1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

۱۸ شهریور

شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۱۴ ب.ظ

سه سال پیش ۱۸ شهریور بود که استارت بلاگر بودن رو زدم. تولدش مبارک باشه. اهداف خاصی داشتم از داشتن وبلاگ تقریبا تا دو سال اول اوضاع خوب پیش رفت و نسبت به بلاگر بودنم احساس رضایت نسبی خوبی داشتم. اما یک سال اخیر ورق برگشت. شاید باشن کسایی که پستهایی یک سال اخیر رو دوست داشته باشن اما خودم وقتی برایندشون رو میگیرم چندان از نوشته های یه سال اخیر راضی نیستم.  بگذریم. تولد این بچه مبارک باشه. یه خورده تو وبلاگم گشت زدم دیدم این بچه اصلا تولد دو سالگی نداشته. نمیدونم نداشته یا پستش  رو زدم بعد ناپدید شده یا خودم زدم ترکوندمش :))))

بلاگری رو نه زیاد جدی گرفتم نه زیاد مسخره. به نظرم یکی از مهترین مهارت های بلاگری همینه.  نه جدی نه شوخی :)

بعضی ها یه جوری مرتب بلاگ میکنن که(حالا دستشون درد نکنهانگار اگه یکی دو هفته دست به کیبور نشن قراره کره ی زمین از حرکت وایسه:))) یا مثلا کسایی که با هویت واقعیشون بلاگ میکنن رو هیچ وقت تحت عنوان بلاگر قبول نداشتم. چون همیشه سانسور میکنن و گر بخوان نکنن, نتیجش میشه پستهای رمز دار. اغلب اخرشم میرسن به اینکه یا بلاگ نکنن یا یه جا با هویت نامشخص بلاگ کنن.

یکی از چیزهایی که دلم  میخواد توی تولد سه سالگی وبلاگم بگم اینه که:

ادما تغییر میکنن. خوب به همون نسبت نوشته هاشون تغییر میکنه. یه روزی اومدم پست زدم گفتم فلان تفکر رو قبول دارم الان بعد از سه سال میبنم همیچن تفکر خاص و مورد قبولی هم نیستا…یا دو سال پیش بدم میومد از ادم ها با  فلان ویژگی الان بزرگتر شدم پخته تر شدم کمتر بچه هستم میبینم چیزای بزگتر و مهم تر و بدتری تو این دنیا وجود داره که میتونم ازشون بدم بیاد متنفر باشم و اعلام بیزاری کنم ازشون تا فلان بحث درپیتِ صرفا هیجانی….

بعد از سه سال میبینم اصلا  اسم وبلاگم برای جایی که دارم توش مینوسم مناسب نیست. پروفایلی که دارم ارائه میکنم چیزایی داره که اگر نبود بهتر بود …. 

خلاصه اینکه قوی ترین چیزی که یه وبلاگ رو میتونه از بین ببره واز پا بندازه تضاد بین ادم n سال پیش و ادمی که الان داره بلاگ میکنه هست…. فقط مرده ها دچار این تضاد نمیشن. از ادم مرده نمیشه توقع تغییر حالا چه مثبت و منفی داشت :)))

بگذریم. عید غدیر مبارک باشه:) امشب هم بهاره رهنما مهمان خنداوانه هست. ببینیم شاید خوب بود :)))

راستی , دم تمام کسایی که اینجا رو میخونن مخصوصا "قدیمیا" گرم...

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۸
مهسا .م

نظرات  (۸)

اره دقیقا بیشترین چیزی که خوندن نوشته های قبلی وب به ادم نشون میده، همین تضادها و تغییرات در طی زمانه..

تولد سه سالگی اینجا هم مبارک :-)
پاسخ:
اره، خیلی هم یه جورایی ،سخته... 
++تشکر :)
مبارکت باشه :)
پاسخ:
ممنون :)
به به مبارک باشه
برعکس برای من این تغییرات خیلی جالبن و اگه خوب باشن خیلی هم دوستداشتنی اند اگرهم خوبه نباشه ناراحت میشم ولی همین که متوجه اش بشم خیلی با ارزشه
عیدتم مبارک باشه
:)
پاسخ:
ممنون :) 
دید خوبی داری 👍
تبریک میگم این تولد رو و همچنین عید رو :-))
پاسخ:
ممنونم:)) بابت هر دو تبربک :)
۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۵۴ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
آدم ها بزرگ میشن!

پاسخ:
امیدوارم همه مون بزرگ شیم نه صرفا پیر:) 
منم تبریک میگم. هم اعیاد رو و هم تولد وبلاگ رو...
نوشتن فواید بسیارررر زیادی داره که در وصف نمیگنجه و البته یکی از مصادیقش وبلاگه.
کمترین فایدش کاربردی شدن تجربیات خودمونه برا خودمون.
و البته تو این پست هم قبلا اشاره ای شده بود:
http://www.dar300metri.blogsky.com/1394/10/19/post-123/

ویا این پست:
http://www.dar300metri.blogsky.com/1395/08/14/post-200/
و اما تایید میکنم که نمیشه تو محیطی کاملا پابلیک همه چیزی گفت!
ادمای مختلف،برخوردای مختلف. من نمیدونم کارم درسته یا نه،اینکه سعی کردم مسیرهای عمومی رو ببندم،دسترسی گوگل و بازدیدهای بالا رو به راحتی کنار گذاشتم و ترجیح دادم مخاطبام خاص باشن و واقعی، ظرفیت طرف مقابل خیلی مهمه و نمیشه مثلا بلاگ رو به موتور جستجو معرفی کرد که هر کسی بیاد...
اینجوری به مرور دوستیها و افکار عمیقتر میشه و ظرفیتها خودشونو نشون میدن. اون موقه دیگه اسمهای مستعار و بقیه ماسکها کنار میره و یجور خونواده مجازی میشیم.که تو اماکن زیارتی و علمی و...وخوشیها و غمها برای هم مفید باشیم
حرف برا گفتن بسیاره و فرصت شما اندک.ببخشین طولانی شد.
پاسخ:
ممنونم:)
بهترین بخش کامنتتون استفاده از واژه ی "خانواده ی مجازی" هست. تعبیر خیلی خوبی بود.
چند تا دونه خواننده ی خوب بهتر از داشتین چند صد تا خواننده با روحیه های فوق العاده متفاوت هست که واسه هر پستی باید وایسی واسش رفع ابهام کنی که اقا منظور من این بود نه اینی که برداشت کردی.
تولد وبلاگت مبارک :)
قلمت مانا و پایدار
پاسخ:
ممنونم:))
{گل}
تبریک با تاخیر 🌼

با هر قدم تو زندگی آدما میتونن از تمام جهات تغییر کنن 👍
پاسخ:
ممنونم :)
البته

++فکر کنم یا دفاع کردید و یا اخرای این پروسه هست...تبریییییک :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">