1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

1Engineer'sDailyNotes

زیر شمشیر غمش رقص کنان بایدرفت کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

قبلا توی این قسمت اسم رشته و دانشگاه و اینجور چیزها بود. از این گفته بودم که چقدر به موسیقی و ادبیات علاقه دارم. و یه سری دیتای دیگه. بعد از این که این بچه رفت توی چهار سال دیدم بودن اون توضیحات همچین مهم هم نیستا...راستی... اعتقادی به عوض کردن اسم بچه ندارم وگرنه حتما این کارو میکردم :)) یه خورده پستا رو زیرُ رو کنین همه چی دستتون میاد...

پربیننده ترین مطالب
پیوندها

۷۰ مطلب با موضوع «چیزی برای گفتن» ثبت شده است

حیف که انسان موجود اجتماعی هست و رشد توی ارتباط با ادمهای دیگه نهفته ست.

و گرنه قطعا سالها قبل میشد از دست همدیگه به غاری جایی پناه ببریم!

هر کی رو نگاه میکنی با تمام حس قشنگی که بهش داری با تمام حس تعهدی که در قلبت نسبت بهش داری اخر یه ویژگی داره یه حرکتایی میزنه که عمیقا قلبت رو میرنجونه و عمیقا با اعصابت بازی میشه!

رابطه ی ما ادمها مثل خودمون رنگشون خاکستری ِ!



موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۷ ، ۲۲:۳۰
مهسا .م

یکی از پیچیده ترین کارای دنیا مدیریتِ رابطه با ادمهاست!



موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۷ ، ۱۵:۵۹
مهسا .م

ادمیزاد اون قدری که به عمل کردن چیزهایی که میدونه نیازمند هست,

به دونستن باید ها و نباید های جدید نیاز نداره.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۱۷
مهسا .م

وقتی در فضای اکادمیک دانشگاه ,در محیط کاری و یا هر محیط دیگه ای,

با فردی رو به رو شدید که در نهایت احترام باهاتون برخورد میکنه, 

و شما رو با رفتارش تحت تاثیر قرار میده,

اخر "ساه لوحی"و  "ساده اندیشی" هست که, 

رفتارش رو صرفا به پای تربیت خوب خانوادگی و ادب و کمالش بگذارید!

اون میتونه فقط و فقط یه ادم "باتجربه" باشه!!!

به اصطلاح بهش میگن:

گرگ بارون دیده!!!

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۰
مهسا .م

میدونی بعضی از کارا خودشون و تاثیرشون عین نوشابه خوردن هست. 


موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۹
مهسا .م

دقت کردم!

میبینم تو زندگیم به خیلی ها بدهکارم! 

امیدوارم عجل فرصت بده!


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۵
مهسا .م

خوب من و این وبلاگ قطعا دلمون برای موشک تنگ شده

با اینکه هستن کسایی که خیلی وقت هست خبری ازشون نیست و دوست دارم بیان و از خودشون خبر بدن.

ولی اعتراف میکنم که رفتن موشک با بقیه فرق داشت و من و این وبلاگ واقعا دلمون برای روزهایی که موشک بود و میامد کامنت میزاشت سلام خانم مهندس تنگ شده...

با هم خیلی اختلاف سلیقه داشتیم ولی شعور و تحمل نظر مخالف رو هم داشتیم... دنیاهامون فرق داشت ولی خوب کنار میومدیم. اولین دوست وبلاگی من بود... 

میدونین توی این دنیای مجازی ارزش هر وبلاگ به اون خواننده های قدیمیش هست. بعد از رفتن موشک احساس میکنم وبلاگم از ارزشش خیلی کم شد...

دارم دوستای خوب قدیمی... مثل مترسنج و.....(نمیخوام نام ببرم)

منم مثل خیلی های دیگه از داشتن وبلاگ اهداف خاص خودم رو داشتم. برای همین هم بعد از رفتن موشک باز هم این وبلاگ موند واز بین نرفت.

ولی جای خالی موشک همیشه خالی میمونه!

فکر کنم دیگه اصلا وبلاگ نخونه و اخرین چیزی که ازش به خاطر دارم جریان مهاجرتش به المان بود...


اگر حوصلتون نمیشه عنوان رو کپی کنین اینجا کلیک کنین .

انگیزه ی این پست با خوندن همین لینک بالا ایجاد شد.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۲
مهسا .م

نفرات برتر کنکور تجربی ۹۷ به قرار زیر میباشد:


نفر اول امیررضا براتی از قوچان،

 نفر دوم علی عبدالله زاده از تربت حیدریه،

 نفر سوم عرفان آبادی فرد از تبریز،

 نفر چهارم امیررضا صدر یکتا از کرج،

 نفر پنجم سارا کمالی زنوزی از تبریز،

 نفر ششم علی افخمی نیا از ارومیه،

 نفر هفتم امیرحسین زارع از بیرجند،

 نفر هشتم سیدشایان شجاعی از مشهد،

 نفر نهم آرمان زینالی از طالش و

 نفر دهم پریا وریزاد ایلخچی از تبریز


++واقعا تهران با اون جمعیت, با اون همه مدرسه تیزهوشان و فرزانگان و سمپاد و فلان  و بهمان چرا باید حتی یک نفر فقط  یک نفر , بین ۱۰ نفر برتر نداشته باشه؟؟؟؟؟ هوووم؟

++تبریزی ها توی اغلب کنکورهای سراسری پرچمشون بالاست.تبریک :)

++هی روزگار... یادش بخیر.. واقعا انگار پیر شدیم... انگار که نه انگار یه روزهایی بودن که دغدغه ی انتخاب رشته و مشاور و این چیزا داشتیم... دغدغه ی تست و تراز و ازمون و رتبه و .... خوش حالم اون روزا رو پشت سر گذاشتم...

میدونین چرا؟

لابد فکر میکنین به خاطر استرس  و اضطراب و ایناش.

نه خیر جانم...

قیمت کتابهای کمک اموزشی و کتابهای تست و هزینه ی میلیونی ازمونها و هزینه های سرسام اور مدارس و حتی هزینه ی سرویس مدارس و از همه تلخ تر موسسات دزدی که میان و توی تلوزیون و در روز روشن داوطلبها مخصوصا اونهایی که عقب افتادن رو تحریک میکنن که به اهداف کاملا سودجویانه ی خوشون برسن ... اصلی ترین دلایلم هستن! لعنت خداوند به موسسات دزدی که با تحریک احساسات دانش اموزها , جیب خالی پدر مادرها رو هر روز خالی تر از دیروز میکنن.

++کنکوری داشتین؟ بچه های اقوامتون چی کار کردن؟ من که نه ولی دیگران پرسیدن ازشون, همون جمله ی معروف و تکراری همیگشی: "کنکور امسال نسبت به سالای قبل خیلی سخت بوده خیلی" :))))) مام اصلا نمیدونیم کنکور چیه:))))  به قول هولدن ما اصلا ببر . باشه قبول :)))


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۲
مهسا .م

سلام به همگی. 

با یه مقاله اشنا شدم در زمینه ی "اراده". حرفایی که زده جالب و منطقی هست.

 قبل از اینکه لینک مقاله رو براتون بزارم باید بگم که به نظر من مهم تر از حجم داده هایی که دریافت میکنیم این هست که اون اطلاعات چقدر نغز و مناسب برای ما هستن  و مهم تر از اینکه چقدر اون اطلاعات با کیفیت و مناسب برای ما هستن , اینه که ما چقدر ازشون استفاده میکنیم و اونها رو برای خودمون تکرار و تمرین میکنیم.  به نظر من یادگیری توی زمینه هایی مثل اراده , مدیریت استرس, مدیریت زمان , برقراری رابطه ی موفق با دیگران,موفقیت تحصیلی, موفقیت کاری و و و نباید متوفق بشه...ضمن اینکه مراقب هستیم داده های مناسب و مورد نیاز رو هر از یه پریود زمانی مشخص به خورد روح و مغزمون بدیم باید برای خودمون سیکل یاداوری داشته باشیم. انسان فراموش کار ترین موجود دوپاست! انسان بارها و بارها اشتباه هاتش رو تکرار میکنه! انسان تجربه هاش رو از یاد میبره! تنها راه فراموش نکردن, انالیز کردنشون هست.  برای خود من اینطوری هست که هر موقع خودم رو رها کردم ,بازگشتم به سیکل یادگیری و یاداوری هم زمانبر بوده وهم  انرژی مضاعفی از من گرفته. 

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۷ ، ۱۴:۴۰
مهسا .م

برنامه ی امشب ماه عسل راجع به شهیدی به نام علی اقبالی بود. 

شنیدن از این شهید من رو به هیجان اورد. 

از اول برنامه رو دنبال نمیکردم از وسط هاش نشستم پای تی وی. 

این طور که متوجه شدم این شهید ۵۰ پایگاه  و قرار گاه از رژیم بعثی عراق رو بمباران میکنه و به خاطر اینکه تا این حد در حرفه و مسئولیتش یعنی خلبانی نامبر وان بوده وقتی هواپیماش سقوط میکنه اون رو دستگیر میکنن و رژیم عراق اون رو به طرز وحشیانه و غیر انسانی به دستور مستقیم صدام حسین به شهادت میرسونه...

اینها رو از ماه عسل شنیدم. کنجکاو شدم. البته واژه ی کنجکاوی زیاد حق مطلب رو ادا نمیکنه. بهتره بگم به هیجان اومدم. راجع بهش سرج کردم. تا این حد نامبر وان بودن و تا این حد مفید بودن تا این حد وظیفه گرا بودنش من رو به یاد شهید شاطری انداحت. دیدن شهیدهای این مدلی چیز عجیبی رو در من ایجاد میکنه. نمیتونم دقیقا مرز باریک بعضی چیزها رو تشخیص بدم. اینکه خوندن و دیدن از این شهیدها چیزی رو در من و امثال من ایجاد میکنه؟ یا اینکه چیزی رو که مدتهاست در وجودمون بوده و به خواب رفته رو بیدار میکنه؟ اینجا میتونید مستندی رو از شهید شاطری ببینید .

حین سرچ کردن راجع به شهید اقبالی متوجه شدم ایشون تحصیل کرده ی امریکا بودن. اغلب خلبانهایی که داشتیم و توی جنگ ازشون استفاده میکردیم ,ایران و در واقع حکومت وقت ایران یعنی حکومت پهلوی اینها رو به المان و اغلب امریکا میفرستاده تحصیل میکردن دوره ها رو میدیدن ایران براشون هزینه میکرده و بعد بر میگشتن. و یا میموندن همون جا... 

اون زمان واقعا ایران در حدی که بتونه یه همچین نابغه هایی رو پرورش بده نبوده. الان از اوضاع دانشکده های خلبانی داخل هیچ خبری ندارم که بدونم ایا الان بعد از ۴۰ سال در حدی هستیم که خلبانهایی مثل اقبالی و بابایی داشته باشیم یا نه...

یه نکته ی دیگه که توجهم رو جلب کرد خلبانهایی مثل امیرحسین ربیعی بودن. اول که یه مختصری توی  ویکی پدیا راجع بهشون خوندم متوجه شدم که با وجود اون تحصیلات بالایی که داشتن (مثل شهید اقبالی و شهید بابایی)و با وجود اون همه هزینه ای که  حکومت وقت برای اینها کرده بوده بعد از عوض شدن رژیم و سر کار اومدن جمهوری اسلامی این خلبان و امثال این رو به جرم مفسد فی الارض بودن اعدام میکنن... به دستور خلخالی فکر میکنم. 

 توی یه سری از سرچ هام راجع به ربیعی خوندم که این ادم از طرفداران حکومت پهلوی بوده و خوب با توجه به درجه ی نظامی بالایی که داشته طبیعی هست که حکومت وجودش رو خطرناک بدونه...

با این وجود باور کردن اینکه حکم اعدام ادمهایی این مدلی واقعا کار بر حق و درستی بوده یه خورده به نظرم ساده نگری هست. 

ادمهایی که هزینهای زیادی برای پرورش شون شده بود. ادمهایی که بهترین سالهای زندگی شون رو توی امریکا مشغول اموزش دیدن بودن. وطن پرست بودن. خیلی هاشون میتونستن اون ور بمونن ولی برگشتن. درسته که خیلی هاشون باید اعدام میشدن ولی ایا اعدام همشون بر حق بوده؟؟؟ واقعا هیچ کس نیست که به این سوالات جواب بده.

به نظرم یکی از دلایلی که در زمان جنگ ما ادمهایی مثل بابایی و اقبالی داشتیم این بوده که اونها به راهشون مطمئن بودن. راهشون یعنی جان فدا کردن در راه وطن و حکومتی که لحظه ای به درست بودن خط و مشی اون شک نداشتن... ولی ما چی؟ 


۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۷
مهسا .م