1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

این روزا , عصر که میشه

چهارشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۶، ۰۹:۲۵ ب.ظ

این روزا , عصر که میشه میرم میشینم تو حیاط خونه مون...نگاه میکنم...بو میکنم...قدم میزنم...موهامو پریشون میکنم میریزم دورُ برم...به درخت نارنج خونمون که غرق بهار نارنج هست ,نگاه میکنم...ولی نه یه نگاه عادی...عمیق نگاش میکنم...مثل یه ادم حریص...مثل ادمی که دلش میخواد این قاب قشنگ رو با چشماش بخوره و بعد هضمش کنه...به این فکر میکنم که چقدر جالب هست که درخت نارنج از بالا شروع به شکوفه دادن میکنه....برگاش نو هست...سبز روشن ِ روشن...دست میزنم به برگاش...عین چرم نازک میمونه...برق میزنه برگاش...یه شکوفشو برمیدارم و میدونم که اگه یکی این رو با یه شکوفه ی پرتقال و لیمو بزاره جلوم هر سه رو از هم تشخیص میدم...سرمو فرو میکنم تو شکوفه های درخت پرتقال خونمون...بو میکشم...نفس میکشم...غرق حس تازگی و طراوت میشم...هر روز پرتقال تازه داریم ما...سر بر میچینیم میخوریم...بوی این پرتقال فرق داره...اونجوری که باید بو بده,بو میده....پرتقالهای این درخت مثل همونهایی که مامانم تعریف میکنه هست...مثل همون پرتقالهایی که وقتی اباجی بزرگیم مدرسه میرفته مامان میزاشه تو کیفش واسه تغذیه...اباجی بزرگیم میگه ...

 وقتی پرتقال میزاشتیم تو کیف مدرسمون تا یه هفته کیفمون بو پرتقال میداد...مثل الانا که نبود...

دقیقا عین یه دختر ۶ ساله ذوق غنچه های گلهای محمدی و رز باغچمون رو دارم...میشمورم غنچه هاشو..تازه سر دستی شمردم یه بوته,۴۰ تا غنچه داشت...دقیق بشمارم بیشترهست...به وجد میام از دیدن غنچه هایی به این ریزی و کوچولویی...خیلی ریزن...عین نوزاد تازه متولد شده...گلهای هفت رنگ باغچمون که وقتی دبستان بودم به مامانم هدیه دادم ۱۱ ساله میشن امسال...

هر از دو سه روز مامانم منو میفرسته بهار نارنجای زیر درخت رو جمع کنم واسه وقتایی که میخوایم چای با عطر بهارنارنج بخوریم...عصرا حیاط خونه ی ما پر میشه از عطر پرتقال و بهارنارنج و گل محمدی...پر میشه از صدای تموم گنجشکایی که بین درختا انگاری واسه خودشون دور همی را انداختن...عصرا چشمای من پر میشه از این قاب اما لبریز نه...

عصر که میشه میرم تو حیاط خونمون...دلم میخواد این قاب رو ,این فضا رو ذخیره کنم...برای وقتایی که حالم خوب نیست...برای وقتایی که حوصله ندارم...برای وقتایی که عصرا خبری از نسیم بهاری خنک نیست...اما نمیشه...

این روزا میگذره و من توی سر رسیدم وقتی دارم یادداشت میکنم که ببینم امروز رو چه کاره بودم وقتی میرسم به اخر برگه و قراره کل روز رو برای خودم تو یه کلمه خلاصه کنم مینویسم "feeling so good" یه روزایی هست که ادم بی دلیل ناراحته و قدرت انجام هیچ کاری رو نداره..سردرگم هست...یه روزایی هم هست که بی دلیل احساس خوشبختی میکنی و کلی امیدواری...حتی خیال پردازیهات هم رنگ و بوی نو گرفتن.این روزا روزهای خوبی هست.به زندگی امیدوار ترم و سرسخت تر شدم.با زندگی جدی تر و منطقی تر برخورد میکنم و انگاری زندگی هم تصمیم گرفته با من, همین برخورد رو داشته باشه....

امیدوارم مثل من حال و هوای دلتون خوب باشه.به زندگیتون به اندازه ی الان من امیدوار باشین.مثل من سرسخت باشین و واسه زندگیتون بجنگین :)

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۱۶
مهسا .م

نظرات  (۷)

حال خوبم ارزوست
پاسخ:
حال خوب برای همه ام ارزوست :)
حال دلتون همیشه بهاری :)
پاسخ:
ممنون:)
چقدر حس خوب داشت
پاسخ:
میگن تهران هم این روزا خیلی عطر و بوی باهار گرفته،اره?
۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۳۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
خدا کنه همه حالشون مثل حال شما باشه! روحیه و انگیزشون هم به اندازه شما خوب باشه:)
پاسخ:
ممنون🌷🌷
بزنم به تخته چشم نخوره حالتون .
من هنوز کرمان هستم تا هفته بعد شنبه یا یکشنبه
ولی دوستان میگفتن هوا خوبه
پاسخ:
مممم....که اینطور.
اونجا ک گفتی مث ادمی که دلش میخواد یه قاب قشنگ و با چشاش بخوره. قشنگ دیدم چشت دهن وا کرد کلی ام واسه جوییدن خرت و خورت صدا داد
:دی
پاسخ:
یه اسفند دود کن واسه این قوه ی تخیلت 😂😂😂
چه حیاط رشک‌برانگیزناکی!
ان‌شاءالله حیاطتان پر درخت
و روزهایتان غالباso feeling good باشد.
البته خانه ما هم ویلایی است لکن حیاطش به این باحالی که شما فرمودید نیست
پاسخ:
قابل نداره:))
++خوب خودتون تبدیلش کنید به حیاط،خیلی باحال :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">