1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

اقاااااا

سه شنبه, ۸ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۸ ب.ظ

++الان یک ساعته که برامون مهمون اومده ..و من حبسم تو اتاق...و بلند هم نشدم برم سلام کنم..و چراغ اتاقمم خاموش هست..مثلا اینکه یا من خوابم و یا کلا تو اتاقم نیستم  :| بعد الان هیچ جوره هم نمیشه که بلند شم برم بیرون...بعد من میدونم که پنج دقیقه دیگه مثانه من الارم دستشویی داشتن میده..بعد حوصلمم سر رفته..بعد من حتی بلند نشدم برم سریال حاج کاظم رو ببینم...بعد الان بچه ی اینا چی داره که هی مامان من داره قربون صدقش میره؟؟!!..بعد اینا الان دقیقا چرا بلند نمیشن برن؟؟؟؟!!!!

++اگه یه نفر کلی کتاب نخونده داشته باشه که کلی وقته اینا تو لیست مطالعاتیش هستن و یه عمری قرار بوده بخوندشون٬ ولی الان که به اندازه کافی وقت داره حسش نیست که بخوندشون باید چی کار کنه با خودش؟!!! :|

++من و خانوادم به اتفاق همدیگه از الان داریم به تعطیلات نوروز فکر میکنیم :) به اینکه کجا بریم ..هر کسی ار چندم اسفند میتونه تعطیل کنه بیاد؟ خیلی هم خوشیم ^_^

++وااااااااااای باورتون نمیشه....همین  دو دقیقه پیش گوشی مامان من که تو اتاق من بود اونم با این زنگ بلند و جیغش زنگ خورد :| خوب مثلا من خوابم..بعد اگه بر نمیداشتم مامان قطعا بلند میشد میامد تو اتاق  برای اینکه گوشیش رو جواب بده و به طبع بعدشم (باور کنید خودمم نمیدونم چرا) با صدای بلند و رسا میگفت: مهساااااااااااا...فلانی اینا اومدن ...بیا عزیزم :|

قطع میکنم دوباره زنگ میزنه :| مگه معنای قطع کردن این نیست که :"من الان قادر به پاسخگویی نیستم  " ؟ :|   {لطفا در صورت امکان مامان خویش را در این زمینه توصیف کنید:|}

++اگر در این روزها  کمی به زمان انلاین بودن دوستانتون در تلگرام نگاه کنید تایم خواب ملت میاد دستتون :)))  کل ملت..توجه بفرمایید کل ملت٬بین ۱۲ تا ۴:۳۰ بامداد بیدارن...بعد دقیقا با همین شدت ٬کل ملت بین ۵:۳۰ تا ۱۱:۳۰ خوابن :|  {ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم...شماره تلگرام بدم چک کنید؟ ...والا...}

++اییییییشششششششششش.....چرا نمیرن ؟؟؟ :|

++ یه چیزی هم شما بگید ؟ حوصلم سر نره :(


بعدا اضافه شد: التماس دعا تو این شبای عزیز...باشد که سرنوشت خوبی رو اقا برامون امضاء کنن امشب...

اقا جسارت است ولی زودتر بیا...این کارها به صبر و مدارا نمیشود ...



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۸
مهسا .م

نظرات  (۱۱)

۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۲:۵۴ مــــــــ. یــ.مــ
:/
چه موقعیت بغرنجی

پاسخ:
شما الان باید به من دلداری بدین :|
سلام :))))
خدا با صابران است :))))))
پاسخ:
میخندی ؟ 
حدیث داریم اگر کسی به مومنی به خاطر شرایط بدی که درش هست بخنده٬نمیمیره تا به همون شرایط دچار شه..
حالا بخند :|
++بله من مومن هستم..اصلا به خوم و خدا مربوط هست
۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۳:۰۰ نفس نقره ای
احتمالا الان دیگه از محاصره خارج شدی :)) ولی به هر حال درود بر مقاومتت پهلوان :دی
پاسخ:
خلاص  که شدم...ولی مواردی بوده که مهمون مذکور اون قدیم ندیم ها تا ساعت دو بامداد خونه ما میموندن . با هم گل میگفتیم و گل میشنیدیم :))
عه ؟؟؟؟؟؟؟ چقدر این حرکتت شبیه ن بود !!! منم بعضی وقتا مهمون میاد میرم تو اتاقم اصلا بیرون نمیام . همین مشکل دستشویی هم داشتم ولی خب یه حموم و دستشویی کوچیک تو اتاقم هست :))) از قبلش هم یه عالمه هله هوله میارم تو اتاقم که از گرسنگی فوت نکنم . خیلی جالبه . فکر میکردم فقط من میرم تو اتاق قایم میشم :))
پاسخ:
این سری اینا مثل زلزله یهویی اومدن وگرنه منم همیشه مجهز میکنم خودم رو :))
من کلا تو اتاقمم و اتاقم تا به امروز با ارزش ترین دارایی من هست...خانواده به اتاقم میگن :"لانه جاسوسی"..میگن تو میری اون تو ٬این همه ساعت چی کار میکنی که نمیای بیرون :)))
۰۹ تیر ۹۵ ، ۰۹:۳۲ مترسک ‌‌
از اون‌جایی که بنده جزو گونه شانس‌نداران (!) محسوب میشم یه بار همچین حرکتی زدم اما همین که کولر روشن شد، در اتاق قیژ کنان باز شد و منم خیلی شیک، لو رفتم و محض این‌که مدیریت بحران کرده باشم گفتم: عه! من چرا متوجه مهمونا نشدم؟ به به، قدم رنجه فرمودین :|
پاسخ:
واااای مترسک شما دیگه اخرش بودی :)))
من در اتاقم رو قفل میکنم ولی خوب این سری چون اینا مثل زلزله اومدن نشد چون صداش منو ضایع میکرد...در نتیجه صندلی گداشتم پست در :) خیلی شیک و مجلسی :)
گویا من دیر رسیدم و قسمت نبود در دوران مقاومت در کنارتون باشم و بهتون دلداری بدم. اما الان که حصر شکسته شده می‌تونم بیام وسط براتون ممد نبودی ببینی بخونم دوستان حلقه بزنن دورم سینه بزنن! بیام؟! خخخخخخخ
پاسخ:
اخ اخ...اصلا پتانسیل مهمون علیخوانی شدن رو در خودم میبینم:)))
اخ اخ خیلی شرایط بدیه مخصوصا قسمت دستشویی
ولی بدتر ا اون اینه که دقیقا وسط هال بخوابی بعد بیدار شی ببینی دور تا دورت مهمون نشسته اونوقت که نه تنها دستشویی به یه مکان رویایی تبدیل میشه بلکه تکون هم نمی تونی بخوری بعد فکر کن گرم هم باشه اون پتو(ملافه) که روت انداختی رو هم نتونی برداری قشنگ ابپز شی
اصلا اشک تو چشمام جمع شد
:))))
پاسخ:
اوه این شرایط هم که گفتین بد هست..یکبار تو بچگی تجربش کردم 
به افتخار همه خاطره دارا {جیغ دست هورااااا}
این جور موقه ها اینجاش داستان میشه که خانواده رگباری صدات میکنن بیا پایین فلانی اومده :|
پاسخ:
دقیقا:/
سلام مهندس. 
:)))خدا قسمت کسی نکنه:)
گاهی پیش خودم میگم شرایط کشور برای تولید کننده ها و کار آفرینا مث یه هتل 5ستارس که دسشویی نداره!! حالا مدام توجیح بیار که 5 ستارس،عاقا دانشجوی ما، کشاورز ما، صنعتگر ما به یه سری شرایط احتیاج دارن اینو به کی باید گفت(این حرف بهیچوجه سیاسی نبود)

پیشاپیش عیدتون مبارک. انشاله هرچه زودتر مزدوج بشی و خبرشو بهمون بدی(دعای ویژه)
 این روزای باقی مانده برا ماهم دعا کنین. 

پاسخ:
سلام.:)))
عید شمام پیشاپیش مبارک باشه ...مرسی بابت دعای ویژه  :)))
چشم .
واای که چقدر من این حس که تو اتاقی ومهمونا اون بیرونن و تجربه کردم خخخخ من حتما باید قبلا مامانمو توجیه کنم که نمیام بیرون که صدام نزنه ابروریزی شه
مورد داشتیم از 4ونیم صبح انلاین نبوده تا پنج ونیم عصر حتی!! همشم خووواااب
هم التماس دعا وهم محتاجیم به دعا.
پاسخ:
:)))
اوه...باید این دوستمون رو هر از چند ساعت بیدار کنن نکنه یه وقت مرده باشه :)))))))

اه...چرا کل ملت به اون قسمت دستشویی ماجرا گیر دادن؟؟؟؟
من از مهمون ناخونده در هر شرایطی بدم میاد٬مگر اینگه خواهر برادر هام باشن .... 
یادش بخیر وقتی روابط ماهم با اقوام نزدیک مون صمیمی بود و هنوز مثل الان اینجوری به فاک کشیده نشده بود ٬تا ساعت دو اینا با هم گل میگفتیم {مثل الان شما}
جقدر شعر اخرش قشنگ بود:)
کلا مامانها در هر شرایظی کاری رو انجام میدن که دوست دارن :)
پاسخ:
نمیدونم ...لابد گیر دادن داره دیگه :)))
:))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">