1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

همچو دختریَ م :)))

سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۲۹ ق.ظ

یه سری که میخواست واسه خواهرم خواستگار بیاد قبل از مراسم چهار پایه بردم تو اتاق.یه چهارپایه ی کوچولو. و بعدش با کلی چسب و اینا گوشیم رو به یه قلم موی نقاشی ِبلند٬محکم چسبوندم.میخواستم از مراسم خواستگاری فیلم بگیرم:)) تا وارد شدن فوری رفتم رو چهارپایه و بعدش پایین قلم مو که گوشی به بالاش وصل بود رو گرفتم بالا.اتاق رو تاریک کرده بودم و خوب طبعا وقتی اونها مشغول صحبت و اینا باشن هیچ وقت حواسشون به شیشه ی بالای در اتاق من نیست.اقا خلاصه من قلم موی متصل به گوشی رو  گرفته بودم دستم و هی هم حرکتش میدادم چون دقیقا  نفهمیدم کجا نشستن.در واقع گوشی رو در مساحت مستطیلی شکل شیشه ی بالای در اتاقم چرخش میدادم که از همه جای سالن فیلم بگیره.لازم به ذکره که در اتاق من تو سالن باز میشه:))

اقا پنج دقیقه شد دیدیم انگار داره صحبتها شکل خداحافظی اینا میگره ...تعجب کردم.هیچ وقت اینقدر زود هیچ خواستگاری بلند نمیشه بره:| اقا اینا خداحافظی کردن و رفتن...بعدش من مثل فشنگ پریدم بیرون که مسخره بازی در بیارم و بگم:عه ه ه ه ٬نپسندیدن٬والا اگه منم بودم نمیپسندیدم با این قیافه و تیپ ضایعت...که یهو متوجه رنگ همچو گچ مای مام (my mamy)شدم :\ ..جریان رو از خواهرم پرسیدم.

نگو تمام مدتی که فیلم میگرفتم فلش گوشیم روشن بوده:| و از تو یه اتاق تاریک یه چیز پرژکتور مانندی هی از بالای در اتاق حرکات موزون داشته و قشنگ واضح بوده که یه نفر داره یه کارایی میکنه :|

اقاااااااااا...نمیدونین چه استرسی وارد شد.فکر کن بری خواستگاری دختر حاجی فلانی بعد ازت فیلم بگیرن...قضیه ابرویی شده بود:| بدیهی ترین برداشت و در واقع اولین فکری که به ذهنمون رسید این بود که اونام لابد فهمیده بودن که اینقدر سریع بلند شدن و رفتن و اتفاقا تو همون مدت زمان هم روشون رو خیلی سفت گرفته بودن.اصلا مسئله حیثیتی شد.هی مامانم حرص میخورد من خودم کلی نگران بودم و هی خواهرم به من تشر میزد ولی جلوی مامی میگفت عب نداره نفهمیدن عجله داشتن و اینا....

برای هیچ خواستگاری نه قبل از این خواستگار و نه بعد از این خواستگار منتظر نبودیم زنگ بزنن ببینیم قرار دوباره برای مراسم دوم و صحبت اینا میزارن یا نه...چون اگر زنگ میزدن معلوم بود که متوجه نشدن دیگه....

زنگ زدن...از شانس خوب من خدا ابروی من رو خرید و اینا زنگ زدن :))))))) کلی خوش حال شدم.خیلی ی ی ی ی ی  :)))))))))

هنوز هم فیلمش هست و دارمش:))))) هیجان خیلی خوبی بود:)))) کلی حس باحال بهم دست داد تو همون پنج دقیقه و مراسمات قبلش:))))

ولی شما از این کارا نکنید..بد استرسی بود :\

#شیطنت

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۱۶
مهسا .م

نظرات  (۱۷)

وای :-))))) واسه من خوندن پست هایی با ژانر خراب کاری خیلی لذت بخشه !
پاسخ:
سلاااااام :)) منم خودم خیلی دوست دارم :))
۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۵۳ وال کوهان دار
اوه عجب کاری کردین :)
پاسخ:
یه همچو دخنریَ م :))
خب گوشیو ی جا تو سالن جاسازی می کردین :|
پاسخ:
جا نداریم ؛/
:))))
ما که خواهر نداریم :/
پاسخ:
:)))
داداش  که داری :)
۱۶ شهریور ۹۵ ، ۰۳:۰۳ هولدن کالفیلد
دختر حاجی فلانی در خواستگاری دختر حاجی فلانی از خواستگاران دختر حاجی فلانی فیلم های فلانی!!! گرفت!
پاسخ:
اگر یک نفر متوجه اصل موضوع و هدف از نوشتن این پست شده باشه اون تویی
الان خوبی؟ سالمی؟ مورد ارشاد فیزیکی بزرگ‌ترای خانواده قرار نگرفتی؟ =))
آخه این چه کاریه؟ :))
مبارکه ^_^
ایشالا عروسی خودت ;)
پاسخ:
:))))
خیلی خاطره خوبی شد :)))
{ایکون خجالت :)) }
سلام :)
ای وای خانم مهندس..من استرس گرفتم..خدا را شکر به خیر گذشت :))
پاسخ:
سلام:)
اره:))
:))))
حرص با ص درسته
پاسخ:
مرسی:)
الان بهش گفتی قضیه رو ؟ فیلم خواستگاری رو نشونش دادی ؟
پاسخ:
این خواستگار،تبدیل به شوهر خواهر نشد واسه من:))
وااای چقد خندیدم )))))))):با خواستگاره فامیل شدین یانه؟
پاسخ:
:))))
نه فامیل نشدیم:))
:))))))
پاسخ:
:)))
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۱۵ رادیو بلاگی ها
سلام

یکی از سوژه های اخبار این هفته ی رادیو بلاگی ها، وبلاگ شماست :)

اخبار سیزدهم رو میتونید از وبلاگ رادیو دانلود کنید :)
پاسخ:
سلام:)
مرسی:)))

:)
خب اصل نقشه و شیطنت خوب بوده! اما خب حساب همه جارو باید کرد...تو پیاده سازی یه مدیر پروژه و بازرس نهایی کم داشتی ...
پاسخ:
الان حرفه ای تر شدم :)))
من کلا زیادی مثبتم،ترررررس برداشت منو😂😂😂
ای شیطون😉
پاسخ:
قربان شما :)))
سلام
خیلی خندیدم :)
پاسخ:
سلام
:)))
سلام
تا حالا فکر میکردم فقط من از این کارا میکنم! :)))
بالاخره دوماد دار شدین؟
پاسخ:
سلام
ما هم دستی بر آتش داریم دورادور، (ریا نباشه :))))
این خواستگار تبدیل به داماد نشد :)
یعنی هنوزم دوماد دار نشدین؟!
پاسخ:
 :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">