1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

اصلاً حسین جنس غمش فرق می‌کند

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

دلبری که باشم.

پنجشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۷، ۰۸:۱۲ ب.ظ

مرز بین یه سری چیزا خیلی باریک هست. 

یه سری چیزها رو با دقت زیاد میشه از یه سری چیزا تمییز داد و ولاغیر. شاید هم کلا جواب قطعی ندارن این چیزا.

مرز بین با سیاست بودن٬ رند بودن٬ محاسبه گر بودن در عین حال معصوم بودن و تو دنیای سیاهِ خاله زنک ها وارد نشدن...

مرز بین خود بودن٬ و در عین حال عاقل بودن...

خود بودن منظورم این هست همون طوری که میخوای بری بیای....بخوای عاقل باشی میبینی چیزی که میخوای و روشی که انتخاب کردی بهینه نیست. میفتی تو لوپ بی نهایت محاسبه.

میدونی فکر کنم دلبر بودن منافات داره با عاقلی...دلبرا کپی پیست نیستن.

ایا یه دلبر به رنگ پوستش فکر میکنه؟ باید فکر کنه؟ بعد اگر فکر نکنه میشه بی سیاست؟ میشه کسی که عاقل نیست؟

این چیزها مهم هست. شاکله ی سبک زندگی رو مگه چی تشکیل میده.

گاهی اوقات نمیفهمم موندن سر بعضی چیزها یه لجبازی ناشی از بچه بودن هست یا مثل بقیه نبودن هست... 

احتمالا سخت هست فهمیدن این پست... چون تکه های پاره پاره ی فکر های این روزهای من هست. ادمی رو فرض کنید که جمع شدن عاقلی و سیاست رو با مثل بقیه ی نبودن و به سبک خود زندگی کردن نمیتونه جمع کنه... درواقع داره فکر میکنه میشه جمع زد و این دو رو کنار هم داشت یا نه.... به حرف راحت هستا... توی زندگی میای میبینی واقعا دو راهی های نفسگیری داره.


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۱۱/۱۱
مهسا .م