1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

واقعا چرا؟ با کدوم انگیزه؟
نمیدونم قبل از مراسم امشب اخرین باری که عروسی رفتم کی بوده....ولی دقیقا این یادم مونده که همون موقع هم توی این جور مجالس به من خوش نمیگذشت....مدام به چهره ی عروس نگاه میکردم. کسی که واقعا خوش حال باشه و بهش خوش بگذره دقیقا از حالات صورتش پیداست... من هیچ شادی واقعی رو توی صورت هیچ یک از افراد اون مجلس ندیدم. بعضی چیزا اصلا به دین و مذهب و اینجور مسائل هیچ ربطی نداره. به منطق ادما ربط داره ... عروسی, حنابندون ,شب سومی, شب خلعتی ,بله برون و ... اگر قرار باشه به همین منوال و سبکهایی که من تا به امروز دیدم برگزار شه , به نظر من بیخودترین کاری هست که یه ادم میتونه با پول و تایمش انجام بده. 
من پول پس انداز میکنم و برای خرج کردن پول پس انداز شده وسواس به خرج میدم .مطمئن میشم که این مورد ارزش این مقدار هزینه رو داره و بعد دست به جیب میشم. هیچ وقت  یکبار هم حس نکردم این عروسی برگزار شدنش ارزشی به مراتب بیشتر از برگزار نشدنش داره. پول به این مهمی رو خرج کنی واسه یه شادی الکی؟؟؟ واسه دست و حیغ و کل کشیدن های کاذب؟ واسه چیزایی که واقعی نیستن؟؟؟
وقتایی که واسه خوم قدم میزنم و با موهام بازی بازی میکنم و یهو میزنم زیر اواز قطعا شادی اون لحظه ی من از سیگمای ادا بازی های این n نفر بیشتر هست.
بگذریم....امروزم که نصفیش ۹۵ هست نصف دیگه ۹۶‌:))
خدا این نصفه ی این ۹۵ نحس رو به خیر کنه :))) پیشاپیش ۹۶ تون مبارک :)
++صدای بارون ار کانال کولر توی اتاقم داره غوغا میکنه :) نوش گوش هممون صدای این سامانه ی بارشی که کل کشور رو تحت پوشش گرفته :)) 
۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۰۶
مهسا .م

ادامه ی مصرع زیر را کامل کنید.

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری      ..........................................


الف)مال دانشجو خوردن داره ؟!! :|

ب)این زباله هارم بزار دم در!!!

ج)کوچه قحطه؟!! نه قحطه؟!!

د)یه لقمه معشوقه...بفرما...دور هم خوشیم!!!

ه)چرا میگذری؟!! هان؟!!

و)بی همگان به سر شود! اینم روش!!!

ز) یه دِقه صداش کن یه تُک پا بیاد دم در!!!

س)به من چه اصن!!! 

ر)اینجا جای ترقه انداختنه؟!! ادم اینقد جلف؟ اینقد خز؟ اینقد تو جو؟


#از گزینه پیشنهادی دوستان استقبال میشود :)


۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۵۸
مهسا .م

انگاری همین دیروز بود که اووکادو  ازمون خواست تا براش بگیم که بهترین عیدی که گرفتیم چی بوده ...۳۵۰ روز گذشته ...من ۳۵۰ روز گذشته رو میخواستم یه پست بزنم و بگم که بهترین عیدی که سال ۹۵ گرفتم یه تابلوی شنی از طرف برادرم بوده ... ولی اینقدر پشت گوش انداختم که حالا ۳۵۰ روز از پستی که اووکادو هفت فروردین ۹۵ زده گذشته... 


واسه خیلی چیزا دیر میکنیم.واسه گفتن احساسمون به اطرافیان.واسه تلاش کردن برای موقعیتی که حقمون بود. واسه دیدن یه دوست...واسه خیلی چیزا ....

"سازت رو با بهار کوک کن" برای من یعنی کمی بیشتر از قبل بجنبم. 

#ادم ـ نرسیدن #دیر ـ میشود ـ گاهی #بیات


فراخوان رادیوبلاگی ها


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۴۹
مهسا .م
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۶ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۴۶
مهسا .م