1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

هشتگ: حقیر نباشیم بزرگ باشیم

چهارشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۸، ۰۵:۵۰ ب.ظ

کاراموزیم راجع به فارنزیک و انتی فارنزیک هست. باید مقاله بدم. قبل از اینکه شروع کنم به خوندن مقاله های زبان اصلی , فارسی سرچ کردم که کمی اشنا تر باشم و با بعضی از واژه ها و اصطلاحات تخصصیش برخورد کرده باشم. رسیدم به یه مقاله فارسی.چکیده و مقدمه اش رو که خوندم چیزی به نظر رسید که میتونست بهم کمک کنه. منتهی از اینا بود که باید میخریدمش. گفتم بزار ایمیل طرف رو پیدا میکنم بهش میل میزنم خدا رو چه دیدی یهو دیدی مقاله اش رو فرستاد. 

اون قدرها انتظار غیرمعقولی نبود. (البته به نظر خودم) 

میل زدم با لحن رسمی که اره من دانشجو کامپیوتر هستم و در حال گذراندن دوره ی کاراموزی هستم و فلان وبهمان. و در نهایت این مقاله هاتو بفرست :)))

اول که عکس کارتش رو فرستاده که ادرس دفترش و شماره اینا روش بود. بعدم گفته فردا تماس بگیرید بیایید دفتر مواردی را خدمتتان عرض کنم!

بعد میگم من ساکن شهر شما نیستم و برام مراجعه حضوری مقدور نیست.

میگه که ساکن کجا هستین؟ سابقه مطالعه در این حوزه را دارید؟ پروژه تان راجع به چیست؟

خوب مرد حسابی تو چی کار داری من ساکن کجا هستم؟ اولش هم که گفتم پروژه ام امنیتی هست و راجع به فارنزیک و انتی فارنزیک هست.

میل زدم که در حوزه ی امنیت مطالعاتی داشتم ولی اخیرا و به تازگی شروع به مطالعه در حوزه ی فارنزیک کردم. صرفا چند تا مقاله ی فارسی خوب میخوام که در این حوزه دید بهتری بهم بده.

میدونستم میخوره تو پرش چون جواب سوالی که ناشی از فضولیش بود رو نداده بودم. 

بعد از یه تایم قابل توجه ادرس یه سایت که سایت شخصیش بود رو فرستاده و گفته که از قسمت خرید مقالات مقاله ی مورد نظرتان را تهیه کنید. موفق باشید.

:)))))))))))))))))))


بعد از این اتفاق , عجیب به یاد دوتا از پسرهای دانشگاه افتادم. یکی دانشگاه قبلی که بودم و دیگری در دانشگاه فعلی(هنوز ترم هفت و هشت ای تی مونده). اینها بدون اینکه من رابطه ی خاصی باهاشون داشته باشم بهتر هست بگم بدون اینکه هیچ دختری رابطه ی خاصی باهاشون داشته باشه, عجیب کمک میکردن و تایم میزاشتن برای پروژه هامون. بدون حتی گرفتن یک ریال. بدون زدن حرف اضافه. این دو نفر جزء اون دسته از ادمهایی بودن که معادلات ادمی مثل من رو بهم ریختن. در تمام طول پروژه که ریز به ریز برام توضیح میدادن دلم میخواست من هم مثل اونها چیزی بلد بودم و مثل اونها مثل ابر بهار که اصلا براش مهم نیست داره به زمین خشک میباره و یا به یه گل رز  به دیگران کمک میکردم. اولی رو نمیدونم ولی دومی خیلی درسش خوب بود و اصلا نیازی به کسی نداشت. باز کمک میکرد. با اون همه مشغله برای دیگران تایم میگذاشت .


++همه ی مقاله هاش فارسی بود این اقا. حتی یک مقاله انچنانی که فکر کنی درست و درمون باشه نداشت. کلا مقاله ISI  , IEEE و.... اینها فکر نکنید بودا... بعد فارغ التحصیل ارشد ازاد بود(قصد تحقیر و توهین به فارغ التحصیلان دانشگاه ازاد رو ندارم و فقط دارم توصیف میکنم).


++اووکادو  دسترسی داشتن لطف کردن برام مقاله رو گرفتن :) مرسیییییییییییی (ایکون گل)

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۸/۰۵/۰۹
مهسا .م

نظرات  (۱)

و چقدر این افراد حال خوب کنن. خدا برکتشون بده .گل

پاسخ:
 بله، واقعا🌹

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">