1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

فقط نیم ساعت

پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۸ ب.ظ
از در سالن که میرویم بیرون هنوز ده متر با یکدیگر هم قدم نشده ایم که ٬مرا از پیاده روی با خودش پشیمان میکند...پشت سر هم سوال میپرسد٬بدون اینکه صمیمیتی بینمان باشد...پشت سر هم از خودش و خانوادش اطلاعات شخضی به من میدهد٬باز هم بدون اینکه صمیمیتی بینمان باشد....
از این میگوید که با توجه به ظاهرش همه فکر میکنند که دوست پسر{دوست پسر با توجه به زمان فعلی یعنی چی؟!!!!} دارد در صورتی که اینگونه نیست!!! او را برانداز میکنم.دختری با قاب کفش انچنانی...ارایش کامل و تام....مانتوی چهارخانه نه چندان گشاد.زلفهای مشکی و بیرون ریخته!
از این میگوید که عید میخواسته با دوستانش تولد بگیرد ولی چون انها نمیتوانسته اند بیایند نزدیک بوده تولدش بهم بریزد و او به گریه بیفتد...از این میگوید که در نهایت تولد را خانوادگی برگذار میکنند و خودش و اعضای خانواده اش با رقص و پایکوبی و مشروب یک تولد به یاد ماندنی میسازنند!
از من میپرسد سیگار میکشی؟ قلیون چطور؟ بدون اینکه سوالی از او بپرسم ٬به من میگوید که اگر ادم پایه و اهلش باشد اهل قلیون هم هست!!!
میپرسد پسرعمو٬پسر دایی داری؟چند تا؟ رابطه ات با انها چطور هست؟رسمی و یا نه؟
باز بدون اینکه سوالی از او بپرسم ٬میگوید من رابطه ام با پسرهای فامیل مادر ـ پدر رسمی هست ...جنبه ندارن اصلا!!!
{رابطه رسمی با یک نفر یعنی او بی جنبه هست!!!}
بدون اینکه ار او بخواهم شروع به نقد و بررسی من میکند.میگوید با توجه به تیپم در سالن ٬اصلا فکر نمیکرده چادری و تا این حد با حجاب باشم.از این میگوید که چقدر خوب هست که من خشکه مذهب نیستم و گند خیلی چیزها را مثل بقیه در نیاورده ام!!!{ اخر از کجا میدانی؟!! نه از کجا واقعا؟!!}
از شهر و دیارم سوال میپرسد و بعد شروع میکند از اب و هوای تو محشری ان تعریف کردن.
از این میپرسد که ایا خانواده ام اجازه میدهند تنهایی و با جمع دوستانم به مسافرت چند روزه مجردی بروم یا نه؟ 
با سوالهای جزئی اش در حال دیوانه کردن من هست.
از من شماره میخواهد!!!{یکی از مصداقهای بیشعوری که خاویر کرمنت یادش رفته در کتابش بیاورد ذکر همین نکته هست که فقط بیشعورها در برخورد اول از طرف مقابلشان شماره میخواهند}
همان شماره نمیدانم ایرانسل یا همراه اول که دانشگاه مفتکی بهمان داده و من اتقافا گذاشته ام برای همچین مواقعی٬ را به او میدهم...حتی شماره را از حفظ هم نیستم.بیش از یک سالی از خاموش بودنش میگذرد!!!
مجبور میشوم او را دست به سر کنم.
تنهایی به سمت خوابگاه میروم.در راه به این فکر میکنم که:
"ایا من در حد نیم ساعت برای اطرافیانم قابل تحمل هستم ؟"
"شاید اگر او میدانست من به این اعتقاد دارم که ادمها اغلب راجع به مسائلی صحبت میکنند که یا انها را انجام داده اند و یا مدت زمان زیادی را صرف فکر کردن به ان کار کرده اند٬کمی بیشتر مواظب حرف زدنش بود!"
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۲۷
مهسا .م

نظرات  (۶)

یعنی چی بیشتر مواظب حرف زدنش بود ؟؟؟ مگه چی کار کرذه ؟ خب شما فرض کن اون کار ها رو انجام داده که چی ؟؟؟ یعنی هر کی قلیون بکشه یا مشروب بخوره فاسده ؟؟؟ یعنییییییییییییی چییییییییییی این پستت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

توهینه حرفات
پاسخ:
شما کل متن من رو بگرد واژه ی "فاسد"دیدی من خودم سینه خیز تا کرمان میرم ازش معذرت میخوام و برمیگردم!!!!!!
چرا اینقدر سریع جبهه گیری میکنید؟؟؟!!!!!
تمرکز متن روی فضول بودن این خانم هست.اینکه به خودش اجازه میده سوال شخصی بپرسه...تمرکز روی این هست که من مشروب میخورم یا نمیخورم٬سیگار و قلیون میکشم یا نمیکشم٬با پسرعموهام چطوری هستم به خودم مربوطه...چطور میتونه به خودش اجازه بده از شخصی ترین مسائل من سوال بپرسه؟؟؟اونم در شرایطی که من حتی فامیلی این خانم رو هم نمیدونم...
اینا توهینه؟!!!!!! یه جوری حق به جانب حرف زدین من کل متن خودم رو دوباره خوندم!!!

خب خودتون بگید منظورتون از جمله ی آخر چی بوده ؟مظورتون این بوده که به چی فکر میکرده یا انجامش میداده ؟ به جز ارتباط با پسرا و قلیون و سیگار و مشروب من چیزی تو متن پیدا نمیکنم که به جمله ی آخر بشه ربطش داد . این که از شما سوال شخصی پرسیده غلطه ولی جمله ی آخر اصلا ربطی به این نداره
پاسخ:
سوالت رو شفاف بپرس..شما میگی منظور من از جمله اخر چی هست؟
مطمئنید صمیمیتی بینتون نبود؟ اینجوری که این خانم حرف میزد هرکی نمدونه فکر میکنه یه دوستی چندصد ساله! باهم دارید
خیلییی جالب بود
چه خوب که صبوری کردید و چیزی نگفتید
پاسخ:
محترمانه ترین کاری که تونستم انجام بدم پیچوند و فرار کردن از دست سوالات نامتناهیش بود.
خیلی جالبه :)))))))
با این جملتون موافق هستم....خیلی خیلی هم ادم دیدم که فقط بلدن سخنرانی کنن عد دقیقا تو همون مسئله ضعفهای شدیدی دارن...
کسی که از یه چیزی بدش میاد اصلا سمت و سوی فکرش اون طرفی نمیره که بخواد در نهایت موجب حرف زدن بشه...میگه بدم میاد بعد نظر شما رو راجع بهش میپرسه:))))
پاسخ:
قکر کن یه ادم بیاد بدون هیچ اشناییت قبلی نیم ساعت به تو بگه خوردن مشروب در فلان موقعیت اکی هست در فلان موقعیت اکی نیست...تو چه حسی بهت دست میده؟؟؟؟ پوکرفیس نمیشی ایا...با کلی حس بدحتی ...
۲۸ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۳۳ نفس نقره ای
من دو نقطه خط هستم با شدت زیاد :|
پاسخ:
:/
در مورد پست بالای صفحه، خدا داداشتو حفظ کنه... واقعا نعمته.
و در مورد ای پست، منم گاهی ازین جور ادما دیدم.. اما معمولا ازشون خنده م میگیره برام تجسمی از نوعی سادگی و کودکانگی هستن که برام بیشتر خوشاینده تا بدایند!

پاسخ:
مرسی:)
چه دید خوبی:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">