1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

۳ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

سلام به همگی. 

با یه مقاله اشنا شدم در زمینه ی "اراده". حرفایی که زده جالب و منطقی هست.

 قبل از اینکه لینک مقاله رو براتون بزارم باید بگم که به نظر من مهم تر از حجم داده هایی که دریافت میکنیم این هست که اون اطلاعات چقدر نغز و مناسب برای ما هستن  و مهم تر از اینکه چقدر اون اطلاعات با کیفیت و مناسب برای ما هستن , اینه که ما چقدر ازشون استفاده میکنیم و اونها رو برای خودمون تکرار و تمرین میکنیم.  به نظر من یادگیری توی زمینه هایی مثل اراده , مدیریت استرس, مدیریت زمان , برقراری رابطه ی موفق با دیگران,موفقیت تحصیلی, موفقیت کاری و و و نباید متوفق بشه...ضمن اینکه مراقب هستیم داده های مناسب و مورد نیاز رو هر از یه پریود زمانی مشخص به خورد روح و مغزمون بدیم باید برای خودمون سیکل یاداوری داشته باشیم. انسان فراموش کار ترین موجود دوپاست! انسان بارها و بارها اشتباه هاتش رو تکرار میکنه! انسان تجربه هاش رو از یاد میبره! تنها راه فراموش نکردن, انالیز کردنشون هست.  برای خود من اینطوری هست که هر موقع خودم رو رها کردم ,بازگشتم به سیکل یادگیری و یاداوری هم زمانبر بوده وهم  انرژی مضاعفی از من گرفته. 

مثلا دانشجویی متوجه میشه که عمده ی یادگیریش مربوط به خودخوان خوندن مطالب هست و سر کلاس توجه و تمرکز کافی نداره و اون قدر ها حضور توی کلاس براش پرفایده نیست.این یه باگ شایع هست که خیلیها از دوران دانش اموزیشون اون رو به دوران دانشجوی شون کشوندن و همین طور تا چهاااااااار سال این اسیب رو با خودشون حمل میکنن. البته باید بگیم, حداقل چهار سال! یکی دیگه نه... ساده نمیگذره . ادمی نیست که به خودش تخفیف بده. حواسش جمع خودش هست. ضمن اینکه از طریق مطالعه, مراجعه به مشاور و ازمایش خون, تلاش میکنه بفهمه علت این عدم تمرکز ارثی هست؟ کمبود ویتامین B6 وB12 توی بدنش هست؟ صرفا یه مهارت هست که این مدتهاست سعی نکرده کسبش کنه؟ به این ویژگی به عنوان نقطه قوت هم نگاه میکنه. مثلا میتونه تابستونها اگر وقت ازاد داشت خودش کار با نرم افزار خاصی رو یاد بگیره و یا درسهای مهم رو بخونه. حرفه ای بشه. چون وابسته به اموزش حضوری و استاد نیست.     

من خودم یکی از باگ هایی که داشتم و توی ترمی که گذشت خوب تونستم مدیریتش کنم این بود ک سر جلسه ی امتحان انگار منتظر بودم یکی دیگه بیاد سوالات رو حل کنه...با دیدن خیلی از سوالات کپ میکردم. اگر صورت سوال برام نااشنا بود دیگه کلا میزاشتمش کنار. در صورتی که اشتباه هست. اما حالا به خودم بارها و بارها قبل از امتحان گفتم و میگم که : مهسا این سوالات متعلق به تو هست. برای حل این سوالات هیچ کس شایسته تراز تو نیست! سر جلسه ی امتحان باید حالت یه جنگنده رو داشت. باید از قطره قطره ی مطالبی که خوندی استفاده کنی. تلاش قبل از امتحان همه ی قضیه ی نیست. جنگ واقعی سر جلسه ی امتحان هست. یاد گرفتم سر جلسه  باید کمی چسب شد به استاد. یاد گرفتم که تا لحظه ی اخر نباید از سر جلسه بلند شد چون ممکن هست یه دانشجو سوالی بپرسه که با اون سوالش استاد جوابی بده که تو متوجه بشی جواب خودت غلط هست و یا راهنمایی بشی برای نوشتن جواب بهتر و یا کامل تر.کوچیک شما مهسا هستم با معدل ۱۷/۸۳ :)

من مثال درس و دانشگاه رو زدم چون فعلا بیشتر توی این فضا هستم . شما اگر از این فضا  فاصله گرفتین و یا حتی هنوز هم درش هستین و حرفی تجربه ی خوبی , برای گفتن دارین  لطفا سکوت نکنید. زنده باشید و به اشتراک بگذارید. 

حالا این مقاله هم راجع به یه سری چیزا صحبت میکنه. من مقاله رو اینجا براتون میزارم. زبون اصلی هست. راجع به اراده

دوستی بخشهایی از مقاله رو ترجمه کرده.  سواد بررسی صحت علمی مقاله رو ندارم. 

در ادامه مطلب بخشهایی از مقاله رو براتون اوردم که بخونین.


۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۴:۴۰
مهسا .م
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۵ تیر ۹۷ ، ۲۱:۵۸
مهسا .م

قبل از اینکه پست رو بخونین میخوام بگم مرسی از اینکه هنوز اینجا رو میخونین و دنبال کننده هستین حتی خاموش. شاید اگر بلاگری بود که اینقدر بی نظم پست میزاشت و این مدلی بلاگ میکرد من خودم دیگه دنبالش نمیکردم. توی این مدتی هم که به خاطر درسم نبودم اینجا خیلی ریزش داشته.... مرسی که شماها هنوز هستین و  مایه ی دل گرمی من هستین :))  ببخشید اگر توی پستی اسمی از من اورده شده ولی من نبودم که بخوام بخونم و جواب بدم.


بعد از دو ماه , امروز میتونم برای مدتی یکم از درس فاصله بگیرم...

اخرین امتحان رو هم دادیم رفت. 

اینقدر شب بیداری داشتم و اینقدر برنامه ها فشرده بود که کمرم شونه هام پهلوم از نشستم پای درس میسوزه... چشام قرمز شده...میخوام بخوابم بدنم عادت نداره. به خواب عمیق نمیره...بعد از یکی دو ساعت میپرم...

بین همه ی این روزهایی که گذشت سخت ترین  روزها, روزهایی بودن که خودم رو به در و دیوار میزدم که درس بخونم ولی نمیشد. هنوز هم برام جای سوال هست. چرا بعضی از روزها نمیشه هیچی درس خوند؟ من در حالی که با امادگی تمام میرم میشینم پشت میزم همه ی وسایلم دور و برم هست کتابها جزوه ها خودکارهای رنگی رنگیم. ماژیک فسفری هام.. همه چیز و همه چیز هست هر کاری میکردم ولی مطلب و جزوه و کتاب پیش نمیرفت. بی خیال میشدم میزاشتم چند ساعت همین طوری وقت بگذره و بعد دوباره میرفتم برای چسب شدن به درسهام. این ترم بیشتر از تمام ترمهای زندگیم درس خوندم. احتمالا معدلم چیزی بالای ۱۷-۱۷/۵ بشه...

این ترم رو میتونم توی چندین کلمه خلاصه کنم. در واقع تا اینجای سال ۹۷ رو به شدت درگیر  چند چیز بودم.تمرین برای منظم شدن و اینکه هر موقع هر کاری دلم خواست و میلم کشید انجام ندم بلکه اون کاری رو که "باید" انجام بدم. "خود کنترلی"  دومین چیزی بود که حواسم بهش بود. به قول مدرسه ی اشتغال شریف: "مدیریت مبتنی بر خود". مدام پرت میشدم وسط جریانهایی که هیچ ربطی بهم نداشت ولی باید یقه ی مبارک خودم رو میگرفتم میکشیدم میاوردم پای این زندگی که دارم... و و و و  خیلی چیزهای دیگه...

همش رو توی یه پست جداگانه میخوام بگم...

این تابستون تابستون پر پستی خواهد بود :) میخوام کلللییییی وبلاگ بخونم کلللییییی کامنت بزارم. کلللللیییییی دوست جدید وبلاگی پیدا کنم. کلللییییییی ااااااااااا :)))

و چندتا چیز خیلی مهم دیگه 

۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۶:۴۹
مهسا .م