1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها
مثل خیلی وقتای دیگه که باهم صحبت میکنیم این بار هم گرم حرف زدن بودیم. از حرف زدنهاش خیلی چیزا میشه یاد گرفت.ادمها شاید خودشون متوجه نباشن ولی وقتی دارن از روزانه هاشون میگن اگر تو زرنگ باشی کلی چیز میز یاد میگیری ازشون. تقریبا ۱۰ سالی از من بزرگتر هست. مادر هست. داشت از رابطه ش با مادرهای هم کلاسیهای فرزندش میگفت. میدونید که. این نسل جدید مثل ماها که نیستن. مشقهاشون رو خانم معلم میفرسته . دانش اموز پرینت میگیره و حل میکنه و فردا میبره مدرسه. هر کدوم از دانش اموزها پرتال مخصوص به خودشون رو دارن. مشق هاشون, غیبت دانش اموز, نتایج مسابقات, شرح اتفاقات و جشنها و مراسم های عزاداری که برگزار میشه توی مدرسشون و خیلی چیزای دیگه براشون میل میشه.بگذریم. تعریف میکرد که چطور یکی از مادرها پیامی که این فرستاده بوده رو forward میکنه توی گروه اصلی که همه ی مادرها بودن. اون پیام هم مناسب اینکه بخواد توی گروه مطرح بشه نبوده و یه جورایی براش خیلی بد میشه. کلی حرص میخورد. ناراحت بود. میگفت: ببین این زنیکه چقدر پست هست که من از رو صمیمیت یه چیزی نوشتم اومد فرستاد تو گروه اصلی... تو ببین این عجب ادم فلان...... از اینجور حرفها. 
هیچ کس هیچ کس از اینکه پیامش برای کس دیگه فرستاده بشه راضی نیست. هر موقع بشنوه پیامش فروارد شده سریع میره چک میکنه ببینه چیا گفته چه منظورهایی میشه ازش برداشت کرد توی حرفاش راجع به کیا حرف زده اونایی که امکان داره پیام رو خونده باشن کیا هستن...
الگوریتم بهینه اینه که قبل از اینکه بخواید یه پیامی رو بفرستین چه طرف همکلاسی باشه و جزوه بخواین ازش, چه استاد باشه و سوال درسی داشته باشین ازش , چه مادرتون باشه چه خواهر هر کی که میخواد باشه شما بای دیفالت فکر کن این پیام قراره فروارد بشه...داشتن یک همچین تفکری خیییییییلللللیییییییی موثر هست... 
بدست اوردن بعضی از مهارتها گاهی اصلا نیاز به تلاش و مداومت زیاد نداره فقط کافیه منطقت رو عوض کنی. 
مثل همین مورد. وقتی فکر کنی این پیام قراره فروارد بشه کلا لحن و ادبیات پیام دادنت, موضوعی که سوال میکنی راجع بهش تغییر پیدا میکنه... چه بسا از پرسیدن اون سوال, مطرح کردن اون موضوع و یا ایمیل زدن به کل منصرف بشی. این نکته ای هست که بارها و بارها توی زندگی روزانه مون مورد ازمون قرار میگیره. محیط کاری, محیط درسی, محیط خانواده ی خودت ,خانوداه ی همسرت, جمع هایی که یه روز با تو خوبن و یه روز علیه تو هستن!!!
داشتن یه همچین تفکری باعث میشه یه رفتار خوب برای شما تبدیل به عادت بشه! تبدیل به یه ادم سیساتمدار میشی! اینکه به هرفردی با هر مرتبه ی اجتماعی با هر نوع احساسی که بهش داری یه جوری پیام بدی که اگر دست یکی دیگه رسید ضایع نباشه خودت بعدا معذب نشی, کم مهارتی نیست! :)
یه موضع دیگه هم که نظرم رو جلب کرد اینه که این خانم سی و اندی ساله هست. میدونید وقتی دارم سنش رو میگم منظورم چیه. یعنی ایشون تا سی و اندی سالگی یه همیچن مهارت مهمی رو کسب نکرده! غافل بوده! 
به قول ی بنده خدایی زندگی مجموعه ای از مهارتهاست! هر چی مهارت هات کمتر باشه بیشتر اسیب میبینی و اذیت میشی! اصلا یه جورایی میشه گفت بزرگ شدن یعنی همین:)
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۱۰
مهسا .م

اگه یه روزی نوم تو , تو گوش من صدا کنه

دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه

بهش میگم:

.

.

.

.

برو بابا ,خمیره بازی هم سنی داره!

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۲۰
مهسا .م
بهمن ۹۶ از نیمه گذشته!
شاید باورش سخت باشه.
 ولی من هنوز گاهی اوقات که به سال ۹۵ فکر میکنم
 عمیقا خوش حال میشم که تموم شد و رفت!
هنوز هم گاهی اوقات با ادمای مختلف 
بحث سال ۹۵ میشه و همه یه جمله مشترک دارن:
"عجب سالی بود ۹۵" .
۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۷
مهسا .م



بیا وقتی برای عشق هورا می کشد احساس 

به روی اجتماع بغض حسرت , گاز اشک آور بیندازیم.

بیا با خود بیندیشیم

اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند

اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید

اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد

اگر یک شب شقایق مرد

تکلیف دل ما چیست؟

و من احساس سرخی می کنم چندیست

و من از چند شبنم پیشتر خواب نزول عشق را دیدم

چرا بعضی برای عشق دلهاشان نمی لرزد

چرا بعضی نمیدانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد

چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است

و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست

   وگویی میوه ی اخلاصشان کال است

چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالیست

چرا در اقتصاد راکد احساس این مکاره بازاران , صداقت نیز دلالیست!       

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۱
مهسا .م

اینم از اذر و دی پر حادثه!!!

سلام بهمن :)


موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۶ ، ۰۰:۵۱
مهسا .م
++یه جمله هست. خیلی قشنگه. میگه: در میانسالی متوجه میشویم سرمایه ای به جز "انس" هایمان داریم. خودمان را به کارهای خوب "انس" بدهیم.
++گاهی اوقات به خودم میگم: بیا تا کسی حواسش نیست باهم زندگی کنیم. 
خیلی وقتا اینقدر عقاید اطرافیانم و متد زندگی کرنشون با من فرق داره که میترسم. میگم یعنی منم سنم بیشتر بشه اینجوری میشم؟!! عقایدم این مدلی میشه؟!! 
++خیلی وقته هیچ کتابی (غیر درسی) نخوندم بگذریم از اینکه حجم عظیمی از کتابهای خونده و نخونده ی منو یه بنده خدایی یک و ماه و خوردی هست برده خونشون و قراره برگردونه.
++گاهی اوقات دیدن بعضی از ادمها و تفکر کردن راجع به رفتارشون درسهای بزرگی به ادم میده.
ای خودم, ای مهسا.. اگر باگی داری و داره بهت ضربه میزنه بهتره برطرفش کنی. چون باگ ها از بین نمیرن مگه اینکه دیباگ بشن! خودت رو کنکاش کن. از خودت حساب پس بگیر. نزار یه عادت زشت باهات بیاد جلو..ببین بعضیا رو ... ببین طرف سنی ازش گذشته ولی چه اشتباه های ضایع و بدی مرتکب میشه... وقت رسیدن به این باگا جوونی بود نه الان که طرف نا نداره یه لقمه گاز بزنه چه برسه به حساب پس گرفتن از خودش.
ادما از لحظه ای شزوع به بزرگ شدن میکنن که شروع به انالیز کردن خودشون میکنن.(همه ی اینا رو واقعا به خودم هستم. توی نوت گوشیم هم یاددداشت کردم دلم خواست اینجا هم بنویسم. یه بنده خدایی رو دیدم رفتارهاش جالب نیست. تلنگر هست برام.)
++خلاصه اینکه بعضی وقتا ادم باید یواشکی تا کسی حواسش نیست خیلی اهسته خیلی یواش خیلی کم رنگ اسه بره اسه بیاد...
هدفم از این پست فقط حرف زدن با شماها بود. همین. 
 
۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۶ ، ۱۷:۰۹
مهسا .م

واقعا تمام ادمهایی که به سریال "پس از باران" علاقه دارن باید یه سر به اقا دکتری خانم دکتری چیزی بزنن.

یه سریال که توش فردی به اسم شهربانو وجود داره و این ادم فوق العاده مظلومه بعد همه هم بهش ظلم میکنن بعد هیچ کی حرف اینو باور نمیکنه حتی عموش هم از پشت بهش خنجر میزنه و همه میخوان حال اینو بگیرنن خار و خفیفش کنن و ....اینجوری بگم بهتون که سراسر ناراحتی و حرص خوردن و غم و این چیزاست...

هر از یه مدت هم بازپخش میکنن اینو:| 

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۶ ، ۱۴:۵۶
مهسا .م
ارائه تموم شد. استاد واقعا از دستم راضی بود و خیلی ازم تعریف کرد. گروه ما اخرین گروه بود از هیچ کدوم یک از افراد گروه ها اینطوری که از من تعریف کرد , تعریف نکرده بود. بهم گفت: "واقعا توقع نداشتم.خیلی ارائه تون قوی هست. شما اگه بخوای تو حوزه ی IT وارد بشی ادم موفقی میشی." بعد از ارائه کلی از بچه ها بهم خسته نباشید گفتن. مثل همه ی جمع ها که یه سری ناخاله بینشون هست ناخاله های کلاس هم به حسادت کردنشون پرداختن.بگذریم. 
ممنون از تموم کسایی که واسه پست قبل نظر دادین. واقعا ازتون ممنون هستم.پذیرایی داستان های خودش رو داره که اگر بخوام وارد جزئیاتش بشم حوصله سر بر هست. رفتیم معروف ترین قنادی شهر و یه کیک سفارش دادیم که روش هم یه عکس مربوط به موضوع ارائه گفتیم چاپ کنه برامون. چون ارائه ی اخر بود گفتیم خوبه دیگه .این کیک هم حکم پذیرایی داره هم جشن تموم شدن ارائه ها:\ چه استدال قوی ای:| واقعا خودم میدونم که کسی تو ارائه اینطوری پذیرایی نمیکنه.از چرت بودن پذیرایی بقیه ی گروه ها همینو بهتون بگم که بودن گروه هایی که چیپس و پنیر, اسنک , سالاد ماکارونی. سالاد میوه و ...دادن. من حریف هم گروهی هام نشدم. و گرنه یه لیوان اب جوش به هر نفری میدادم  هر ردیف دو سه تا نپتون با چند تا قند :))))))))) 
چیزای زیادی توی این ارائه محک خورد.
خوش حالم که تجربه ی موفقی شد برام. درسای دیگه هم داریم که ممکنه ارائه ای باشن. میخوام اون ها رو برم با استاد صحبت کنم فراخوان بزنیم تو دانشکده و از بعضی از اسایتد بخش هم دعوت کنیم. میخوام با تجربه تر بشم. میخوام it man بشم :)))
(حرف واسه گفتن خیلی هست ولی فاکتور گرفتم :) )
۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۳
مهسا .م
به کمکتون احتیاج دارم. 
ارائه ای که مربوط به یکی از درسهام میشد از اخر اذر ماه افتاده اول دی. یعنی سه شنبه همین هفته.
بعد اینکه ما یعنی گروهی که من توش هستم باید پذیرایی هم داشته باشیم. بعد ارائمون دوتا سکشن هست. دوتا یک ساعت و نیم. برای یکیش کاپ کیک در نظر گرفتیم با کاپوچینو. برای اون یکی چی بدیم به نظرتون؟ 
بعدا میام و مفصل جریان این ارائه و داستانهای پذیرایی بچه ها و تمام چیزهایی که حول این درس توی این ترمی که داره میگذره, میچرخه رو براتون تعریف میکنم. فعلا تو جزئیاتش و اینا نرید و براتون سوال پیش نیاد و اینا. 
پیشنهاد بدین که به کمکتون احتیاج دارم.
برای پذیرایی چی بدیم؟
نظرها بدون تایید نمایش داده میشن که نظر تکراری ندین و رو نظر هم نظر بدین و چیزای خوب به ذهنتون برسه:)
۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۶ ، ۱۲:۱۰
مهسا .م

هیچ وقت جزء اون دسته از ادمها, که خیلی راحت میشه حرصشون رو دراورد نباشید.

هیچ وقت اینقدر ادم ساده و ساده لوحی نباشید که الگوریتم ِ حرص خوردنتون رو راحت در اختیار دیگران قرار بدید. الان خود من دارم حرص یه بنده خدایی رو در میارم:) خوب نباید اینقدر ساده لوح باشه:))

بگذریم. دوستان از من کوچکترین به شما ی بزرگترین نصیحت. اینقدر چیزهایی که روشون حساس هستید رو راحت ابراز نکنید. اصلا تا میشه واکنش نشون ندید. پاسخ بدید و نه واکنش. دیتاهای این مدلی خیلی خیلی با ارزش هستن و خیلی خیلی میشه ازشون استفاده کرد. 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۰
مهسا .م