1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

 اول برید این پست رو بخونید ... چققققققدر شب یلدای یه سال میتونه با سال بعدش متفاوت باشه؟ چققققدر ؟‌:)))) امسال اصلا از اون رقصها و شادیها و اون جیغ و دست و کِل کشیدن ها خبری نیست, زیرا : فرشته رفته خونشون , یعنی رفسنجون .چون جمعه میانترم داره و گفت نمیتونه خوابگاه بخونه .... دو تا دیگه از بچه ها فردا باید کار عملی هاشون رو تحویل بدن ... و الان که بنده دارم اینو تایپ میکنم کل کف اتاق پر شده از کاغد و مقوا رنگی و مخلفات کار عملی اینا ... مرضی پنج شنبه میانترم داره ... مَل مَل که کلا اصلا اتاق ما نیست دیگه ...اون سلیمه هم که از دیروز رفته تا در کنار خانواده ی محترمش یلدا رو بگذرونه ... و بقیه دوست و رفقا هم به همین منوال درگیرن و نیستن...

عرضم به حضورتون که :"این منم ,مهسا تک و تنها" :)))))) بله ... خیلی هم عالی :))) 

و میتونید در این عکس موقعیت اتاق رو از جایگاه بنده یعنی تخت بالای اصلی ببینید .... مثل پارسال که عکس خوشمزه نداریم گفتم حداقل اتاق بهم ریختمون روببیند :))) {باور کنید همیشه اینطوری نیست:)) یه موقع های هم بوده که تمییز بوده :))) }

شما رو نمیدونم ولی الان اگر یه غول چراغ جادو داشتم و قرار بود یه ارزو رو براورده کنه, قطعا اون ارزو بودن در کنار مامان بابام بود ... دلم براشون تنگ شده شدید... اینکه مامانم بغلم کنه بوسم کنه قربون صدقه بره,بگه:ناز دونه...دُردونه...بابام بگه : مهسای بابا....مهسای بابا ....عزیز بابا ...قشنگ بابا...

 بیخیال...دورم دیگه...

++پرم از حرف...پر ِپر... گفتن از درگیرهای دنیای حقیقی و حس و حالم گرفته تا اتفاقات همین مجازستانمون مثل غیب شدن مترسک و نگار....

خوب..لطفا مخاطبهای خوبی باشید و همتون این شب رو که قراره واسه من عادی بگذره رو بهم تبریک بگید:)) امشب به همه ی مخاطبهای روشن این پست شاه بیتی تقدیم میکنم ....شمام به من یه بیت شعر هدیه بدین :))

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۲۰:۳۰
مهسا .م

این روزا که بگذره

یه دو هفته ای دیگه

میرم میزنم رو شونه "اذر" ُ

بهش میگم:

جنبه رو حال کردی؟!!



این ماه واسه شما تا الان چطوری گذشته؟ 

جمله اخر این پست رو اگر شما بودین چی مینوشتین؟

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۱
مهسا .م