1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

بایگانی

۳۸ مطلب با موضوع «مینیمالهاو متن نوشته های من» ثبت شده است

شادی و امیدواری شاید مُسری باشه ولی تزریق کردنی نه!

به عبارتی هیچ وقت نمیشه روی یه سطح سیمانی گل نرگس کاشت!

 

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۸ ، ۱۲:۰۲
مهسا .م

به نظرتون هر روز زندگی کردن با ادمی که وضعیت مالی مساعدی نداره و هی باید دودوتا چارتا کنین مبادا اخر ماه کم بیارین سخت تر هست یا زندگی با یه ادم منفی باف؟ از این مدلی ها که همش غمگین هست و فکر میکنه اطرافیانش ترکش میکنن و الان دچار بیماری بدی میشه و....

۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۸ ، ۱۹:۵۲
مهسا .م

باهم حرف میزدیم... 

معلوم بود از زندگی که داره راضی نیست. همه چیز هم داره. البته از بیرون اینطور به نظر میرسه. 

ولی خوب از حرفهاش فهمیدم که به خاطر تمام کارهایی که باید میکرده ولی نکرده ,خود ِچند سال قبلش رو دوست نداره. میگفت: من خیلی خرفت بودم.

میدونی! اون لحظه بابت تمام کارهایی که منطقا نباید انجام میدادم ولی انجام دادم خوش حال شدم. 

بابت تمام ابراز عشق های نصف و نیمه حتی.

گاهی اوقات عاقلانه ترین تصمیم ممکن این هست که به خودت اجازه ی تست کردن و try کردن بدی. 

 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۸ ، ۱۱:۲۲
مهسا .م

ای کاش هر روز صبح که از خواب بیدار میشُدیم یک نامه دریافت میکردیم. 

که توی اون نامه نوشته شده بود باید چه کارهایی انجام بدیم و اگر انجام ندیم یعنی در راستای اون هدفی که خداوند از خلقت ما داشته حرکت نکردیم و سعادتمند نیستیم.

 

++خیری ندیده ایم از این اختیارها/ ما را به جبر هم که شده سر به راه کن

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۵:۱۴
مهسا .م

یه روز رگه‌هایی از موهام و یا کل پایینش رو ابی میکنم. و بعد از یه  پیاده‌روی نسبتا طولانی ,میرسم جایی که شب هست. با یه اسمون صاف و پرستاره. جایی که من با اتیش یه سوپ سبزیجات گرم و خوشمزه درست کردم. و یه مرد سرخ پوست با موهای مشکی و خیلی بلندش که دم اسبی بسته داره فلوت میزنه. 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۹۸ ، ۱۹:۲۰
مهسا .م

هورمون چیست؟ 

چیزی که اغلب ازش شکســــــــت خوردم!!!

 

 

موافقین ۶ مخالفین ۱ ۲۴ شهریور ۹۸ ، ۰۰:۲۸
مهسا .م

اگر داری کاری رو انجام میدی که نیاز به تمرکز داره٫

اما مدام موضوعاتی میاد توی ذهنت که تو واقعا نیمخوای بهش فکر کنی٫

این از ضعیف بودن روح شماست

نه قوی بودن و پررنگ بودن اون فکر.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۸ ، ۰۹:۲۹
مهسا .م

قبلا ها یه جمله خونده بودم از کتابی که واقعا یادم نمیاد از کدوم کتاب بود. ولی خوب خیلی به مذاقم خوش اومد و به کار میبردم و یه جورایی بهم انگیزه ی بیشتر تلاش کردن میداد. اون جمله این بود:

کسانی که شبها بیشتر از بقیه بیدار میمونن و دیرتر میخوابن , چیزهای بیشتر از  زندگی میخوان. 

اما الان بعد از گذشت چند سال به نتیجه ی دیگیری رسیدم. 

کسایی که از دنیا و زندگی چیز بیشتر میخوان, همونایی هستن که صبحا یک ساعت زودتر از عموم مردم بیدار میشن. 

شب بیداری به مراتب اسون تر از زدن از خواب لذت بخش صبح هست. 

++شهادت امام باقر (ع) تسلیت میگم به همتون. 

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۸ ، ۰۶:۱۴
مهسا .م

خواستن، توانستن است. 

یکی از بزگرترین دروغ هایی هست که تا الان شنیدم. 

واقعا همه چیز تلاش نیست. 

واقعا همه چیز تلاش نیست.

واقعا همه چیز خواستن نیست.

واقعا نیست.

واقعانیست.

نیست.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۸ ، ۱۹:۵۰
مهسا .م

یک وقتهایی هم هست که ادم دوست دارد برود و یک پلاستیک زباله ی سیاه بردارد. خودش را بگذارد توی پلاستیک سیاه و ساعت نه شب ببرد سر کوچه!!! 

انوقت برگردد خانه و بدون هیچ مزاحمی با خیال راحت لحظاتی را زندگی کند!


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۱ خرداد ۹۸ ، ۲۰:۰۷
مهسا .م