1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

۹ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

اکثرا همگی با نرم افزار  واتس اپ اشناییم  و در طول رو بعضا چندین بار واتس اپمون رو چک میکنیم...خود من اغلب پروفایل و status دوستام و اقوام و کلا هر کسی که شمارشو داشته باشم رو نگاه میکنم...یکی از کارهام در مواقع بیکاری محسوب میشه...توی این پست میخوام چندتا از status های بچه هایی که توی واتس اپم هستن رو بزارم...1-لحن گیرای صدایت زود عاشق میکند،جان من تا میشود با هیچکس صحبت نکن.(یکی از بچه های دبیرستان هستن ایشون،احتمال عاشق شدن خیلی بهش وارده!!!)2-هیچ چیز در دنیا خراب نیست،حتی ساعتهای خراب هم روزی دوبار زمان را درست نشان میدهند.(ایشونم باز یکی از بچه های دبیرستان هست،چند روز پیشاااا باهم بیرون بودیم!!!تجدید دیدار .)3-روی پیشونی فرشته ها نوشته هر کی دختر داره جاش وسط بهشته.(ترم بالای بنده هستن ایشون.این استاتوس رو هم به تبعیت از روز دختر گذاشتن ،هنوزم برنداشتن.)4-...  (یکی به من بگه سه نقطه واسه استاتوس الان دقیقا یعنی چی؟؟!!!)5-به یک اتفاق خوب جهت افتادن نیازمندیم.(به نظرم خیلی جمله قدیمی هست.فکر کنم تقریبا کل ملت یکی یه دور اینو  گذاشتن)6-میخواهم از خدا به دعا صد هزار جان/تا صد هزار بار بمیرم برای تو.(ای  کافر همه را به کیش خود نپندار،این بچه مذهبی هست...عکی پروفایلشم یک ادم نورانی در حاله ایی از نوره....منظورش امام زمان...لازم میدونم بگم ایشون پایه ی اصلی هر گونه بحث مذهبی _سیاسی در گروه هستن!!!){ادامه مطلب}
۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۶
مهسا .م
happy girls day
۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۴ ، ۰۵:۴۸
مهسا .م
یه بخش از وبلاگ رو اختصاص دادم به مطالبی در مورد مک و مکینتاش و خلاصه هر چیزی که بهش علاقه داشته باشم،مطالبی که توی این سری از پستها گفته میشه لزوما مطالب خفن و تاپی  نیستن،اما مفید وضروری هستن،و دونستنشون خالی از لطف نیست به علاوه اینکه گاها مطالب رو با کمی چاشنی تجربه شخصی ذکر خواهم کرد.توی این پست میخوام در مورد"کلیدهای میانبر در مک "بگم.کلیدهای میانبر زیادی هست ولی به نظرم فقط کافیه همونهایی که در طول روز باهاشون سر و کار داریم رو بدونم،چیزایی که بیشتر باهاشون کار میکنیم.1-وقتی یه نفر برای اولین بار داره با مک کار میکنه و از قبل هیچ سابقه ی کار با مک هم نداره،یکی از اولین چیزایی که نظرشو جلب میکنه متقاوت بودن عملهای " copy , paste , undo , cut "در مک هست.cmd رو با v,c,x,z بگیرین به ترتیب paste,copy,cut,undo انجام خواهد شد...دوستی میگفت باید کلید optionرو هم گرفت،شما امتحان کنید ،حالت اول نشد با  optionانجام بدبن.البته راه های دیگه ایی هم هست ،مثل...{ادامه مطلب}
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۴ ، ۰۳:۴۶
مهسا .م
ادامه بیت زیر را تکمیل کنید:

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم      ...................................

م)اینقدر حال دااااااد!!!ا
لف)چرا اینقدر کوچتون کثیفه؟!
ب)دیگر اهل با تو ماندن نیستم!!!
ج)مگه نگفتم 9:30 دم پنجره باش؟!!
د)تا چشات درااااااد!!!


از گزینه های پیشنهادی شما استقبال خواهدشد!
۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۰۶
مهسا .م
یادش بخیر .هنوز هم به مدرسه دوران راهنمایی ام سر میزنم.الان دبیرستان شده.یادش بخیر چقدر شکلات خریدم از اقای شیرزادی.مستخدم مدرسه.به قول بعضی ها "بابای مدرسه".یاد دوران راهنمایی و ان سن وسال و حال وهوایش بخیر.بزرگترین رسالتی که ان زمان احساس میکردم این بود که به فاطمه دختر افغانی که در کلاسمان بود و اتفاقا قدش هم از همه بلند تر بود ،بفهمانم دوست پسر چیز بدیست!چقدر ساده برایم میگفت که در خانوادشان رسم این است که نمیگذارند دختر زیاد درس بخواند .حتی دبیرستان هم نه.چون چشم و گوشش باز میشود و این خوب نیست!و من چه ساده همه ی اینها را کف دست خانم ابراهیمی ،ناظم مدرسه مان میگذاشتم!چقدر شوق و ذوق داشتیم...وقتی جلسه اولیا مربیان بود ،زنگ تفریح بدو میرفتیم دم در سالنی که مادرهامان در ان بودند و چنان در بغلشان میپریدیم و فشارشان میدادیم و ماچشان میکردیم که انگار که نه انگار فقط دو ساعت و نیم از صبحانه ایی که باهم خوردیم میگذرد! و هر دفعه هم بلا استثنا(شایدم اثتسنا) به ما پول میدادن برای خرید خوراکی از بوفه ی کوچک بابای مدرسه! و انگار که نه انگار همین صبحی دو تا ساندویچ خیار پنیر گردو و سیب با دست های خودش برایمان گذاشته!یادش بخیر! خفن ترین بحث بچه ها در زنگ تفریح حرف زدن درباره ی پسری بود که ...{ادامه مطلب}
۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۷
مهسا .م
الا یا  ایها الساقی ادرکاسا و ناولها 
که عشق اسان نمود اول ،
ولی خوب من درس دارم!!!
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۰۴:۴۴
مهسا .م
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۰
مهسا .م
سلام به همون چند تا دونه مخاطبی که این وبلاگ داره.با بقیه هم نه سلام داریم نه چیز دیگه.اصلا قهریم.کتاب "هیولای دریا"رو خوندین؟این کتاب نوشته "ژول ورن"نویسنده مشهور فرانسوی هست.رمانهای ژول ورن ،از توصیفات بسسسیار قوی برخوردار هست...به شدت هر مکان ،شی و فردی رو با جزئیات فراوان و دقیق توصیف کرده...جوری که اگر به رمانهای تخیلی و ادبیات داستانی علاقه ندارید این کتاب رو اصلا بهتون پیشنهاد نمیکنم . قریب به دو سوم حجم کتاب فقط توصیفات دقیق و دادن طول و عرض جغرافیایی مشخص هست.کتابی که بنده خوندم ترجمه فروردین پارسای و ناشرش هم دبیر بود ولی خوب دفعه اول این کتاب تحت عنوان "اژدهای دریایی"و انتشارات ئاییز نشر شده.برای کسایی که به رمان  و داستان نویسی علاقه دارن و دوست دارن تو این زمینه پیشرفت کنن پیشنهاد میکنم چون این کتاب به خواننده یاد میده که نویسنده، با توجه به موضوع، باید چه چیزهایی رو توصیف کنه که دقیقا خواننده فضا رو به طور کامل مجسم کنه.میتونید با ژول ورن استارت بزنید ولی ممکنه خسته شید.چیز که توی این رمان خیلی قابل تحسین هست اطلاعات عمومی خیلی زیاد ودقیق اقای ژول ورن هست.و یه چیزی که برای خود من جال بود اینکه اعضای کشتی برای تهیه غذا {ادامه مطلب}
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۰
مهسا .م
حتما واسه شما هم اتفاق افتاده.مثلا یه حرفی رو به یه نفر زدید ، بعد پشیمون شدین و پیش خودتون گفتین ای کاش اون موقع این حرف رو نمیزدم.یا مثلا یه رفتاری داشتین در گذشته ،که الان که خوب فکر میکنید میبینید، اگر اون رفتار رو نمیکردید ،حالا اوضاع بهتر بود...مثلا دو نفر با همدیگه در حال دعوا هستن و تو ،طرف یکی از اونا رو میگیری و دوتایی به نفر سوم میکوبین...بعد از یه مدت که میگذره میشینی و با خودت فکر میکنی.به خودت میگی اخه ادم خوب، الان دقیقا چی به تو رسید که طرف فلانی رو گرفتی؟!!هان؟؟نه الان واقعا چی به تو رسید؟بعضی بحثا هیچی به ادم نمیرسونه ولی چون اون موقع اون بحث خیلی داغه ادم نمیتونه اظهار نظر نکنه ...ولی ماجرا به این جا ختم نمیشه...اثراتش وقتی معلوم میشه که اونی که طرفشو گرفتی الان دیگه رفته و مثلا تو موندی اون نفر سومی که بهش کوبیدی....هیچ چیز از اون دخالتی که کردی واست نمیمونه جز ناراحتی و قهر همون نفر سوم...این یعنی از دست دادن یه رابطه...اینکه این نفر سوم کی باشه ،تو دعوا چیا بهش گفته باشی و تا چه حد پرده احترام رو نگه داشته باشی،اینکه این فرد کجای زندگیت باشه،همه و همه روی زندگیتمون تاثیر بزاره.گاهی اوقات یه رابطه داشتیم ... حالا دیگه اون رابطه بهم خورده...بعضی وقتا که با خودمون خلوت میکنیم یا یهویی یاد اون دوست میفتیم ،کل رابطه رو از اول تا اخر مرور میکنیم...به اینکه چه جوری شروع شد...به اینکه ایا شروع شدنش درست بود یا نادرست...به اینکه ایا من مقصر بودم که رابطه بهم خورد یا نه؟اینجاست که {ادامه مطلب}
۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۰۰
مهسا .م