1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

بیرون رفتنهای کثیف

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۸، ۰۷:۴۲ ب.ظ
امروز عصری قرار بود با اهل منزل و اقوام  بریم بیرون. من موندم خونه. جدای از اینکه کار عقب افتاده داشتم چرا باید میرفتم بیرون؟ از بیرون رفتن های این مدلی من را چه حاصل؟ نه چیزی در ادم تازه میشه و نه لبخندی روی لب ادمی با روحیات من میاد. یه تیکه حرف زدن راجع به دیگران. یه تیکه سوال پرسیدن و فضولی و امار گرفتن. دخترهایی که به ظاهر ۲۴-۲۵ سالشون هست .در باطن زنهای ۴۵-۵۰ ساله هستن!!! نه از نظر پختگی. از نظر اخلاقیات چرت.از نظر من چرت. 
من توی حرف زدن با این ادمها هیچ حرفی برای گفتن ندارم. و صرفا شنونده هستم. به چیزهایی میخندن که من نمیخندم. از چیزهایی عصبانی میشن که به نظر من عادی هست. 
شکایت نمیکنم و نمیگم چرا. وقتی هم میگن بیا بریم میپیچونم همه رو... ولی خوب حاضر نیستم تمایل درونیم مبنی بر نرفتن رو سرکوب کنم و یا بخوام تغییرش بدم. بیرون رفتنی خوب هست که از اون بیرون رفتن چیزی در ادم تازه بشه.
بگذریم از بیرون رفتنهایی که مثلا میریم یه جای سرسبز و خرم یه تیکه از اول تا اخرش یا بساط شکم و خوردن به راه هست یا بساط عکس و ژست های انچنانی... پاچه های کوتاه شده. لب های رنگ شده. سینه های بیرون انداخته. لبخند های بی روح . لبخند باید بوی عطر سیب بده. رنگش ابی باشه. واقعی باشه.
این روند خیلی وقت هست که شروع شده و همین طور ادامه پیدا کنه من و امثال من روز به روز ساکت تر میشیم. 
خنده های واقعی  و حرف های قشنگ رو باید از چشم های ادمهای این مدلی پنهان کرد. 
اینها نامحرم ترین نامحرمان هستن.
ما برای ادمهای این مدلی گزینه ی مناسبی برای رفت و امد هستیم. بین حرف هاشون نمیپریم. با وجود اختلاف عقیده ی زیاد به عقایدشون احترام میگذاریم. اونها رو به خاطر تیپشون و هر انچه انتخاب کردن شرمنده نمیکنیم.تحقیر نمیکنیم. فضول نیستیم و به حریم شخصیشون تجاوز نمیکنیم. خوب گوش میکنیم و از همه ی اینها مهم تر "مَحرم" هستیم. 
محرم هستیم یعنی توی رابطه با ما احساس امنیت میکنند. میدونه فردا پسفردا این حرف جایی نمیره. دعوا و دلخوری پیش بیاد کسی این حرف رو نمیکنه چماق بکوبه تو سرش. به عبارتی ما اعتبار داریم.
عین همه ی اینها رو که ما داریم و در طول زمان ایجاد کردیم اونها هیچ کدوم رو ندارن و در طول زمان برعکسش رو ایجاد کردن. 
بگذریم :)
++حالم و روحیه ام خوب هست.و احساس کردم باید بیام اینجا و اینها رو بنویسم :)

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۸/۰۵/۰۸
مهسا .م

نظرات  (۳)

با بخش بزرگی از نوشته موافقم ، اما در مورد اینکه بیرون رفتن با خانواده و کلا حضور در فضاهای مشابه چه لزومی داره و چه چیزی رو در آدم زنده می کنه به نظرم پیچیده تر از این حرف هاست قضاوت در موردش . 
پاسخ:
منظورم فقط خانواده و اقوام نیست. اینها مصداق هر جمعی میتونن باشن. 

آره دیگه گفتم که هر فضای مشابهی ، نکته ش اینه که انتظار لذت رو از چیزهایی داشته باشی که لزوما همه ی هدف اون ها در لذت خلاصه نمیشه . توی همین فضایی هم که به ظاهر بدرد نخور میاد ، اگر اهداف و نگاه متفاوتی داشته باشی میتونه به تجربه های بدرد بخور منجر بشه .مثلا بخش بزرگی از تعامل با خانواده مشابه سرمایه گذاری هست ، با خانواده همکاری و معاشرت می کنی تا نیاز هایی رو در تو برآورده کنن .رفع این نیاز ها حالا یا فورا و یا با تاخیر به ثمر میرسه . 
پاسخ:
اره. قبول دارم این رو.

سلام مهندس

چه عجب پیداتون شد...!خدا قوت. انشاله تلاشتون نتیجه خوبی بده.

این پست هم مث پستای همیشگی بود. عمیق و پرمحتوی.

گل 

پاسخ:
سلام. 
ببخشید واقعا. حق با شما هست🙊
ان شاءالله بیشتر خواهم بود. 
لطف داری مترسنج. 🌹😊🌹
یک قرن هست میخوام بیام وبلاگ کامنت بزارم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">