1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب

۲۳ مطلب با موضوع «مینیمالهاو متن نوشته های من» ثبت شده است

ادامه ی مصرع زیر را کامل کنید.

ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری      ..........................................


الف)مال دانشجو خوردن داره ؟!! :|

ب)این زباله هارم بزار دم در!!!

ج)کوچه قحطه؟!! نه قحطه؟!!

د)یه لقمه معشوقه...بفرما...دور هم خوشیم!!!

ه)چرا میگذری؟!! هان؟!!

و)بی همگان به سر شود! اینم روش!!!

ز) یه دِقه صداش کن یه تُک پا بیاد دم در!!!

س)به من چه اصن!!! 

ر)اینجا جای ترقه انداختنه؟!! ادم اینقد جلف؟ اینقد خز؟ اینقد تو جو؟


#از گزینه پیشنهادی دوستان استقبال میشود :)


۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۵۸
مهسا .م

انگاری همین دیروز بود که اووکادو  ازمون خواست تا براش بگیم که بهترین عیدی که گرفتیم چی بوده ...۳۵۰ روز گذشته ...من ۳۵۰ روز گذشته رو میخواستم یه پست بزنم و بگم که بهترین عیدی که سال ۹۵ گرفتم یه تابلوی شنی از طرف برادرم بوده ... ولی اینقدر پشت گوش انداختم که حالا ۳۵۰ روز از پستی که اووکادو هفت فروردین ۹۵ زده گذشته... 


واسه خیلی چیزا دیر میکنیم.واسه گفتن احساسمون به اطرافیان.واسه تلاش کردن برای موقعیتی که حقمون بود. واسه دیدن یه دوست...واسه خیلی چیزا ....

"سازت رو با بهار کوک کن" برای من یعنی کمی بیشتر از قبل بجنبم. 

#ادم ـ نرسیدن #دیر ـ میشود ـ گاهی #بیات


فراخوان رادیوبلاگی ها


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۴۹
مهسا .م

این روزا که بگذره

یه دو هفته ای دیگه

میرم میزنم رو شونه "اذر" ُ

بهش میگم:

جنبه رو حال کردی؟!!



این ماه واسه شما تا الان چطوری گذشته؟ 

جمله اخر این پست رو اگر شما بودین چی مینوشتین؟

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۱
مهسا .م

گاهی اوقات٬
 واسه دسته بندی کردن ادما توی ذهنم٬
دچار مشکل میشم.
مثلا نمیدونم این ادم رو تو دسته ی "بدها"جای بدم ٬
یا تو دسته ی "متفاوت ها"!!!



++تو زندگیمون بارها توی ذهنمون ادمها رو تو دسته ی "ادم بدها" گذاشتیم و ازشون فاصله گرفتیم و حتی گاهی اوقات ترسیدیم از اینکه باهاشون دوست باشیم...فقط به خاطر اینکه سبک زندگیشون هیچ شباهتی به ما نداشت...
۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۰:۵۴
مهسا .م
وجود بعضی چیزا و بعضی از ادما تو زندگیمون یه جورایی یه اتفاق خوب و قشنگ محسوب میشه...گاهی اوقات حضور به موقع بعضی از ادما تو بعضی از شرایطها ی سخت و بحرانی و یا موقعیتهای خاص و قشنگ جوری حالت رو خوب میکنه که فقط دلت میخواد دو رکعت نماز شکر بخونیو فقط و فقط به خود خدا بگی:"مرسی که دارمش"...میدونی...باید یکی باشه که وقتی از درس و پروژه و امتحان و همه ی این چیزا خسته شدی٬بتونی بهش زنگ بزنی...و اون اینقدر متفاوت باشه که به جای گفتن جمله ی کلیشه ای "حالا تو تلاشت رو بکن٬دیگه هر چی شد عب نداره" بگه:"اصلا به نظر من لازم نیست تو درس بخونی" و تو کلی جیغ جیغ کنی و قاه قاه بخندی و بهش بگی:"خیلی دیووونه ای ی ی ی ی":))))
باید یکی باشه که اینقدر پایه و اهل دل و خوش گذرون باشه که وقتی تو خونه هست اگه ده شب پشت سرهم بهش بگی بلند شو بریم دور دور٬نه تو کار نیاره.
باید یکی باشه که وقتی ساعت دوازده شب برق خوابگاه قطع میشه زنگ بزنی بهشُ کلی جیغ جیغ راه بندازیُ کلی با هیجان واسش بگی که واااای برقا اینجا رفته و اون با اینکه خسته از کارش برگشته و تازه ۱۲ شب داره شام میخوره بازم برات وقت بزاره و به جیغ جیغات گوش کنه.
باید یکی باشه که وقتی باهاش میری بیرون یهو بزنه کنار...بعد تو پیش خودت بگی یعنی کجا رفت...وقتی برگرده یه شاخه گل دستش باشه و تو اون لحظه ذوووووق کنی از این همه احساس:)
باید یکی باشه که وقتی عیدا میری خرید و یا وقتایی که یه لباس نو واسه تولدت هدیه گرفتی ٬سریع بپوشی بیای جلوش با یه لبخند گشاد بهش بگی: "نظرت؟" ...و اون اینقدر حوصله داشه باشه که تک تک راجع به طرز دوختش٬اینکه به تو میاد یا نه٬رنگش به پوستت میخوره یا نه٬مارکش و ... اظهار نظر کنه.اصلا تو خونه نظرش از همه مهم تر باشه واسه ی تو:)
باید یکیو داشته باشی که وقتی میخوای یه چیزی رو به کسی یا عده ای بگی ولی نمیتونی و قدرتش رو نداری٬حرفات رو بهش بزنی و اونو بفرستی جلو تا از مواضعت دفاع کنه.
باید یکی باشه که بارها و بارها از دانشکده ٬از دختر پسرای کلاس و سال بالایی ها٬از استادها ٬از اب و هوای تومحشری کرمون تو شبا..از همه چیز و همه چیز واسش تعریف کنی جوری که حتی بعد از دوساعت این فقط شارژگوشیت هست که کم میاره و پایه نیست واسه بازم حرف زدن.
باید یکی باشه که بهش چیزهایی رو بگی که تا حالا به هیچ کی جز اون نگفتی.
باید یکی باشه که وقتی یه ادکلن جدید یا هندسفری جدید خریده بترسه بهت نشون بده...اخه تا حالا صد بار موارد مذکور رو ازش کش رفتی:)))
باید کسیو داشته باشی که وقتی چند روز  on نمیشی بهت pm بده:"نیستی٬کجایی؟"...نگران شه ازon  نبودنت :)
باید یکی باشه که زنگ بزنه بهت حالت رو بپرسه...بعد یه دقیقه بعد زنگ خونه به صدا در بیاد...بری پشت در ببینی اونه..که بی خبر اومده...فقط و فقط به خاطر اینکه یه روز قبل از تولدت پیشت باشه اون همه راه رو کوبیده اومده:)
باید یکی باشه که بدونه با اینکه تو عاشق گل و کتابی ٬دختری و بلاخره جینگیل پینگیل دوست داری...بره واست از این جینگیل پینگیلیای خوشکل هدیه بگیره.
باید یکی باشه که اخر حرفاش یکی از جمله هاش این باشه:"پول مول هر چی خواستی بگو".باید یکی باشه که اسم تو رو متفاوت از بقیه تو گوشیش save کرده باشه:"little sister"
بازم میتونم بنویسم ولی میدونی چیه،
فقط همین یه جمله کافیه:
باید یکیو داشته باشی که بتونی روش حساب باز کنی.همین!

++بعید میدونم این روزا بلاگ منو بخونه ولی میخوام اینو بدونه که از نظر من  بهترین داداشی هست که من میتونستم داشته باشم :) 
++وبلاگ مثل اینستگرام یه دنیای دروغین نیست.دنیایی که توش فقط از زیبایی و قشنگیا بگی نیست.قطعا منو داداشم باهم سر خیلی چیزها اختلاف نظر داریم و همدیگه رو ناراحت کردیم.ولی خوب قطعا تعداد دفعاتی که باهم بهمون خوش گذشته و به درد همدیگه خوردیم خیلی بیشتر بود :)
موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۴۰
مهسا .م

,It's terrible and tyrannical and bitter truth

,but we must accept that

in 90% of position

,we enter into second relation

just for

!!!forget first relation

موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۸ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۰
مهسا .م

وقتی مینویسی سلام و اون در جواب سلام تو مینویسه : س

یعنی رسما غیرمستقیم داره بهت میگه:


الف) بنِال !!!

ب)اصلا حوصلتو ندارم!!!

ج)من اینقدر خسته و گشاد هستم که زورم میاد س رو سلام تایپ کنم:|

د)من یه دهه هفتادی مضخرف هستم.اشنا میشیم باهم حالا :)

ه)زودتری بگو میخوام برم!!!

و) من الان٬فقط حالم خوب نیست٬همین!!!


۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۴
مهسا .م


در این دنیا که نامردان عصا از کور میدزدند

منو حالا نوازش کن٬که این فرصت نره از دست!!!

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۰
مهسا .م

تو زندگیتون هیچ وقت به کسی اجازه ندین بهتون احساس حقارت بده.به نظرم تو زندگی هیچ جمله ای سنگین تر و توهین امیز تر از اینکه بهت بگن:"تو نمیتونی" نیست.شما هر راهی رو تو زندگیتون انتخاب کنید همیشه کسانی هستن که مخالفت کنن و بگن دارین کار اشتباهی انجام میدین!شما مسئول نیستید به دیگران ثابت کنین چه کسی هستین!شما سکوت کنین!چیزی نگین!کلمات خودتون رو برای کسانی که فقط مستحق سکوت شما هستن به هدر ندین!هر روز صبح جلوی اینه بایستین و به خودتون بگین: هیچ چیزی تو این دنیا پایدار نیست حتی مشکلات و بدبیاری ها....این روزها هم میگذره و بلاخره روزهای خوب سر و کلشون پیدا میشه...بعضی وقتا زندگی مثل میدون گاوبازی میشه.تو گاوبازی کسی برنده ست که بهترین جاخالیها رو بده نه اونی که با هر گاوی که سر و کلش پیدا شد درگیر بشه....بعضی اوقات باید نسبت به بعضیا٬حرفاشون٬رفتارهای مضخرفشون جاخالی داد! کاری جز گرفتن امید و سرزندگی از دیگران ندارن...


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۹
مهسا .م

تو کز محنت دیگران بی غمی

کار بسیووور عاقلانه ای انجام میدی!!!

اورین...اورین!!!

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۱۵
مهسا .م