1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

عرض خاصی نیست فقط اینکه رفتم نظر شخصیم رو در ارتباط با این پست  در این وبلاگ گفتم و چندی بعد این کامنت رو دریافت کردم.



۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۸:۳۴
مهسا .م
بازم امام رضا طلبید و رفتم مشهد. مثل سری قبل٬به نیت بچه های وبلاگستان هم دو رکعت نماز خوندم.مثل سری قبل یه کبوتر خریدم و تو حرم رهاش کردم.
توی این سفر کوتاه یه سری چیزها نظرم رو جلب کرد...
++به نظرم همسفر هم روحیه داشتن٬اینقدر مهم هست که اگر پیدا نشد٬بهتره اون سفر رو به بعد موکول کنید و کمی عقب بندازید.مثلا تو٬ الویتت با حرم هست.اصلا تو این مدت زمان کم٬ نمیخوای حرم رو از دست بدی.ولی همسفرت الویتش علاوه بر اینکه بازار و خرید و سوغاتی و اینا هست هیچ٬هر دفعه میخواین برید حرم  و یا بیرون یه سه ساعتی جلوی اینه داره صورتش رو بتونه کاری میکنه:| قطعا لازم نیست بگم صبر کردن برای اینکه یه نفر از حموم دربیاد تا باهم برید بیرون خیلی فرق داره تا تو بشینی و منتظر باشی کاری رو تموم کنه که تو هیچ لزومی به انجامش نمیبینی و اصلا اعتقادی بهش نداری.
این دوستی که باهاش همسفر شده بودم کلا وسایل گریم داشت...فکر نمیکنم حتی کسانی که خودشون اهل ارایش باشن هم گریم رو برای بیرون رفتن یه رفتار عادی بدونن!!!
از این قلم موهای مخصوص و اینا :|  اصلا یه وضعی
++اگر روزی اختیار دختری رو به من دادن هیچ وقت از این سرپرستهایی نخواهم شد که به بچشون اجازه برداشتن موهای صورت و تمیز کردن ابرو رو نمیدن...این رفیقمون میدونین چرا اینقدر جلوی اینه بود؟!!
۹۸ درصد تایم مصرفی رو صرف پوشاندن موهایی که پشت و زیر ابروی دست نخورده و پرپشتش بود میکرد... و با این همه تایم و حساسیتی که خرج پوشش دادن نواحی مذکور میکرد٬مشخص بود که خانواده اجازه اصلاح صورت رو بهش نمیدن...فکر کنید این خیلی فاجعه هست.دختر شما هر سری که داره میره بیرون خودش رو با انواع کرم پودرها و پنکک ها و٬ وسایل ارایشی وگریمی داره گریم میکنه.که فقط چندتا نخ پیدا نباشن.که صورتش بی مو به نظر برسه ...از نظر من خانواده هایی که اجازه اصلاح صورت رو {از یه سنی به بعد}به دختر نمیدن جاهل هستن. معمولا در ۹۹ درصد مواقع هم به خاطر اقوام و درُ همسایه این اجازه رو به دخترانشون نمیدن.خیلی از دخترها به خاطر موی صورت و پشت لبشون متلک میشنون...حتی من که خودم دخترم بدم میاد به صورتشون نگاه کنم !!! 
برای مادری که میبینه دخترش اینقدر پر مو هست ولی کاری که نمیکنه هیچ جلوی اون دختر رو هم میگیره٬واقعا متاسفم.و متاسفانه هنوز هم چنین خانواده هایی وجود دارن!!!
++اصلا لزومی نداره وقتی میرید سفر و با چندین نفر برای مدت کوتاهی همسفر هستید شماره خط دائمی و اصلیتون رو بهشون بدین:) و من مثل اسکلها هر دفعه همین کار رو انجام میدم:) در صورتی که باید اون خط الکی ِ رو بندازم رو گوشیم و شماره ی همون رو هم بدم  بهشون :) شما این رو رعایت کنید:) ممنون :)
++واقعا از صمیم قلبم از عمق وجودم به خاطر داشتن و نداشتن بعضی از ویژگی ها و عادات به خودم میبالم. هر سری رفتم مشهد اصلا تو فاز خرید سوغاتی اینا نبودم.همش تو حرم بودم {البته کم و محدود بودن زمان سفر بی تاثیر نبوده} خیلی بخوام بخرم جاست فور مای مام اند دَد ... و یا هر کی که دلم بخواد....خییییییییلییییییی کم پیش میاد کاری رو {من جمله همین سوغاتی خریدنهای در سفرهای زیارتی و یا کادوی تولد اینا} به خاطر رودروایسی انجام بدم ...دلی کار میکنیم:)))))
++یکی از چیزهایی که داشتنش سفر شما رو خیلی دلپذیر میکنه اینه که٬اِکیپی که باهاشون هستید سرعتشون مثل شما باشه...حالا این یعنی چی؟ خیلی ها هستن کلا فی الذاته کُند عمل میکنن...برای هر کاری یه سه ساعتی طولش میدن...واسه یه ادمی مثل من که اماده شدنم{تاره ضد افتابم میزنما} حداکثر ۱۵ دقیقه هست ٬این کند بودن زجراور ِ :| من تند راه میرم و کلا همیشه برای هم قدم شدن با دیگران حتی تو زندگی روزانم مشکل دارم ...مدتهاست که دیگه دیدگاهم رو عوض کردم تا بتونم تحملش کنم..من به کند بودن اونا تحت عنوان "فرایند افزایش صبر" برای خودم٬ نگاه میکنم :)) 
++دیدین وقتی میریم مسجد ٬حرم و یا هر جای دیگه ای ٬وقتی روضه ای بر احوال اهل بیت خونده میشه٬یه عده هستن {که اتفاقا تعداشون هم کم نیست }خیلی گریه میکنن.خیلی اشکشون در میاد...زودم در میاد....بچه تر که بودم فکر میکردم خوش به حالشون عجب دل کربلایی و حسینی ای دارن ولی الان میدونید به چی فکر میکنم ؟؟؟ قریب به ۱۱۰۰ سال (قمری) داره از غیبت امام زمان میگذره٬تو این همه سالی که گذشتِ٬ ۳۱۳ تا ادم پیدا نشده که اشکشون برا حسین واقعی باشه ...که اگر بود الان حکومت مهدوی داشتیم...هممون بعد هیئت همون ادم قبلیا ایم.امام زمان در زمانه خودش که الان هست٬ صد در صد و بدون شک از امام حسین غریب تر هست.

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۹۵ ، ۱۷:۱۴
مهسا .م
سکوت ،
یعنی،
بی تفاوتی،
و این ،فاجعه امیزترین رفتار ممکن،
در برابر کسی هست که،
برای شما،
اهمیت، داره!


++ساعت پنج به بعد دانشکده شهر ارواح میشه!!!هیچ کی نیست اصلا!!!
++بعدها، از دوران خوابگاه ،تحت عنوان یکی از پر لذت ترین دوران زندگیم یاد خواهم کرد:) 
++چقدر بارون امروز خوب بود :) عجب بوی خوبی داشت:)
++اخه این چه قانونی هست خداوکیلی؟!! خمیازه=بستنی واسه کل کلاس...اخه من اینو الان چه جوری بپیچونم؟ :|  

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۵ ، ۲۳:۰۸
مهسا .م

دوباره ماه محرم...

دوباره دوری از اون هیئتای همیشگی...

دوباره اکیپ بچه های خوابگاه و مسجد دانشگاه...

دوباره قرعه کشی کربلا...

شب اول که دست خالی برگشتم...



موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۶
مهسا .م

از دیروز با مرضی صمیمی ترین دوست خوابگاه و دانشگاه من٬ قرار گذاشته بودیم جمعه شب بریم مسجد دانشگاه واسه دعای کمیل.اسم مسجد باحال و فوق العاده قشنگ دانشگامون "باقرالعلوم"هست:) خیلی از مراسمهای مذهبی و غیر مذهبی رو اونجا برگزار میکنن و بچه ها هم شرکت میکنن. اینم دوتا عکس از مسجد قشنگ مون. عکس۱... عکس دو

سوز به دل همتون. من و دوستام که خوابگاهی هستیم اراده کنیم ۵ دقیقه ای تو مسجدیم .شما٬اوووووووووه کلی باید اماده شین و ماشین روشن کنین و اووووووووه کلی طول داره {ایکون زبونک :)) }
{ایکون تبختر همراه با خنده ی شیطانی :))) }
یه قسمت از مسجد دانشگاه رو وقتی ما وارد دانشگاه شدیم و ورودی جدید بودیم ٬ داشتن میساختن که الان تمام شده دیگه ... و الان تبدیل شده به قسمت "شهدای گمنام" فضای اختصاص داده شده٬ بزرگتر از این چیزی هست که شما میبینید.معمولا بچه ها قبل و بعد از نماز میان و سلام میدن به این چندتا شهید:) فاتحه میخونن:) حس خیلی خوبی داره:) بودن چند تا شهید گمنام توی قسمت مسجد واقعا فوق العاده هست.داشتن چندتا شهید گمنام توی دانشگاه٬ کلی پیگیری و مجوز و کلی دردسر داره.رسما از تمام  مسئولین مربوطه با ایکون قلب تچکرات میشه:)))) و اما امشب یه مداحی خیلی قشنگ گزاشتن بعد از تموم شدن دعای کمیل که حسابی چسبید:) 
اینم لینکش که ببینید و بشنوید و اگر خواستید دانلود کنید :) {لینک از این بهتر هم میشد پیدا کرد ولی خوب مهم نیست:| }.این مداحی علاوه بر اینکه شاد هست ٬مداح عربده نمیکشه و متن فوق العاده قشنگی داره :))))
توی تقویمای دنیا میبینیم یه روز ایشاالله
زیر یک جمعه نوشته ظهور "بقیة الله"

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۵ ، ۲۱:۲۹
مهسا .م