1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

++هی میگن صله رحم کنین دلها از همدیگه دور شده محبتها کم شده قدیمها این طور نبود اینا همش اثرات تکنولوژی هست و دیگه قوم از قوم خبر نداره همسایه از همسایه و .... یعنی واقعا جا داره یکی مثل من به این دسته از ادمها بگه: برو مینیم باباااااا

الان ساعت ۱۰ شب هست یک عدد مهمان ناخونده اومده خونه ی ما... اصلا هم از قبل هماهنگ نکرده ها... من که تو اتاقم بودم اصلا هم مایل نبودم برم بیرون یکم با خودم فکر کردم گفتم بیخیال بابا... برو بیرون سلام کن. بزار به رفت وامدها دامن زده بشه. همین تحویل گرفتنهای این مدلی بی تاثیر نیست و ار اینجور فکرا.... 

رفتم بیرون ... به یک دقیقه نکشیده دارن راجع به تیپ زن مسعود خدابیامرز تو عروسی دختر اصغر حرف میزنن!!!!! 

من ادم اهل رفت و امد... من خواهان رفت و امد... من دوست دار صله ی رحم... من مهمان دوست... میشه؟؟؟؟ شدنی هست؟؟؟ این جماعت میزارن؟؟؟ که ادم, ادم حسابشون کنه؟؟؟؟ که باهاشون رفت و امد کنه؟؟؟؟ اینا مال رفت و امد کردن هستن؟؟؟؟

دیگه این چیزا هم مال دلار ۱۵۰۰۰ تومنی هست؟؟؟ ادم حالت تهوع بهش دست میده... 

اصلا جوری شده تو بخوای هم نمیتونی رفت و امد کنی... مفسده هاش و دردسر هاش خیلیییییییی بیشتر از خوبی هاش هست... خیلییییییی...

متسفانه متاسفانه دوست هم که نعمت باارزشی هست کم یاب شده!

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۱۴
مهسا .م

وقتی در فضای اکادمیک دانشگاه ,در محیط کاری و یا هر محیط دیگه ای,

با فردی رو به رو شدید که در نهایت احترام باهاتون برخورد میکنه, 

و شما رو با رفتارش تحت تاثیر قرار میده,

اخر "ساه لوحی"و  "ساده اندیشی" هست که, 

رفتارش رو صرفا به پای تربیت خوب خانوادگی و ادب و کمالش بگذارید!

اون میتونه فقط و فقط یه ادم "باتجربه" باشه!!!

به اصطلاح بهش میگن:

گرگ بارون دیده!!!

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۰
مهسا .م

اول این پست رو بخونید :) ممنونم:)


دکترا قبول نشدم! 

صبح روز دکترا ساعت ۰۶:۰۰ با گلودرد خفیف (احتمالا به خاطر سیب زمینی سرخ کرده دیشب)  از خواب بیدار شدم.تا ۰۶:۱۵ دوش گرفتم.تا ۰۶:۳۰ موهام رو خشک کردم و لباس پوشیدم. صبحانه نون پنیر گردو مربا(مربای مامان پز که از تبریز اوردم) خوردم. در حوزه ی امتحانی رو ۷:۳۰ میبستن. اولین ازمون زندگیم بود که شب قبلش کارت ملی و کپی کارت ورود به جلسه و شناسنامم رو اماده نذاشته بودم توی کیفم! ۰۷:۰۵ مترو احسان بودم. کللل مسیر رو داشتم به پیام هم خوابگاهی شماره دو که دیروز عصر پیام داده بود جواب میدادم.فکر کنم واسه مرادش میخواست.  ۰۷:۱۵ رسیدم قصرالدشت. تا حوزه ی امتحان مسیری نبود. ۰۷:۲۵ رسیدم حوزه ی امتحان و تا رسیدم بهم گفتن بیشتر از ۱۰۰ کلمه نشه :)


++نام خیابونها در تهران نیست:)

++ میشد بهتر باشه اگر اجازه داشتیم کشدارش کنیم. و محدودیت ۱۰۰ کلمه وجود نداشت.

++پستهای شباهنگ سرشار از جزئیات, توصیفات, عکسها و اسکرین شاتهاست. سعی کردم تا حدودی شبیه باشه.و واقعا امیدوارم غلط املایی نداشته باشم:)))


--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


و اما لبیک به دعوت دکتر سین ِ مهربان و عزیز :)

میخوام به سوال "چرا وبلاگ?" پاسخ بدم. باز هم در ۱۰۰ کلمه.


این حرفها تکراری هست ولی حقیقت داره. وبلاگ داشتن اسون هست ولی نگهداریش نه. بارها وبارها پیش میاد که دلت میخواد حذفش کنی. مخصوصا بعد از اینکه خانواده و کسایی که میشناسیشون و میشناسنت  و چهرت رو دیدن و چهرشون رو دیدی وبلاگت رو بخونن...اما وقتی فکر میکنی, بودنش رو به نبودنش ترجیح میدی. دلیلش هم اینه که اگه واقعا اهل نوشتن باشی حتی دیر به دیر,هییییییچچچچ جایی بهتر و اصیل تر از وبلاگ ,برای نوشتن نیست. و دلیل دوم هم به نظر من چون پیش زمینه ی یه نوشته ی خوب احساس راحتی و ارامش هست. هیییییچچچ فضای مجازی وجود نداره که به طور میانگین, ارامش , راحتی و حریم شخصی ِ نویسنده رو بیشتر از محیط وبلاگ تامین کنه. لازم به ذکر نیست که الان داریم راجع به اکثریت صحبت میکنیم. و نه استثناها :)

۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۳۰
مهسا .م

سلام.

++خوب از طرف شباهنگ و دکتر سین به این چالش دعوت شدم. 

اخرین باری که برای یه چالش چیزی نوشتم خاطرم نیست. و از اونجایی که منم مثل خیلی های دیگه مرض کمالگرایی دارم برام خیلی سخت هست شزکت کردن توی یه همچین چالش هایی...چون مدام وسواس ذهنی دارم که الان اینی که نوشتم بهترین من هست یا نه :)  ولی خوب در عین حال دوست دارم تجربش کنم:) قرار شده به جای شباهنگ ماجرای دکترا قبول نشدنش رو بنویسم و از طرف دکتر سین هم دعوت شدم که به یکی از سه سوال چالش رادیو بلاگی ها جواب بدم :)

پست بعدی که منتشر خواهد شد مربوط به همین چالش خواهد بود :)

پستمو نوشتم اماده و حاضر :دی

 ++نوشتن به جای کسی که به قول خودش تازه از خط چهلم موتورش گرم میشه اصلا کار راحتی نیست. مخصوصا که قرار هست توی ۱۰۰ کلمه خلاصش کنیم... واقعا این محدودیت ۱۰۰ کلمه خیلی دست و پای ادم رو میبنده.۱۰۰ کلمه اونم به قلم شباهنگ؟؟؟ :))) مگه داریم مگه میشه:)) و اینم بگم که من خدای غلط های املایی هستم و در عین حال شباهنگ هم که معرف حضورتون هست که توی این زمینه رفته درس خونده و...  یعنی چطور میشه واقعا؟ :))) من با اون همه غلط املاییی:))))


موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۰۰
مهسا .م

میدونی بعضی از کارا خودشون و تاثیرشون عین نوشابه خوردن هست. 


موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۹
مهسا .م

دقت کردم!

میبینم تو زندگیم به خیلی ها بدهکارم! 

امیدوارم عجل فرصت بده!


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۵
مهسا .م


شرایط یه جوری هست بخوای به درد کسی هم بخوری , در طول زمان اینقدر بهت فشار میاد که بیخیال کمک کردن میشی!!!



#مرداد_ماه

#خونین_ماه

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۴۰
مهسا .م

اندوهی که از اعماق اندیشه سرچشمه نگیرید,

 اندوه نیست,

 عزای باطل و بی اعتباری به خاطر سرکوب شدن امیال فردی ست,

و انسان متفکری که گهگاه گرفتار غم نشود ,

علیل و ناقص است ؛

دور از دریا, دور از توفان, دور از پرواز, دور از شکفتن روح است...






فرازی از کتاب اتش بدون دود٬

جلد سوم٬ قسمت هشتم. 

نوشته ی نادر ابراهیمی

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۱۵
مهسا .م

خوب من و این وبلاگ قطعا دلمون برای موشک تنگ شده

با اینکه هستن کسایی که خیلی وقت هست خبری ازشون نیست و دوست دارم بیان و از خودشون خبر بدن.

ولی اعتراف میکنم که رفتن موشک با بقیه فرق داشت و من و این وبلاگ واقعا دلمون برای روزهایی که موشک بود و میامد کامنت میزاشت سلام خانم مهندس تنگ شده...

با هم خیلی اختلاف سلیقه داشتیم ولی شعور و تحمل نظر مخالف رو هم داشتیم... دنیاهامون فرق داشت ولی خوب کنار میومدیم. اولین دوست وبلاگی من بود... 

میدونین توی این دنیای مجازی ارزش هر وبلاگ به اون خواننده های قدیمیش هست. بعد از رفتن موشک احساس میکنم وبلاگم از ارزشش خیلی کم شد...

دارم دوستای خوب قدیمی... مثل مترسنج و.....(نمیخوام نام ببرم)

منم مثل خیلی های دیگه از داشتن وبلاگ اهداف خاص خودم رو داشتم. برای همین هم بعد از رفتن موشک باز هم این وبلاگ موند واز بین نرفت.

ولی جای خالی موشک همیشه خالی میمونه!

فکر کنم دیگه اصلا وبلاگ نخونه و اخرین چیزی که ازش به خاطر دارم جریان مهاجرتش به المان بود...


اگر حوصلتون نمیشه عنوان رو کپی کنین اینجا کلیک کنین .

انگیزه ی این پست با خوندن همین لینک بالا ایجاد شد.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۲
مهسا .م

نفرات برتر کنکور تجربی ۹۷ به قرار زیر میباشد:


نفر اول امیررضا براتی از قوچان،

 نفر دوم علی عبدالله زاده از تربت حیدریه،

 نفر سوم عرفان آبادی فرد از تبریز،

 نفر چهارم امیررضا صدر یکتا از کرج،

 نفر پنجم سارا کمالی زنوزی از تبریز،

 نفر ششم علی افخمی نیا از ارومیه،

 نفر هفتم امیرحسین زارع از بیرجند،

 نفر هشتم سیدشایان شجاعی از مشهد،

 نفر نهم آرمان زینالی از طالش و

 نفر دهم پریا وریزاد ایلخچی از تبریز


++واقعا تهران با اون جمعیت, با اون همه مدرسه تیزهوشان و فرزانگان و سمپاد و فلان  و بهمان چرا باید حتی یک نفر فقط  یک نفر , بین ۱۰ نفر برتر نداشته باشه؟؟؟؟؟ هوووم؟

++تبریزی ها توی اغلب کنکورهای سراسری پرچمشون بالاست.تبریک :)

++هی روزگار... یادش بخیر.. واقعا انگار پیر شدیم... انگار که نه انگار یه روزهایی بودن که دغدغه ی انتخاب رشته و مشاور و این چیزا داشتیم... دغدغه ی تست و تراز و ازمون و رتبه و .... خوش حالم اون روزا رو پشت سر گذاشتم...

میدونین چرا؟

لابد فکر میکنین به خاطر استرس  و اضطراب و ایناش.

نه خیر جانم...

قیمت کتابهای کمک اموزشی و کتابهای تست و هزینه ی میلیونی ازمونها و هزینه های سرسام اور مدارس و حتی هزینه ی سرویس مدارس و از همه تلخ تر موسسات دزدی که میان و توی تلوزیون و در روز روشن داوطلبها مخصوصا اونهایی که عقب افتادن رو تحریک میکنن که به اهداف کاملا سودجویانه ی خوشون برسن ... اصلی ترین دلایلم هستن! لعنت خداوند به موسسات دزدی که با تحریک احساسات دانش اموزها , جیب خالی پدر مادرها رو هر روز خالی تر از دیروز میکنن.

++کنکوری داشتین؟ بچه های اقوامتون چی کار کردن؟ من که نه ولی دیگران پرسیدن ازشون, همون جمله ی معروف و تکراری همیگشی: "کنکور امسال نسبت به سالای قبل خیلی سخت بوده خیلی" :))))) مام اصلا نمیدونیم کنکور چیه:))))  به قول هولدن ما اصلا ببر . باشه قبول :)))


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۲
مهسا .م