1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۸ ثبت شده است

به نظرتون هر روز زندگی کردن با ادمی که وضعیت مالی مساعدی نداره و هی باید دودوتا چارتا کنین مبادا اخر ماه کم بیارین سخت تر هست یا زندگی با یه ادم منفی باف؟ از این مدلی ها که همش غمگین هست و فکر میکنه اطرافیانش ترکش میکنن و الان دچار بیماری بدی میشه و....

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۸ ، ۱۹:۵۲
مهسا .م

باهم حرف میزدیم... 

معلوم بود از زندگی که داره راضی نیست. همه چیز هم داره. البته از بیرون اینطور به نظر میرسه. 

ولی خوب از حرفهاش فهمیدم که به خاطر تمام کارهایی که باید میکرده ولی نکرده ,خود ِچند سال قبلش رو دوست نداره. میگفت: من خیلی خرفت بودم.

میدونی! اون لحظه بابت تمام کارهایی که منطقا نباید انجام میدادم ولی انجام دادم خوش حال شدم. 

بابت تمام ابراز عشق های نصف و نیمه حتی.

گاهی اوقات عاقلانه ترین تصمیم ممکن این هست که به خودت اجازه ی تست کردن و try کردن بدی. 

 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۸ ، ۱۱:۲۲
مهسا .م
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۷ آذر ۹۸ ، ۱۳:۱۸
مهسا .م

ای کاش هر روز صبح که از خواب بیدار میشُدیم یک نامه دریافت میکردیم. 

که توی اون نامه نوشته شده بود باید چه کارهایی انجام بدیم و اگر انجام ندیم یعنی در راستای اون هدفی که خداوند از خلقت ما داشته حرکت نکردیم و سعادتمند نیستیم.

 

++خیری ندیده ایم از این اختیارها/ ما را به جبر هم که شده سر به راه کن

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۵:۱۴
مهسا .م