1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

رابطه ی کشته شده

شنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۵۵ ب.ظ
سرماخوردگی برای همه اتفاق میفته. یه بیماری عادی و روتین محسوب میشه.
ولی فقط ادمهایی که حواسشون نیست سرماخوردگی شون پیشرفته میشه و سینوزیت میگیرن.
میدونی کسی که سینوزیت میگیره چه جوریه؟
تا یه باد ملایم بیاد سریع اون سرماخوردگی سخت عود میکنه و خودشو نشون میده.
رابطه هم همین طوریه.
قهر و اشتی هست. واسه همه هم هست. 
ولی اگه حواست نباشه و هی پشت سر هم دلشو بشکنی..هی ناراحتی های عمیق تو دلش بکاری...رابطتون بیمار میشه.واسه همیشه.
حالا هی کادو بخر. هی حالشو بپرس. هی غرورتو بزار کنار تو پیش قدم شو. 
فایده نداره.
اون دلش برات تنگ نمیشه.با ندیدن شما خوشه. نبودت احساس نمیشه. بمیری یا طوریت بشه ناراحت میشه ها ولی از خوش حالیت خوش حال نمیشه.چون حال خوب تو رو به خودش مربوط نمیدونه. اینا یعنی: " دیگه دوست نداره"
اصلا هم مهم نیست کی باشه ها.
از این سرماخوردگی ها بین هر دونفری پیش میاد. خواهر برادر.زن وشوهر. دوستا. مادر و دختر. دوتا برادر و.....  

++رابطه هامونو نکُشیم...تزریق خون به یه جسد مرده بی فایدست.
++ادمها از یه جایی به بعد بدی ها یادشون میمونه. من الان دقیقا تو همون جام.تو همون سن.ادما رو میزارم کنار!
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۰۹
مهسا .م

نظرات  (۹)

دقیقا منم تو همون سنم
پاسخ:
اوهوم.
قهر و آشتی، فقط قهر و آشتی های کودکی! الان هر قهری لکه ای روی دل می گذارد که هزار تا آشتی آن را نمی شویند.
پاسخ:
اخه ناراحت کردنامون هم مثل بچگی نیست که قرار باشه اشتی کردنمون هم مثل اون باشه.
http://s8.picofile.com/file/8293516526/%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7%DB%B0%DB%B3%DB%B3%DB%B1_%DB%B0%DB%B0%DB%B0%DB%B8%DB%B2%DB%B5.jpg 
پاسخ:
این عکس الان پروفایل تلگرام منه.خیلی خوشم اومد و دوست داشتم. اگه واستون مقدور بود هر از یه مدت عکسهای این مدلی بهم هدیه بدین.
قبلی یه نمای قشنگ از کرمان که فکر نکنم دوستان خوابگاهی زیاد امکانش باشه در اون تایم اونجا باشن

درباره پستم که واقعیت همینه دیگه هرکار انجام بدی یه چیزی اون وسط کمه گم شده 
پاسخ:
++گلزار هست؟ رفتین بالاتر از گلزار.بالای اون کوه ها فکر کنم. 
++اره...
فکر کنم زیادی رفتین بالا، بالای کوه نرفتم
یه جاده هست از بالای گلزار یه شیب رو به بالا داره که اواخر شیب به سمت بالا یه مکان مثل پارکینگ این تقریبا اونجاست (همون نزدیکای گلزار)0
عکسه در حال حرکت گرفته شد و وقت نبود بیشتر عککس بگیرم
باشه  چشم اگه اینجور عکسا باز گرفتم یا بدستم رسید میزارم براتون:)
پاسخ:
:)
قشنگ گفتی..
مخصوصا 
اونجا که :    ...تزریق خون به یه جسد مرده بی فایدست...

گاهی هیچ راه جبران یا برگشتی نیست و ما رفتارهامونو بر حسب "بعد جبران میکنم" گذاشتیم..
گاهی یادمون  میره روزگار همیشه منعطف نیس...فرصتها همیشگی نیستن ...رقابت شدیدی در جریانه و ما وسط میدون دو ماراتون در حال قدم زدنیم...و حد اعلاش اینکه حواسمون نیس وقتی عزرائیل رو دیدیم نمیشه بهش بگی برو بعدا بیا.
پاسخ:
ممنون.
هر ناراحتی بلاخره بعد از مدتی کم رنگ میشه. ولی خوب ادمهایی که از ناراحتیشون نتیجه گیری میکنن این نتیجه رو توی روابط ایندشون تاثیر میدن
پس هم‌سن منی! چون منم دقیقاً همین وضعیت رو دارم...
پاسخ:
اوهوم.
این نوشته چقدر جسبید خوندنش. ممنون که نوشتیش :)
قبلا خیلی ناراحت بودم از اینکه دارم آدمهای اطرافم و کنار میزارم. بعد یه نگاه کردم دیدم اونها خیلی قبلتر منو کنار گذاشتن. یکم تلخه ولی حقیقت همینه دیگه...
پاسخ:
قابلی نداره...
اره.حقیقت همینه. یه جورایی انگاری قراره تنهایی زندگی کنیم. تنهایی با تمام چیزای خوب و بد این دنیا رو به رو شیم.
من خواب دیدم یا واقعا یه سری پست جدید گذاشته بودین که پاک کردین؟
پاسخ:
پست جدید?.....خواب?....من?.....شیب?....بام? 
:)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">