1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

سلام.مهسا هستم...دانشجوی اسبق دانشگاه شهید باهنر کرمان رشته ی کامپیوتر و الان دانشجوی مهندسی کامپیوتر-گرایش فناوری اطلاعات یه دانشگاه دولتی دیگه .به موسیقی و شعر علاقه دارم .هر سوالی راجع به it و کامپیوتر داشته باشید بپرسید.خوش حال میشم بتونم کمکی کنم.و در نهایت برای تمام کسانی که روز نوشته های یک مهندس رو دنبال میکنن ارزوی ارامش٫ سلامتی٫ اسایش و عاقبت بخیری دارم.روز به روز داره به تعدا خواننده های مجازی و صد البته حقیقی این وبلاگ اضافه میشه.پس اگر کسی از دنیای واقعی به طور اتفاقی اینجا رو پیدا کرده خیلی احساس خفن بودن بهش دست نده لطفا:))))
اگر سوالی غیر مرتبط با پست داشتید میتونید به csmodirjavan@gmail.com ایمیل بزنید.
مهسا.م

پربیننده ترین مطالب

ملت عشق

پنجشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۲۸ ق.ظ

اصلا از ظاهر کتاب خوشم نیامد. اینقدر که همه , نه سه چهار نفر تنها,ازش تعریف کرده بودن 

گفتم میخونمش. فوقش خوشم نمیاد دیگه.

با کراهت رفتم خریدم . حتی برخلاف عادت همیشگیم که چندین صفحه از کتاب رو توی همون کتاب فروشی میخونم ,این رو فقط انداختم ته کیفم اومدم بیرون!!!

متاسفانه بد بهم معرفی شده بود. داستان و در واقع رمان به این جذابی رو اومدن به من گفتن راجع به یه زن چهل ساله هست که یهو زندگی زناشویی و خانوادش رو ول میکنه و عاشق میشه.

 همین تعریف به علاوه ی ظاهر (به نظر من) نچسب کتاب کافی بود که نخرمش!!!

باز هی تعریف شندیم تعریف شنیدم که دست اخر رفتم خریدمش.

اصلا اون چیزی که فکر میکردم نبود .اسمش رمان هست اما در واقع خیلی چیزهای دیگه رو مطرح میکنه.

اصلا فکر نیمکردم کتابی باشه که راجع به مولانا و شمس و عرفانشون و صوفی گری حرف زده باشه!

اصلا کتاب مذهبی نبود ولی در عین حال انگار بود!!! 

دوسش داشتم و پتانسیل اینو داره که بازم دست بگیرم شروع کنم به خوندش:)

واقعا جملات نابی داشت. شمام بخونیدش:)

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۰۹
مهسا .م