1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

چشمان زیبا

دوشنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۸، ۰۷:۰۵ ب.ظ

فکر میکنم هر از یه مدت , مثلا سالی یکی دوبار باید بابت تمام انتخاب های عاقلانه ای که داشتیم  اشک بریزیم. بابت تمام موقعیت‌هایی که میشد انتخابشون کرد و جریان طور دیگه ای رقم بخوره ولی ما اگاهانه و عاقلانه تصمیم گرفتیم راه دیگه ای رو انتخاب کنیم...

وقتی اشک ریختیم

 بلند شیم

 صورتمون رو بشوریم

 چند تا نفس عمیق بکشیم 

و به راهی که عاقلانه و اگاهانه انتخابش کردیم ادامه بدیم. به امید رقم زدن و رقم خوردن اتفاقای قشنگ.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۸/۰۱/۰۵
مهسا .م