1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

۴ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

داداش اونی هست که بشه از عمیق ترین گندکاریهات باهاش حرف بزنی و اون نه تنها هیچی بهت نگه بلکه خیییییلییییی ریلکلس برخورد کنه انگار کل کاری که تو کردی هیچی نبوده!!!

داداش اونی هست که تا یه اهنگ خوب گوش میکنه و به دلش میشینه سریع فروارد میکنه واسه ابجیش:)

داداش اونی هست که باهاش از چیزهایی حرف میزنی که حتی به مامان و ابجیات هم نگفتی :)))

داداش اونی هست که بشه هزار بار هندزفریشو ازش برداری باز دفعه ی بعدی هم که میاد خونه و میبینیش اگه هندزفری داشت اونم برداری:)

داداش بعد از پدر تکیه گاه هست! مایه ی دلخوشی هست. کسی که میشه روش حساب باز کرد:)

بقیه ش مسخره بازی ِ...

۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۴۳
مهسا .م

فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿١٢﴾ ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ ﴿١٣﴾ وَقَلِیلٌ مِنَ الآخِرِینَ ﴿١٤﴾ عَلَى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ﴿١٥﴾مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ ﴿١٦﴾ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ ﴿١٧﴾ بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ ﴿١٨﴾ لا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا یُنْزِفُونَ ﴿١٩﴾ وَفَاکِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُونَ ﴿٢٠﴾ وَلَحْمِ طَیْرٍ مِمَّا یَشْتَهُونَ ﴿٢١﴾ وَحُورٌ عِینٌ ﴿٢٢﴾ کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ ﴿٢٣﴾ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿٢٤﴾ لا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِیمًا ﴿٢٥﴾ إِلا قِیلا سَلامًا سَلامًا ﴿٢٦﴾وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿٢٧﴾ فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ ﴿٢٨﴾ وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ﴿٢٩﴾ وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ﴿٣٠﴾وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ ﴿٣١﴾ وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ ﴿٣٢﴾ لا مَقْطُوعَةٍ وَلا مَمْنُوعَةٍ ﴿٣٣﴾ وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ ﴿٣٤﴾ إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ﴿٣٥﴾ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا ﴿٣٦﴾ عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿٣٧﴾ لأصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٣٨﴾ ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِینَ ﴿٣٩﴾ وَثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِینَ ﴿٤٠﴾وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ  


نه آنجا هیچ حرفی لغو و بیهوده شنوند و نه به یکدیگر گناهی بربندند. (۲۵)

هیچ جز سلام و تحیّت و احترام هم نگویند و نشنوند. (۲۶)


++از تمام نعمتهای بهشتی که در قران توصیف شده,  ایه ی ۲۵ و ۲۶ سوره ی واقعه یکی از بهترین نعمات رو توصیف میکنه!

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۱۸
مهسا .م

به طرز وحشتناکی مدام خبر ازدواج دوستهای نزدیک و دور بهم میرسه... پشت سر هم !!! 

یا نامزد کردن یا عقد کردن یا دارن عروسی میگیرن!!! مورد داریم مادر هم شدن!!!

شاید واقعا وقتش هست و من دارم الکی مقاوت میکنم!!!

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۶
مهسا .م
مثل خیلی وقتای دیگه که باهم صحبت میکنیم این بار هم گرم حرف زدن بودیم. از حرف زدنهاش خیلی چیزا میشه یاد گرفت.ادمها شاید خودشون متوجه نباشن ولی وقتی دارن از روزانه هاشون میگن اگر تو زرنگ باشی کلی چیز میز یاد میگیری ازشون. تقریبا ۱۰ سالی از من بزرگتر هست. مادر هست. داشت از رابطه ش با مادرهای هم کلاسیهای فرزندش میگفت. میدونید که. این نسل جدید مثل ماها که نیستن. مشقهاشون رو خانم معلم میفرسته . دانش اموز پرینت میگیره و حل میکنه و فردا میبره مدرسه. هر کدوم از دانش اموزها پرتال مخصوص به خودشون رو دارن. مشق هاشون, غیبت دانش اموز, نتایج مسابقات, شرح اتفاقات و جشنها و مراسم های عزاداری که برگزار میشه توی مدرسشون و خیلی چیزای دیگه براشون میل میشه.بگذریم. تعریف میکرد که چطور یکی از مادرها پیامی که این فرستاده بوده رو forward میکنه توی گروه اصلی که همه ی مادرها بودن. اون پیام هم مناسب اینکه بخواد توی گروه مطرح بشه نبوده و یه جورایی براش خیلی بد میشه. کلی حرص میخورد. ناراحت بود. میگفت: ببین این زنیکه چقدر پست هست که من از رو صمیمیت یه چیزی نوشتم اومد فرستاد تو گروه اصلی... تو ببین این عجب ادم فلان...... از اینجور حرفها. 
هیچ کس هیچ کس از اینکه پیامش برای کس دیگه فرستاده بشه راضی نیست. هر موقع بشنوه پیامش فروارد شده سریع میره چک میکنه ببینه چیا گفته چه منظورهایی میشه ازش برداشت کرد توی حرفاش راجع به کیا حرف زده اونایی که امکان داره پیام رو خونده باشن کیا هستن...
الگوریتم بهینه اینه که قبل از اینکه بخواید یه پیامی رو بفرستین چه طرف همکلاسی باشه و جزوه بخواین ازش, چه استاد باشه و سوال درسی داشته باشین ازش , چه مادرتون باشه چه خواهر هر کی که میخواد باشه شما بای دیفالت فکر کن این پیام قراره فروارد بشه...داشتن یک همچین تفکری خیییییییلللللیییییییی موثر هست... 
بدست اوردن بعضی از مهارتها گاهی اصلا نیاز به تلاش و مداومت زیاد نداره فقط کافیه منطقت رو عوض کنی. 
مثل همین مورد. وقتی فکر کنی این پیام قراره فروارد بشه کلا لحن و ادبیات پیام دادنت, موضوعی که سوال میکنی راجع بهش تغییر پیدا میکنه... چه بسا از پرسیدن اون سوال, مطرح کردن اون موضوع و یا ایمیل زدن به کل منصرف بشی. این نکته ای هست که بارها و بارها توی زندگی روزانه مون مورد ازمون قرار میگیره. محیط کاری, محیط درسی, محیط خانواده ی خودت ,خانوداه ی همسرت, جمع هایی که یه روز با تو خوبن و یه روز علیه تو هستن!!!
داشتن یه همچین تفکری باعث میشه یه رفتار خوب برای شما تبدیل به عادت بشه! تبدیل به یه ادم سیساتمدار میشی! اینکه به هرفردی با هر مرتبه ی اجتماعی با هر نوع احساسی که بهش داری یه جوری پیام بدی که اگر دست یکی دیگه رسید ضایع نباشه خودت بعدا معذب نشی, کم مهارتی نیست! :)
یه موضع دیگه هم که نظرم رو جلب کرد اینه که این خانم سی و اندی ساله هست. میدونید وقتی دارم سنش رو میگم منظورم چیه. یعنی ایشون تا سی و اندی سالگی یه همیچن مهارت مهمی رو کسب نکرده! غافل بوده! 
به قول ی بنده خدایی زندگی مجموعه ای از مهارتهاست! هر چی مهارت هات کمتر باشه بیشتر اسیب میبینی و اذیت میشی! اصلا یه جورایی میشه گفت بزرگ شدن یعنی همین:)
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۱۰
مهسا .م