیم که حداقل این همه دورویی نبینیم
پاسخ:
با این جمله خیلی موافق هستم:
بعضی هامون بلد نیستیم درست اعتراض کنیم.
http://trainbit.com/files/1448147884/agar_che_omri.mp3
پاسخ:
http://dl.songsara.net/hamid/Album/Secret%20Garden%20-%20Songs%20From%20A%20Secret%20Garden%20%5BWww.SongSara.Net%5D/03%20%20%20Songs%20from%20a%20Secret%20Garden.mp3
سلام
نظر قبلی که گذاشته بودم تند بود. معذرت میخوام...

باید با لحن بهتری منظورمو میرسوندم.
محافظه کار شدن درد بزرگیه 
ادم وقتی محافظه کار بشه در واقع مرده
اگه مسئولان میدونستن برای هر تصمیم اشتباهی به صلابه کشیده میشن هیچوقت شهرام جزایریها و زنجانی ها و هاشمی ها و خاوری ها و....زیاد نمیشدن...
و دقیقا همونجور که گفتی از همون ظلمای کوچیک شروع میشه تا از مویرگ به شاهرگ برسه...
پاسخ:
ما شرایط فعلی رو باور کردیم و این یعنی فاجعه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">