1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

شاید انها بدانند چه مرگش شده

شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۰۷ ب.ظ

یک وقتهایی هم هست که ادم دوست دارد برود و یک پلاستیک زباله ی سیاه بردارد. خودش را بگذارد توی پلاستیک سیاه و ساعت نه شب ببرد سر کوچه!!! 

انوقت برگردد خانه و بدون هیچ مزاحمی با خیال راحت لحظاتی را زندگی کند!


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۸/۰۳/۱۱
مهسا .م