1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

به وقت میانه ی اذر ۹۷

جمعه, ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۷:۲۴ ق.ظ

ساعت شش خودکار از خواب بیدار شدم. 

نمازمو خوندم .گوشیمو چک کردم. و بعد هم گندمبا (نمیدونم شما بهش چی میگید) که بابا خریده بود خوردم.

همین طور رو تختم دراز کشیده بودم که صدای بارون نزاشت این دراز کشیدن ادامه پیدا کنه.

راستش با تمام قلبم خوش حالم که اتاقم کولر داره و پاییز و زمستون از توش  طراوت و سرزندگی میریزه بیرون.

چشمامو میبنم

فقط گوش میکنم. 

#شادی های کوچک اما عمیق :)

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۱۶
مهسا .م