1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

خود یادداشت نوشت

چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۱۶ ق.ظ

++گوشیم رو فلش کردم. خودم این کار رو نکردم چون مدل گوشیم طوری هست که باید براش وقت میگذاشتم تا یاد بگیرم و نرم افزارهای مخصوص فلش کردن  رو نصب کنم و وقتم توی اون برهه باارزش ترین بود و احتیاج فوری فوتی به گوشیم داشتم.بنابراین دادیم به اقای مربوط به بخش "تعمیرات تخصصی و فوری"...وقتی میخواست گوشیم رو فلش کنه گفت نمیخوای از چیزی بک اپ بگیری؟...خودم قبلا ترتیب فیلمها و عکس ها رو داده بودم و شماره هام هم یه جای دیگه save بود و پیام ها هم برام مهم نبود.ولی همین طوری گفتم از شماره ها و پیام ها بک اپ بگیره... و از همه ی اینها مهم تر بهش گفتم میشه نوت هایی هم که یادداشتشون کردم داشته باشم؟ که گفت نه نمیشه...گوشی فلش شد و تمام نوت ها پرید.... خیلی بهش فکر نمکنم. چون بلاخره نوتهام از دستم رفتن و قابل برگشت هم نیستن... ولی خوب اون نوتها جدا باارزش بودن. گاهی روزانه ۴-۵ تا نوت یادداشت میکردم گاهی هم یه هفته و یا مدت زمان بیشتری میشد که اصلا چیزی توش نمینوشتم. 

از همه چیز نوشته بودم. از خشمها. از علاقه مندی هام. از ترسها. از احساساتم به ادمهای مختلف.از تجربیاتم. از خاطره هام. از ادمهایی که برام با ارزش و یا بی ارزش بودن. از ادمهایی که بارها و بارها از حضورشون و وجودشون توی زندگیم خوش حال شده بودم و خدا رو شکر کرده. همین طور از ادمهایی که بارها وبارها جوری ناراحتم کرده بودن که دیگه کلا از رابطه با اون ادم ناامید شده بودم. مثلا ۲۳ فروردین برمیگشتم نگاه میکردم ببینم حال و روزم یه سال قبل توی همچین روزی چطور بوده؟ درگیر با چه اتفاقات و چه ادمهایی بودم؟ روی چه موضوعی انرژی گذاشته بودم ؟ با کی اشنا شده بودم؟ به کی و یا چی خیلی فکر میکردم اون روزا؟ و این برام خیلی خوشایند بود چون یه احساس ِ"از بالا به همه چیز نگاه کردن "بهم میداد.... اصلا یه جور محاسبه ی نفس هم میشه اسمش رو گذاشت... چون توی اون نوتها برمیگشتم و از خودم سوال میکردم چرا این کار رو کردی و چرا این کار رو نکردی؟ نمیدونم از کسایی که اینجا رو میخونن اهل "خود یادداشت نوشت" هستن یا نه ولی اگر نیستین حتما این کار رو بکنین...باعث میشه به این برسید که چه چیزی نقطه ی ضعف شما و چه چیزی نقطه ی قوت شماست...مثلا بعد از یه مدت متوجه میشید که توی ارتباط با ادمهای جدیدی که توی زندگیتون وارد میشن همیشه فلان اشتباه رو میکنید... متوجه میشید که وقتی بیمار هستین بیش از اندازه بدخلق هستین چون دقیقا دوماه قبل هم که مریض شده بودین عین همین دو سه روز پیش فوق العاده بداخلاقی و بد رفتاری کردین... متوجه میشین که دقیقا چقدر از ادمهای فضول که حریم شخصی برای اطرافیانشون قائل نیستن بیزار هستین...و حتی متوجه میشین که از ادمهای فضول خیلی بیشتر بدتون میاد تا ادمهای حسود...میفهمین که جدیدا وقتی توی شرایط بحرانی قرار میگیرد خیلی بهتر میتونید خودتون رو امیدوار نگه دارید وبا وجود شرایط ناامیدانه , امیدوارانه تلاش کنین و بجنگین.. میفهمین چقدر پارسال همین روز چقدر شخصیت نپخته و ارمان گرایی داشتین که به جای اینکه روی تلاش و نظم تمرکز کنید مدام صورت مساله ی ناامید کننده رو میخوندین....متوجه میشید چه چیزهایی خیلی حرصتون رو در میاره .چه چیزهایی وجودش مایه ی دلگرمی هست و دقیقا چه چیزهایی شما رو از زندگی سیر میکنه ... به خودش شناسی تون خیلی خیلی کمک میکنه... وقتی ببینید دقیقا توی چندین شرایط مشابه دارید یه رفتار اشتباه رو مدام تکرار میکنید از یه جایی به بعد دیگه هوشیار و گوش به زنگ هستین که اون رفتار غلط رو نداشته باشین.... خیلی چیزهای خوبی متوجه میشه ادم... برای من مفید بود و همین طور ادامه خواهم داد... خیلی منظم تر از سابق :)

++کامنت بزارید برای این پست. حتی اگر حرفی ندارید. میخوام ببینم چند نفر میخونن.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۲۶
مهسا .م

نظرات  (۹)

من رهگذر بلاگ هستم.....خوندم ،نوشتن اعمال روزانه کار خوبی شما هم دقیق گفتین که باعث کشف نقاط قوت و ضعف میش...
شبتون بخیر...
پاسخ:
ممنون بابت کامنتتون :) 
شب شمام خوش 🌷
سلام
من ترجیح میدم ۹۵ درصد چیزای درونمه به قسمت خروجیم به هیچ وجه و به هیچ شکل نرسن :) اما توی ذهنم چیزای مهمی که بعدا به نتیجه گیری های ارزشمندی منجر میشه رو هایلایت می کنم ، مثلا ی دیالوگ که از یکی شنیدم،  با جزئیاتی نظیر حالت چهره، لحن ، حرکات بدن مث دست و پا و... توی ذهنم نگه میدارم، اینجوری هم جزئیات ثبت میشن (برای من حاوی اطلاعاتن) ، که بیشتر در مورد خودمن، هم امنیت برقراره :دی
پاسخ:
سلام. 
درسته این امنیتش بالاتر هست.ولی پیشنهاد میکنم یادداشت کنید. یادداشت کردن فرق داره! منظم یادداشت کنید! این حساب پس کشیدن به مرور ادم رو نسبت به خودش حساس میکنه! نسبت به گذشته ادم قوی تری میشید.  
به قول شهید اوینی: من از یک راه رفته با شما سخن میگم :)
منم از این یادداشتا دارم. البته سه چار سال پیش خیلی منسجم‌تر بود. ولی خب هنوزم هست. درست مثل آیینه‌ای که جلوی روحت گرفته باشی، بی‌پرده خودتو با خودت مواجه می‌کنه. من تک‌تک جملات این پست رو می‌فهمم، چون زندگی‌ش کردم. :)
فقط یه تفاوت داریم با هم: من توی دفتر می‌نویسم. هم حسش فرق می‌کنه و دوست‌داشتنی‌تره، هم فلش‌لازم نیست و بنابراین نمی‌پره! :دی
+ از ۹۴ همه‌ی پستات رو خونده‌م، ولی اکثراً خاموش...! ^_^
پاسخ:
من تا ابان ماه ۹۶ پنج تا دفترخاطرات داشتم. که صرفا توش خاطرات بود و نه حساب کشیدن از خودم. گاهی اوقات که برمیگشتم تا اونها رو بخونم حوصلم نمیشد. روزانه نوشت بودن. تا بلاخره ابان ماه تصمیم گرفتم اونها رو از بین ببرم. چون میدونستم در زمان فعلی استفاده ی خاصی ازش نیمکنم وبعد از مرگم دستاویزی برای ارضای  حس کنجکاوی دیگران خواهد بود. همه رو بردم باغ اتیش زدم. 
ولی جریان این نوتها فرق داشت. عین همین چیزهایی که شما توی دفتر برای خودتون یادداشت میکنید بود. پرفایده بود. 
علاوه بر اون نوتها منم یه دفتر گذاشتم برای محاسبه ی نفس.برعکس نوتها که همه چیز درش بود و هست ,توی دفتر اصلا دیگه حس نوشت نیست. تقریبا هفته ای دو الی سه مرتبه توی دفتر از خودم حساب میکشم. افتضاح مفید بوده تا الان!
++مایه ی افتخار هست :) من هم شمارو میخونم :)
:)
پاسخ:
:) tnx
منم مینوشتم قدیما ولی رو کاغذ :) و برمیگشتم گاهی میدیدم که فلان روز چه اتفاقاتی افتاده بوده و راست میگین واقعا خیلی خوبه، چون یه دقتی در دیدن همه چیز داشتم که الان از دستش دادم! ؛) سعی میکنم باز شروعش کنم :)))
پاسخ:
خوبه که تصمیم دارین باز شروعش کنین :)
قدیما خاطرات و حالاتمو می نوشتم، یعنی ده سال پیش توی نرم افزار ورد، اما بعدش تنبل شدم! بعضیاشو دارم هنوز. این کار رو از یه فیلم (اسمشو یادم نیس) یاد گرفتم که طرف همه خاطرات سال ها توی چندین جلد نوشته بود.

میشد نوت ها رو کپی کرد و برد توی اپ ورد یا برد توی فضای شخصی اپ هایی مثل تلگرام و گپ. تو بعضی گوشیا هم میشه از نوت ها هم بک آپ گرفت که میره رو سرور شخصی سایت گوشی.

در هر حال یادم انداختین که بنویسم... ممنون

پاسخ:
تعدادشون زیاد بود. نمیشد این کار رو کرد.به علاوه  بعد از فلش ، تمام نرم افزارهام پاکش شدن. فایده نداشت ببرم توی اونها،،، 
خوش حالم تصمیم گرفتین دوباره بنویسین :)
حاضر 
پاسخ:
😃
:)
پاسخ:
😊
سلام مهندس
باهات موافقم...
بابت از دست رفتن نوتها هم متاسفم. نمیخام پالس منفی باشم اما این نوتها خیلی ارزشمندن سعی کن نگهشون داری مدیریتشون کنی و ازشون بهره ببری. تا این لحظه من بهترین کارو انتقال اونا به فایل ورد و لیک کردن و ارتباط دادنشون تو همون ورد به هم و بر حسب تاریخ میدونم. نه اینکه بشکل پراکنده و از هم گسیخته همه جا باشن...
پاسخ:
خیلی با ارزش بودن. خیلی زیاد. جدیدا دارم سعی میکنم یه جای دیگه یادداشتشون کنم که امکان از دست رفتنشون نسب به روش قبلی خیلی کم تر هست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">