1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

۱۸ دی ۹۶

دوشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۹ ب.ظ
++یه جمله هست. خیلی قشنگه. میگه: در میانسالی متوجه میشویم سرمایه ای به جز "انس" هایمان داریم. خودمان را به کارهای خوب "انس" بدهیم.
++گاهی اوقات به خودم میگم: بیا تا کسی حواسش نیست باهم زندگی کنیم. 
خیلی وقتا اینقدر عقاید اطرافیانم و متد زندگی کرنشون با من فرق داره که میترسم. میگم یعنی منم سنم بیشتر بشه اینجوری میشم؟!! عقایدم این مدلی میشه؟!! 
++خیلی وقته هیچ کتابی (غیر درسی) نخوندم بگذریم از اینکه حجم عظیمی از کتابهای خونده و نخونده ی منو یه بنده خدایی یک و ماه و خوردی هست برده خونشون و قراره برگردونه.
++گاهی اوقات دیدن بعضی از ادمها و تفکر کردن راجع به رفتارشون درسهای بزرگی به ادم میده.
ای خودم, ای مهسا.. اگر باگی داری و داره بهت ضربه میزنه بهتره برطرفش کنی. چون باگ ها از بین نمیرن مگه اینکه دیباگ بشن! خودت رو کنکاش کن. از خودت حساب پس بگیر. نزار یه عادت زشت باهات بیاد جلو..ببین بعضیا رو ... ببین طرف سنی ازش گذشته ولی چه اشتباه های ضایع و بدی مرتکب میشه... وقت رسیدن به این باگا جوونی بود نه الان که طرف نا نداره یه لقمه گاز بزنه چه برسه به حساب پس گرفتن از خودش.
ادما از لحظه ای شزوع به بزرگ شدن میکنن که شروع به انالیز کردن خودشون میکنن.(همه ی اینا رو واقعا به خودم هستم. توی نوت گوشیم هم یاددداشت کردم دلم خواست اینجا هم بنویسم. یه بنده خدایی رو دیدم رفتارهاش جالب نیست. تلنگر هست برام.)
++خلاصه اینکه بعضی وقتا ادم باید یواشکی تا کسی حواسش نیست خیلی اهسته خیلی یواش خیلی کم رنگ اسه بره اسه بیاد...
هدفم از این پست فقط حرف زدن با شماها بود. همین. 
 
موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۱۸
مهسا .م

نظرات  (۴)

۱۸ دی ۹۶ ، ۲۲:۵۷ سولانژ ...
واسه منم کلی نکته داشت ... مقسیی ... یادم باشه باگ هامو دیباگ کنم :-)
پاسخ:
:) خوش اومدی به اینجا 😊
سلام خانم مهندس..خوب هستید؟!
امیدوارم بنده را فراموش نکرده باشید!!
شرمندم..واقعا شرمندم..میدونید شاید هیچ اتفاقی نیفتاد که من حدود یک سال نیومدم و کامنت نذاشتم براتون!! اما حقیقتش..همیشه احساس میکردم یه باری روی دوشم هست که سنگینیش خیلی اذیتم می کنه!! فراموش کردن آدم های با ارزش زندگیم که خیلی چیزا یادم دادن آخر بی معرفتی است!!
حرف زیاد دارم..خیلییی زیاد..راستش اصلا نمیدونم میتونم حرف بزنم یا نه!!!
نه نمیتونم حرف بزنم..فقط ممنونم..خیلی ممنونم که توی 4 سال اخیر زندگیم بودید و خیلی چیزا یادم دادید..خداوند مهربان همیشه پشت و پناهتون باشه و سعادت و خوشبختی و موفقیت مقصد راهتان🌷🌷
پاسخ:
سلام.ممنونم شما چطوری?احوالاتتون خوبه?
معلومه که یادم نرفته :) 
کجا بودین شما ? 
اینجوری نگین. اختیار دارین من چیزی برای یاد دادن به دیگران ندارم. اخرین بار یادم هست که گفتین متاهل شدین. بعد از ازدواج خیلی مشغله ها بیشتر میشه و کاملا طبیعی هست اینقدر درگیر بشین که اهمیت فضای مجازی کم بشه تو زندگیتون:) کامنتتون خیلی خوب بود. چقدر خوبه دوستای قدیمی یهو کامنت بزارن و حال ادم رو خوب کنن :) امیدوارم هر جا هستین پرانرژی و دلشاد باشین 🌷🌷🌷 زود به زود بیاین اینجا. ماهی یه بارم قبوله :))

خیلی ممنونم..شکر خدا خوبم..نظر لطف شماست🌷🌷
بله اون زمان در شرف ازواج بودم..الان شکر خدا 9 ماهی هست که عقد کردیم.
به روی چشم..حتما بهتون سر میزنم
یا علی🌷
پاسخ:
مبارکه🎊🎉🎊🎉🎊🎉
ان شاءلله زندگی پربرکت و شادی در کنار خانم ، داشته باشین :)
به مطلب مفیدی اشاره کردین. یاد یکی از یادداشتای چرکنویسم افتادم که یخورده مرتبطه (در مورد سکوت) سعی میکنم اولین فرصت منتشرش کنم

پاسخ:
🌼🌼🌼

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">