1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

شما نظرتون چی هست؟ با کدوم عقیده همراه هستین؟

يكشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۸، ۱۱:۳۵ ب.ظ
هر نسل روی شانه های نسل قبل استوار هست.

چقدر با این جمله موافقین؟ 
یه عده هستن خیلی این جمله رو قبول دارن و در واقع توی هر بحثی که میشه این رو میگن. مثلا طرف ۶ سال هست فارغ التحصیل شده ولی وقتی اسم کنکور سراسری میاد میره منبر که اره تو دبیرستان یه دختری داشتیم ضریب هوشیش خیلی از من پایین تر بود ولی چون مادر و پدرش فرهنگی بودن دانشگاه دولتی (مثلا) اصفهان قبول شد. منی که الان فلان هستم کسی نبود بهم بگه و از این حرفهایی که خودتون قطعا توی ارتباط با ادمهای مختلف شنیدین. شما موافقین؟ یه عده هم هستن که کلا این چیز ها و نظرات گروه قبلی رو به کل رد میکنن و میگن اره خواستن توانستن هست و فقط کافی هست یه نفر بخواد و اگر فرد x به اینجا رسیده و y نرسیده به خاطر اینه که نخواسته و اون قدری که بایدبراش تلاش نکرده. 
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۸/۰۱/۲۵
مهسا .م

نظرات  (۱۱)

به نظرم اصلا شرایط برای درست یا غلط کردن این جمله محیا نیست . یعنی اینطوری نیست که الان به نتیجه قطعی وجود داشته باشه و یه حقیقتی باشه که آره این جمله غلط هست یا نه درست . 

اما نقش تربیت رو اگه ملاک قرار بدیم ، قطعا نسل قبل در تربیت نسل بعد تاثیر گذار هست . حالا در نظر بگیر چند مورد کوچیک و بزرگ دیگه هم وجود داره که میشه مورد به مورد بررسی کرد . مثلا امکانات ، مثلا دانش ، مثلا فرهنگ مثلا ... 
پاسخ:
خوب الان بحثمون همین هست. میخوایم بازش کنیم. چقدر این تاثیر داره چقدر اون.... شما در زندگی  اطرافیانتون و دوستاتون کدوم رو دارین پررنگ میبینی؟
آره درسته که خواستن توانستنه؛ ولی مسائلی هست که باعث میشه یکی صد برابر یکی دیگه تلاش کنه برای اینکه به همون نتیجه برسه. ولی دیگه بره کنکور خوندن ربطی به اون چیزا نداره واقعا؛ چون خودم تجربه اش رو داشتم و با موفقیت گذروندم بدون هیچ خرج اضافی برای کلاس و اینا و به اون چیزی که آرروش رو داشتم هم رسیدم. ولی باید قبول کرد که توی خیلی مسائل دیگه، موقعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده، تاثیر گذاره:)
پاسخ:
++به نظر من علاوه بر اینکه موقعیت اجتماعی و اقتصادی خانواده توی هزارتا چیز تاثیر میزاره روی همین مسائل کنکور و اینطور چیزها هم تاثیر داره.
من خودم به شخصه واقعا احساس میکنم بعضی از شکستهای درسیم فقط و فقط به خاطر نداشتن چند تا مهارت ساده بود. حاضر نیستم خانواده رو مقصر بدونم ولی خودم رو هم نمیتونم مقصر ببینم. چون توی اون زمینه واقعا اموزشی برای اون مهارت ها دریافت نکردم.
++میدونی من الان مسئله ی jump کردن برام مطرح هست. میدونید منظورم از jump چی هست؟شما فرض کن یه نفر از اول تو تهرون به دنیا بیاد. یه نفر از اول تو روستای هکون استان فارس. پدر خانواده ی روستایی واقعا یه jump زده یه تلاش صد برابری رو داشته که خانواده رو تونسته از ته روستا بکشونه پایتخت و از اون به بعد نسلش یه جای دیگه زندگی کنه و کلی موقعیت متفاوت داشته باشه.پدر این خانواده ی روستایی واقعا یه جهش زده واسه کل نسل ایندش. یه نفر یه موقعی واسه ی این فلان هم کلاسی من نوعی که موقعیت بهتری داره یه jump زده. من فکر میکنم این باید در نظر گرفته بشه.کسی که عموهاش همشون اپلای کردن رفتن ,رفتنش واسه ادامه تحصیل به خارج خیلی فرق داره با من نوعی که هیچ کی از خاندانم نرفته و فکر میکنم اپلای یعنی شاخ غول شکستن.
۲۶ فروردين ۹۸ ، ۰۰:۰۷ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
هر دو گزینه تاثیرگذار هستند دیگه!
پاسخ:
قطعا. ولی میخوام بازش کنم. شما وقتی به چیزی نمیرسی یا حداقل دیرتر از یه عده میرسی کجاها خودتو مقصر میدونی؟ کجا بقیه رو هم توی این نرسیدنها و دیر رسیدنها دخیل میکنی؟
شاید بخش اعظم بحث برگرده به اختلاف طول مسیر . یعنی اگر شخص الف و ب بخوان به هدف جیم برسن . برای شخص الف در صورتی که نسل قابل اتکایی متصور بشیم . مسیر رسیدن به جیم کوتاه تر و سهل تره . در صورتی که ب هم میتونه به هدف جیم برسه بدون داشتن اون نسل قابل اتکا . ولی خب مسیر طولانی و سخت تری داره در پیش . 

حالا . به تعامل ویژگی های فردی و این نسل قابل اتکا اگر بخوایم فکر کنیم شاید همچین معادله باشه که : 

الف مثلا : 30%ویژگی فردی + 70% نسل قابل اتکا 
ب مثلا : 80% ویژگی های فردی + 20% نسل قابل اتکا 

مثلا . 

یا مثلا برای رسیدن به فلان چیز ، نسل قابل اتکا تاثیر چندانی نداره و ویژگی های فردی هست که تعیین کننده است ، مثلا اگر یکی قرار باشه ورزشکار خوبی بشه . 
در عین حال برای چیز دیگه ای مثل پست و مقام گرفتن تو یه شرکت یا اداره مثلا نسل قابل اتکا ویژگی مهمتری هست و ویژگی فردی نقش کمتری داره . 

تو حالت های بالا مثلا ب که نسل خوبی نداره به مقام نمیرسه و در عین حال الف با این که نسل خوبی داره به مدال قهرمانی نمیرسه . 
پاسخ:
اره مثالت خوب هست. گرچه من دوست دارم نقش نسل رو  توی jump کردن ها خیلی پررنگ بدونم و هم اینکه نقش خانواده محیط تربیتی سالم هست. اکی پول و موقعیت مهم هست. ولی به نظرم وظیفه ی اصلی خانواده تربیت صحیح برای اینکه به بچه زاویه ی دید صحیح و مهارت صحیح اموزش بده هست تا فراهم کردن پول و موقعیت. 
یه مستند پخش میشد راجع به بزرگان موسیقی ایران. زمان شاه این مستند رو تهیه کرده بودن. طرف توی مستند اون موقع شیرین یه ۵۰ سالی داشت. بعد باهاش مصاحبه میکردن میگفت: من این ساز رو از مرحوم پدرم یاد گرفتم!!! و بعد دوره های تکمیلی رو پیش دایی هام گذروندم!!!
این ادم قطعا خودش خیلی خیلی خیلی تلاش کرده به جز اون اموزشی که از خاندانش دیده...ولی نکته ای که من میخوام بهش توجه بشه این هست که این ادم در این خاندان هنری اولین چییزی که دریافت کرده طرز صحیح نگاه کردن به دنیای موسیقی بوده...چیزی که برای یه ادم عادی مثل من و شما در همین سال ۹۸ مقدور نیست چه برسه به اون سالها.
۲۶ فروردين ۹۸ ، ۰۰:۴۰ منتظر اتفاقات خوب (حورا)
من اغلب خودم رو مقصر میدونم. یعنی ریشه‌ای بررسیش کنم بازم میگم کم کاری از خودم بوده!
پاسخ:
مثلا اگر توی یه امتحان وقتی میتونی ۲۰ بگیری با نمره ی ۱۶ درس رو پاس شی خودت رو کامل مقصر میدونی؟
من هم خودم رو مقصر میدونستم و میدونم. 
ولی یه چیزی رو بدون و همیشه گوشه ی ذهنت داشته باش. 
نه تنها موفقیت در درس خوندن بلکه موفقیت در خیلی از کارهای دیگه خلاصه میشه توی نظم داشتن.
هر جا بری از هر جای معتبری مقاله بخونی بهت میگن نظم چیزی هست که بچه باید از هفت سالگی تا ۱۴ سالگی بهش اموزش داده بشه. 
یعنی موقعی که من و تو عقلمون نمیرسیده و مشفول خاله بازی هامون بودیم. و از بد ماجرا عقل پدر و مادرمون هم نمرسیده!!!! ولی عقل پدر و مادر دوستت که الان داره ۲۰ میگیره میرسیده!!! طرف نظم شده عادت زندگیش!!! این کم چیزی نیست. 

++مشخص کردن مرز این چیزا خیلی حساس هست. طلبکار و زبون دارز نباشیم نسبت به خانواده و نسلهای قبلمون (که خودشون نتیجه ی تربیت ناصحیح نسلهای قبل تر از خودشون هستن) در عین حال با خودمون هم مهربون باشیم و بدونیم خیلی جای کار داریم.
من این رو میگم. 
با جوابت موافقم. من تجربه ی شخصیم رو گفتم که خونوادم تاثیری روی کنکورم نداشتن، که باعث بشه سخت تر برسم به چیزی که می خوام، تاره برام یه انگیزه ای بود که خودمو بکشم بالا، به قول خودت همون jump رو خودم عملیش کنم. ولی بعد گذشت این 4 سال دانشگاه فهمیدم که آدم بعضی پیش زمینه ها توی خونوادش وجود نداشته باشه، زندگی بهش سخت تر میگذره خیلی هم سخت، منظورم فقط مسائل مالیش نیستا، موقعیت اجتماعی و اینا هم هست. که حتی روی روحیه و اعتماد به نفس هم تاثیر میذاره. باعث میشه آدم از بعضی آرزوهاشم برای رسیدن به موفقیت عقب بمونه. مثلا همون اپلای، کسی که خونوادش براش هزینه اش پول خرد حساب میشه،میره عین خیالشم نیست ولی یکی مثل من حتی اگه بورسیه هم بگیره باید حداقل 100 ملیون داشته باشه، که برای اونم باید n سال کار کنه، تا همچین پولی رو جمع کنه. در نتیجه مجبوره بذارتش کنار، بسوزه و بسازه.توی ازدواج و صد تا چیز مثل اونم تاثیر گذاره.  برای کار پیدا کردنم که اوووف دیگه نگم.
پاسخ:
کامل قبول دارم چیزی رو که میگی. ما باید کار کنیم پول جمع کنیم و بعد هر چی که خواستیم استارت بزنیم.
یه خاستگار داشتم همین تابستونی که گذشت. اسم ماشینش یادم نیست ولی همون موقع ۳۰۰-۴۰۰ تایی قیمتش بود. 
وقتی داشتم باهاش صحبت میکردم راجع به مفهوم رنج و صبر توی زندگی(اصلا توی این زمینه ها نمیشد باهاش بحث کرد اصلا توی این وادی ها نبود) گفت: اره من خیلی ادم صبوری هستم. مثلا همین ماشینی که الان دارم یه سال میخواستمش بابام برام نمیخرید میگفت اینی که الان داری که خوبه(قبل از این ماشین خارجی فعلیش که اومده بود خاستگاری من هم یه ماشین خارجی دیگه ولی ارزون تر داشته) اینقدر صبر کردم اینقدر صبر کردم که بلاخره راضی شد  و برام خرید!!!!!
شما فکر کن این ادم به چی داشت میگفت صبر!!!!
بهانه رو همیشه میشه تراشید
در هر صورت چیزی که اهمیت داره و به انسان ها ارزش میده سعی شونه
در سعی نه امکانات اهمیتی دارد
و نه عمل فرد
بلکه مقدارعملی که فرد نسبت به امکاناتش داره قدر و ارزشش رو مشخص میکنه
پاسخ:
نه اصلا بحث بهانه نیست. 
ما همه مون پذیرفتیم. در عین پذیرش داریم شاد و پر تلاش زندگیمون رو میکنیم. این دید باعث میشه خودمون رو دچار یه سری مقایسه ی بی جا نکنیم. بفهمیم ادمها عقبه ی متفاوت دارن و اساسا مقایسه در ۹۰ درصد موارد کار درستی نیست.
++ بهشت را بها میدهند نه به بهانه... متوجهم مفهوم این رو.
خب بازم با این حال اون تعامل هنوز برقرار هست . درصد ها شاید متغیر باشه . این رو لحاظ کن که در همون هنگام ، دایی های ایشون هنرجو های دیگری داشتن که خواهر زادشون نبودن مثلا . 

این چیزایی که در کل میگی ، وجود دارن اره . مثلا من هم میشناسم آدمی رو که توسط امکاناتی که خانواده ش براش فراهم کردن کار ویدئو و انیمیشن انجام میده ، در حالی که اصلا شاید توی اون کار حتی متوسط هم نباشه اما اینقدر امکانات و امنیت مالی داره که میتونه راحت کارشو انجام بده و از خیلی ها خروجی بهتری داشته باشه . 

 ولی خب معمولا اتفاقات شگفت انگیز در پس استثناعات رخ میدن . مثلا هیچکس از قبول شدن یه تهرانی تو کنکور پزشکی شگفت زده نمیشه ولی اگه یکی از روستاهای خرم آباد قبول شه همه رو شگفت زده میکنه . چرا چون همه شرایط رو برای تهرانی مناسب و نتیچه رو عادی میبینن اما برای خرم آبادی چیز دیگه ای متصور هستن .
پاسخ:
اوهوم. نمیخوام بگم دقیقا در سرتا سر کشور و همه جا ولی خوب تقریبا خیلی جاها امکانات واسه اینکه ادم کنکور های کارشناسی و ارشد رو جزء بهترین ها باشه فراهم هست.
نمیشه جایگاه و تاثیر تلاش رو نادیده گرفت بهرحال، درسته که خیلی مسائل دیگه که بسته به افراد دیگری هست تاثیرگذاره اما تاثیر بیشتر رو تلاش خود فرد میذاره در هر مرحله ای
پاسخ:
هیچ کس هیچ وقت جایگاه و تاثیر تلاش رو نه میتونه و نه میخواد که نادیده بگیره.  ولی به همین اندازه که تلاش و تاثیرش واقعیت داره اگر نگاه کنیم چیزهایی میبینیم که خودشون و تاثیرشون همین قدر واقعی هستن.(منظورم اصلا درصد و نسبتشون به همدیگه نیست.)
سلام.
باهات موافقم. از زاویه دوست داشتنی بحث باز کردی.
شاید بشه این قسمت از موضوع رو ارتباطش داد با اون داستان جوجه عقابه که از قضا افتاده بوده تو خونه اون مرغ، و همیشه نگاهش به آسمون بود که اون عقابا چطور اون بالا هستن...
همه این حرفا مورد تایید و واقعیت هس، اما در نهایت باید نتیجه سازنده ازش بگیریم نه اینکه ختم بشه به آیه یاس خوندن(اینو دوستان میدونن و برای استثناء افرادی گفتم که عمق حرفتو نمیفهمن) 
پاسخ:
سلام.
اره معتقدم فکر کردن به این چیزها و پرداختن بهش واقعا جنبه و ظرفیت میخواد. خیلیا تا سن ۵۰ سالگی هنوز از کاری که پدرشون توی سن ۲۰ سالگی میتونسته براشون انجام بده ولی نداده صحبت میکنن!!! و گله دارن!!
خواستن توانستن است 
در درست بودن جمله شکی نیست ولی مهم اینه افراد (فرد) کی به واقعیت بودن این جمله پی میبرن 
داخل همین جمله هم میشه این بحث و مطرح کرد که یکی با داشتن خانواده x  در 14 15 سالگی به این حقیقت پی میبره 
یکی دیگه با داشتن خانواده y در 25 سالگی 
اون ادمی که 15 سالش میفهمه بخواد میتونه به ارزوهاش برسه از اون موقع فکر میکنه که خب باید براش چیکار کنم چی کم دارم نظم قاطعیت اراده و....
میره دنبال اینکه کمبودایی رو که داره رو رفع کنه ولی اون ادم 25ساله  یکی مثل خودمون که الان تو همین سنیم وقتی این موقع به این ننتیجه میرسیم واقعا خیلیامون انگیزمون مثل اون ادم 15 ساله نیست که بریم دنبال رفع این کمبودایی که برای رسیدن به موفقیت داریم انرژیشو نداریم وقتشو نداریم یا هرچیز دیگه


تاثیر محیطی خیلی زیاده از خانواده گرفته مدرسه محله ای که داخلش زندگی کردی داخل همه این محیط ها و محیط‌های دیگه عوامل مختلفی هست که تورو یا شکوفا میکنن یا جلوی شکوفاییتو میگیرن


اینا رو وقتی به خودم فکر میکنم کامل میبینم 
خانواده خوبی داشتم ولی در اون حدی که منو کامل اماده کنن واسه ایندم که متوجهم کنن به هرچی میخوام میرسم اگه تلاش کنم منضبط باشم و ....
اره من به جای اینکه 14 15 سالگی حتی شاید زودتر به این نتیجه برسم در 20 21 سالگی با تجربه هایی که کسب کردم با ورود به محیط دانشگاهی مثل باهنر و مهمتر محیط دانشکدم و استادیم بهشون رسیدم (شاید دانشکده دیگه ای بودم اصلا به این نتیجه نمیرسیدم) 
درسته هیچوقت دیر نیست ولی بازم 5 سال میتونستم جلوتر باشم میتونستم ازمون خطاهایی که از 20 سالگی به بعد داشتم رو از 15 سالگی داشته باشم 
مسائل اینجوری تا هروقت بخوای میتونی دربارشون بحث کنی و تا دلت بخواد داخلشون نکته های مختلف داره با زاویه دیدهای مختلف
پاسخ:
اره . میفهمم چی میگی و قبول دارم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">