1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

"سمفونی مردگان"

شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ب.ظ

همیشه وقتی میرم کتاب فروشی خوارزمی یا اون کتابهایی رو که میخوام نداره و یا فقط یکی دوتاشون رو داره. البته یکی از فروشنده ها و یا بهتر بگم یکی از مسئولهای اونجا ,اینقدر هنرمند هست که از علاقه ی بنده به کتاب استفاده کنه و همیشه کاری کنه که دست خالی که سهله کاملا دست پر برگردم. مثلا سری قبل دنبال ملت عشق از الیف شافاک و "هارون الرشید در بارگاه ماشاءالله خان" از پزشکراد بودم که با ملت عشق و کتاب تاریخی و فوق العاده زیبای "شاه جنگ" برگشتم. ملت عشق که معرف حضورتون هست. و اما شاه جنگ. باید بگم اصلا از اون کتابهایی نیست که بگیری دستت و قصد کنی یه نفس تمومش کنی در عین حال توقع داشته باشی از کتاب لذت ببری. این کتاب تاریخی هست و با خوندنش خیلی چیزا دستتون میاد.از اون کتابهایی هست که همیشه حس خوندنش نیست. وقتی داری میخونیش حتما یکی دوتا کتاب دیگه (که سَبُک هستن) رو داری نصفه نیمه پیش میبری. نویسندش اشتن متز و جون باک هست ترجمه و اقتباس از ذبیح الله منصوری. تاریخ جنگ چالدران و جنگ ایرانیا با یونانی ها هست. با خوندن بعضی جاهاش یه لحظه به خودتون میاید و میگید ای بابا ما قبل از هشت سال جنگ دفاع مقدس هم خیلی خفن بودیم و خیلی سرباز و سپاه ها ی خفنی داشتیماااا. کتاب خیلی خوبی هست اما برای کسی که علاقه داشته باشه به تاریخ. میدونی اصلا شبیه به قصه گفته. بگذریم. شاه جنگ وقتی به یه جاهاییش رسید حتما میام براتون میگم:-) 
این سری دنبال کتاب های عباس معروفی بودم. اصلا این نویسنده رو نمیشناختم و باید بگم اولین بار اسم نویسنده رو از وبلاگ کتابخوارشنیدم. خود نویسنده رو نمیشناختم اما اسم یکی از اثرهاش خیلی به گوشم خورده بود. "سمفونی مردگان". با تعریفهایی که پریا و یه سری دیگه از بلاگرها از عباس معروفی کرده بودن واقها ترغیب شدم کتابهاشو بخونم. چندین تا از بهترین کتاب فروشیهای شیراز رو گشتم اما نداشتن. متوجه شدم که کتابهای عباس معروفی مدت هاست که ممنوع الچاپ هست. مخصوصا یکی از کتابهاش به اسم "فریدون سه پسر داشت". خوارزمی بودم که طبق معمول وقتی عباس معروفی رو نداشت چندتا کتاب و یه نمایشنامه بهم معرفی کرد. نمایشنامه ی "ایوانف" از "انتون چخوف" ,کتاب "تنهایی پرهیاهو" از بهول میل هرابال که ترجمه ی امیر علی جان پور هست. یکی از کتابهای معروفی که مجموعه داستان کوتاهاش هست هم داشت.دریاروندگان جزیره ی ابی تر. یه کتاب دیگه هم بهم معرفی کرد و خیلی ازش تعریف کرد. داشتم کم کم تحت تاثیر قرار میگیرفتم که اخری رو هم بگیرم که یه لحظه به خودم اومدم و از خودم پرسیدم ای مهسا از کجا امده ای ؟امدنت بهر چه بود؟ :))) و اینطور شد که دنباله ی همون عباس معروفی رو گرفتم. گفت ممنوع الچاپ هست اینایی که میگی. گفت گیرت هم بیاد سانسور شدس و اصل نیست. گفتم میخوامش. کجا گیر بیارم؟ گفت برو دست فروشای "دهنادی" دارن...خیلی کار داشتم کلی خسته اینا بودم. هی به خودم میگفتم حالا ایه نازل شده عباس معروفی بخونی. حالا هر چی کتاب صاق هدایت و نادرابراهیمی و بقیه ی نویسنده های خفن بوده خوندی مونده همین معروفی؟ بازم دلم طاقت نیاورد. یه تشر به خودم زدم گفتم اوووووی عامووووووو همینا رو عشقه. برو بگرد دنبالش. انکه یافت مینشود انم ارزوست :-) حتما یه چیزی هست که ممنوع الچاپ شده اثارش. حتما باید یه فرقی داشته باشه. حتما یه طوری هست. بزار یه بارم برای یه کتاب یه چندتا کورس گرما بکشیم برو بیا کنیم!
رفتم دهنادی. یه چندتا جا پرسیدم. عباس معروفی نداشتن اخر یکیشون سمفونی مردگان رو بهم داد. کتابه معلوم نیست دسته چندم هست ولی خوب معلومه که یه خورده قدیمی هست . رو جلدش زده ۱۳ تومن من خریدم ۲۵ تومن. گشتم واسه بقیه کتاباش. اما نبود. لحظه ی اخر یه مغازه درب و داغون که قدیمی بود دیدم درش بسته بود .رو یه تیکه کاغد نوشته بود در صورتی که نبودیم با شماره ی زیر تماس حاصل کنید.یه همچین جمله بندی ای داشت. تماس حاصل کردم گفت هممممه کتاباشو داره :) ولی عصری باز میکرد و من دیگه باید برمیگشتم. 
نمیدونم سمفونی مردگان هم توی کتاب فروشی های عادی پیدا میشه و ایا اونی که پیدا میشه اصل هست یا نه. خودم که اینجوری رسیدم بهش. بگذریم. 
کتاکتاب رو خوندم. بعد از خوندنش سردم شد. خیلی سرد. بهتره بگم "یخَ"م شد :-) کتاب,کتاب خوبی هست .عامه پسند نیست. قلمش خاص هست. قطعا همه دوست ندارن.مثلا این کتاب رو بدون اینکه سلیقه  یطرف مقابلتون رو بشناسید بهش هدیه ندید و توصیه نکنین. من ۳۰-۳۵ صفحه ی اول کتاب رو که خوندم تازه سبک و قلمش برام جا افتاد. دستم اومد که داستان چطور داره روایت میشه.
تیکه های عاشقانه و کوتاه بین ایدین و سورمه رو دوست داشتم جوری که فکر میکنم اگر خواستم برم و یه کتاب دیگه از معروفی بخونم بی شک اون کتاب "نامه های عاشقانه و منظومه عین القضات" هست :) نامه های عاشقانه ی عباس و همسرش هست :)
++وبلاگ عباس معروفی رو میخونید؟ 
++چقد هنرمندم من :)) سمفونی مردگان رو گذاشتم بین صدفهای دریای جنوب. همون صدف هایی که با چسب حرارتی زده بودم به دیوار های اتاقم:) 
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۲
مهسا .م

نظرات  (۲)

انقدر من تنبل شدم این چند وقت تو کتاب خوندن الان هی اینارو میخونم هی خجالت میکشم 
خیلی کنجکاو شدم ببینم چیه انقلاب معمولا همه چی داره احتمالا بشه پیداش کرد
این گفتگوی درونیت عالی بود اصلا :)))
اومدم از عکس تعریف کنم دیدم خودت نوشتی فقط اون هندونه هارو بزار زمین کمرت درد میگیره
؛)
پاسخ:
هندونه ها خیلی خوب بود :)))

سمفونی مردگان و سال بلوا و دریاروندگان جزیره ی آبی تر رو نشر ققنوس چاپ میکنه و ممنوع نیستن. اگه کتاب عاشقانه ازش میخوای فقط و فقط "سال بلوا". اولش سخته با سبک عباس معروفی کنار اومدن اونم توی مووان اول سمفونی مردگان، ولی اگه رهاش نکنی عاشقش میشی..
دقیقا باهات موافقم. ادم واقعا یخ میکنه موقع خوندن داستاناش.. من همین فضای خاصش رو عاشقم ;-)
مرسی که به سلیقه و نظر من اعتماد میکنی عزیزم :-)
+اتفاقا منم وبشو میخونم :-)
پاسخ:
عه، چه خوب که بهم گفتی، سال بلوا رو میزارم تو الویت پس :)) ممنون :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">