1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

خوب من و این وبلاگ قطعا دلمون برای موشک تنگ شده

با اینکه هستن کسایی که خیلی وقت هست خبری ازشون نیست و دوست دارم بیان و از خودشون خبر بدن.

ولی اعتراف میکنم که رفتن موشک با بقیه فرق داشت و من و این وبلاگ واقعا دلمون برای روزهایی که موشک بود و میامد کامنت میزاشت سلام خانم مهندس تنگ شده...

با هم خیلی اختلاف سلیقه داشتیم ولی شعور و تحمل نظر مخالف رو هم داشتیم... دنیاهامون فرق داشت ولی خوب کنار میومدیم. اولین دوست وبلاگی من بود... 

میدونین توی این دنیای مجازی ارزش هر وبلاگ به اون خواننده های قدیمیش هست. بعد از رفتن موشک احساس میکنم وبلاگم از ارزشش خیلی کم شد...

دارم دوستای خوب قدیمی... مثل مترسنج و.....(نمیخوام نام ببرم)

منم مثل خیلی های دیگه از داشتن وبلاگ اهداف خاص خودم رو داشتم. برای همین هم بعد از رفتن موشک باز هم این وبلاگ موند واز بین نرفت.

ولی جای خالی موشک همیشه خالی میمونه!

فکر کنم دیگه اصلا وبلاگ نخونه و اخرین چیزی که ازش به خاطر دارم جریان مهاجرتش به المان بود...


اگر حوصلتون نمیشه عنوان رو کپی کنین اینجا کلیک کنین .

انگیزه ی این پست با خوندن همین لینک بالا ایجاد شد.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۹
مهسا .م

نظرات  (۲)

هممممم آره منم هنوز گاهی یاد موشک می‌افتم. هبوط از دوستاش بود. می‌شناسیش؟ البته اونم بی‌خبره ازش
http://twist-again.blogfa.com
پاسخ:
اره، میشناسمش... یهو حتی دیگه کامنتهاش هم ناپدید شد.
امیدوارم در درجه ی اول زنده باشه و بعد هم خوش حال. 
با خوندن این پست منم همون حس شما رو پیدا کردم و هم حسی بهم دست داد...
نمیدونم "دکتر خودم" رو میشناختی یا نه. لینکش هنوزم تو بلاگ قبلیم هس البته وبشو بست(http://porpot.blogsky.com/)
این مدل جدایی ها یا دوری ها بعضا سخته...
اما اولا من مطمنم اونا حالشون خوبه و موفق هستن. ثانیا منم باید خوب یاشم و موفق. تا اگه یروز دوباره برگشتیم دور هم برای هم مفید باشیم.
و نکته مهمتر اینکه :
طراحی قالب وبلاگ دکتر خودم این شکلی بود:
http://s8.picofile.com/file/8334294650/dr_k.jpg
قالبو خودش طراحی کرده بود. انتگرال مطالبش! و در گوشه قالب نوشته: من برای خودم و خود خودم مینویسم...
این حرفشو من دوست دارم. یعنی وبلاگ رو برای خودت بنویس،درس رو برا خودت بخون،برا خودت زندگی کن...
مثلا اگه هدف از نوشتن من، اشتراک اموخته ها و مفید بودن متقابله بنابراین نمیتونم با غیبت فرد یا افرادی خاص قید نوشتن برا خودمو بزنم ..
پاسخ:
قالب وبلاگشون قشنگ بود.
البته این چیزی که گفتین یه تفکر هست و فقط کسایی این تفکر رو دارن که از روز اول بلاگری هدف داشتن و صرفا تفریحی ننوشتن... من خودم بارها فاصله گرفتم از اون اهدافم ولی باز هم سعی کردم فاصله رو کم  و کمترش کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">