1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

اهای بارون پاییزی٬کی گفته تو غم انگیزی

دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۸ ب.ظ
سکوت ،
یعنی،
بی تفاوتی،
و این ،فاجعه امیزترین رفتار ممکن،
در برابر کسی هست که،
برای شما،
اهمیت، داره!


++ساعت پنج به بعد دانشکده شهر ارواح میشه!!!هیچ کی نیست اصلا!!!
++بعدها، از دوران خوابگاه ،تحت عنوان یکی از پر لذت ترین دوران زندگیم یاد خواهم کرد:) 
++چقدر بارون امروز خوب بود :) عجب بوی خوبی داشت:)
++اخه این چه قانونی هست خداوکیلی؟!! خمیازه=بستنی واسه کل کلاس...اخه من اینو الان چه جوری بپیچونم؟ :|  

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۱۲
مهسا .م

نظرات  (۹)

۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۳:۲۸ هولدن کالفیلد
بنده میگم غم انگیزه، بحثی داری؟ :|
:))
پاسخ:
ها بله،بحث دارم :/
۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۳:۴۶ هولدن کالفیلد
بفرمایید :| بحث کنید! :|
پاسخ:
مستر کالفیلد :/
من رو به بحث دعوت میکنی:/
منو به چالش میکشی:/
Shame on you
گآهی وقتا سکوت طرف مقابل حکم مرگ رو داره واسه آدم :|
پاسخ:
موافقم.البته گاهی اوقات بعضى ها مستحق این سکوت هست
۱۳ مهر ۹۵ ، ۰۱:۳۶ نفس نقره ای
خمیازه نکش خب عزیزم :دی
پاسخ:
کلاسش دقیقا بعد از تایم نهار هست. آخه مگه مشه:(
۱۳ مهر ۹۵ ، ۰۷:۴۳ مترسک ‌‌
قابل پیچش نیست که نیست :))
سر راه چند تا بستنی برای بچه‌های وبلاگستان هم بگیر D:
پاسخ:
مترسک سینه سوخته ای هاااااا:)))))
ابری بودنشه که غم انگیزه...
چی میشد که هم افتابی بود هوا هم بارون میومد؟!
پاسخ:
دیروز  یه جورایی هم افتابی بود هم ابری:)
اگه تمرکز داشته باشی خمیازه نمیکشی:)) دبیرستان یه دبیری داشتیم که بشدت روش حساس بود و خودشم هیچوقت مشاهده نشد بکشه.یعنی میگفتیم بچه هاتون که به دنیا بیان شماهم بیداری بکشین شماروهم میبینیم دیدیم نه تاثیری نداشت.این اقا کلا معتقد بود با تمرکز که باشی حواست سر درس یا کاری که میکنی باشه خمیازت نمیاد.البته منم هیچوقت الحمدالله نشد که خمیازه بکشم با اینکه ساعتای مزخرفی هم حتی کلاس داشتیم از هشت صبح و سه چهار بعدازظهر بگیر تا هشت شب :))
پاسخ:
عجب ..که اینطور :))
:(
پاسخ:
:)
=( باهنر خیلی خوبه قدرشو بدونین با همه بدیایی که وقتی ما بودیم میگفتیم الان که ی جای دیگم میفهمم بدم نیست (الان ی جایی هستم که خیلی برند قویتری داره)

بزرگه خیلی ها نسبت به جایی که الان هستم=( .
آخ اره خداییش خیلی خلوت میشد مخصوصا آگه بریم به سمت خوابگاها اونم ۱۰ شب=) ولی دوست داشتنی بود .دلمان تنگ میشه برای همه جاش=)
پاسخ:
در حالت نرمال من ترجیح میدم دو سه سال پشت کنکور ارشد بمونم ولی جایی پایین تر از دانشگاه کارشناسیم نرم .... چون مطمئنم بهم میریزم (از لحاظ روحی)

چقدر کامنتهای شما مناسب با حال و هوای منه :) من خیلی سعی میکنم قدر این روزا رو بدونم...قدم میزنم تو محیط خوابگاه٬ و دقایقی رو صرف زنده کردن خاطرات ترمهای قبل میکنم... 
{ادم خاطره بازی هستم}

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">